فریاد فرمان‌ها از دره قیامت

در سرزمین مزوپوتامیا، روستاها، کوه‌ها، دره‌ها، درختان و صخره‌ها نام‌های خود را از رنج‌ها و شادی‌های جوامعی که در آن زندگی می‌کنند، می‌گیرند. در این سرزمین‌ها، هر روستا، هر کوه، هر دره و هر درخت، مانند مردمش، داستانی دردناک دارد.

دره قیامت، وابسته به شنگال نیز یکی از آن مکان‌هاست که نام خود را از فریاد زنان ایزدی که از فرمان‌ها (واقعه‌های نسل‌کشی) فرار می‌کنند و با فریاد خود درختان و سنگ‌های دره را به لرزه درمی‌آورند، گرفته است. طبق روایت‌ها، در زمان عثمانی‌ها، ایزدی‌ها برای محافظت از خود در برابر فرمان‌ها به دره‌ای پناه بردند و در آن دره زنان فریاد زده‌اند و قیامت برپا کردند. از آن روز تا به حال، این دره به نام دره قیامت شناخته می‌شود.

شیخ مراد (۷۴ ساله) که شاهد فرمان‌ها بوده و خادم قبه پیر اَورا (پیر ابرها) است، قبل از اینکه به فرمان ۷۴ام که توسط تبهکاران داعش انجام شد بپردازد، با این جملات داستان دره قیامت را روایت می‌کند: «در زمان عثمانی‌ها، ایزدی‌ها برای نجات خود از فرمان‌ها به مرز پناه می‌بردند و به دره‌ای که اکنون به آن دره قیامت می‌گویند، می‌رفتند. در آن زمان بسیاری از ایزدی‌ها در آنجا قتل‌عام شدند، بسیاری از زنان برای اینکه به دست دشمن نیفتند، به زندگی خود پایان دادند. هزاران ایزدی در آن دره پناه گرفتند. در زمان حملات، زنی در برابر قتل‌عام و وحشیگری‌ها در دره شروع به فریاد می‌کند و قیامت برپا می‌کند. از آن روز به بعد، به آن دره، دره قیامت گفته می‌شود.»

پس از روایت داستان نام دره قیامت، شیخ مراد به توضیح فرمان ۳ اوت ۲۰۱۴ می‌پردازد. شیخ مراد در ابتدای سخنان خود اشاره می‌کند که فرمان‌های زیادی بر سر جامعه ایزدی آمده است، نه یکی، نه دو، نه سه...

کوهستان، پناهگاه جامعه ایزدی

در هر فرمان، جامعه ایزدی برای محافظت از فرهنگ و باورداشت خود، همواره به کوه‌ها پناه برده‌اند. در مورد پناه بردن به کوه‌ها، شیخ مراد اظهار می‌دارد که تا به حال کوه آنها را از هر فرمانی محافظت کرده است، به همین دلیل کوه برای آنها همه چیز است.

شیخ مراد با این جملات، آمدن داعش، خیانت (نیروهای) پیشمرگه و ارتش عراق را توضیح می‌دهد که چگونه تا زمان فرمان به این نیروها اعتماد کرده بودند: «وقتی شنیدیم موصل و تلعفر به دست داعش افتاده است، گفتیم پیشمرگه و ارتش عراق از ما محافظت خواهند کرد، اما نمی‌دانستیم که به ما خیانت خواهند کرد. وقتی دیدیم ارتش عراق و پیشمرگه فرار می‌کنند، گفتیم هیچ چیز در دست ما نیست که خودمان را محافظت کنیم. تنها یک جا داشتیم و آن هم کوه‌ها بودند.»

«کوه سال‌هاست ما را از حملات محافظت می‌کند»

شیخ مراد در ادامه سخنان خود اینگونه از کوهستان شنگال که سال‌هاست از آنها محافظت می‌کند، صحبت می‌کند: «کوهستان ما بی‌صاحب نیست و ما آن را ترک نمی‌کنیم. کوهستان ما سال‌هاست ما را از هر حمله‌ای محافظت می‌کند. وقتی دیدم مردان می‌آیند و سلاح دارند، گفتیم ما بی‌سلاحیم، چگونه از خودمان محافظت کنیم؟ گفتیم زنان و کودکان را نجات دهیم، چون دشمنی بود که هر کس به دستش می‌افتاد را می‌کشت. به همین دلیل بلافاصله به کوه پناه بردیم. وقتی به کوه پناه بردیم، دیدیم همه به کوه پناه برده‌اند. یک بار دیدیم که تروریست‌ها با سلاح‌های سنگین به سمت ما نشانه رفته و به ما شلیک کردند. نمی‌دانستیم چگونه خود را نجات دهیم و گفتیم کسی زنده نمی‌ماند. ما فرار کردیم و به شَرفَدین رفتیم و از آنجا نیز به سمت باشور کوردستان رفتیم.»

زنان برای اینکه به دست دشمن نیفتند، خود را از کوه‌ها پرت کردند

شیخ مراد فرمان‌های قبل از فرمان ۷۴ را به یاد می‌آورد و اظهار می‌دارد که آنها در هر فرمان فرار کرده‌اند و در هر فرمان زنان برای اینکه به دست دشمن نیفتند، خود را از کوه‌ها به پایین پرت کرده‌اند.

فرمان ۳ اوت نتوانست جامعه ایزدی را به طور کامل از نظر فیزیکی نابود کند، اما چیزهای زیادی از جامعه ایزدی گرفت؛ جان گرفت، مال گرفت و حتی از باورداشتش دور کرد. شیخ مراد در این مورد نیز چنین روایت کرد: «این فرمان آخر چیزهای زیادی را از ما نابود کرد و دوری از فرهنگ‌مان به وجود آمد. قبلا جامعه ایزدی با فرهنگ اصیل خود شناخته می‌شد، اما امروز می‌بینیم که فرهنگ ما در حال از بین رفتن است، زیرا مهاجرت به خارج از میهن زیاد است.»

«فرهنگ خارج از میهن چیزی به انسان نمی‌دهد»

در پایان سخنان خود، شیخ مراد اینگونه از ایزدی‌های خارج از شنگال درخواست می‌کند: «از ملت ایزدی خود می‌خواهم که به سرزمین خود بازگردند و فرهنگ اصیل خود را در سرزمین خود زندگی کنند. زیرا فرهنگ خارج از میهن چیزی به انسان نمی‌دهد، بلکه باعث می‌شود انسان از فرهنگ خود دور شود.»