تصویر

هِلین امید: تنها دغدغه ما، باز کردن فضا برای سیاست دموکراتیک است

هلین امید، عضو جنبش مبارزه برای آزادی کوردستان، با تاکید بر اینکه خواهان گشایش فضا برای سیاست دموکراتیک هستند، اظهار داشت که کمیسیون پارلمانی که قرار است تشکیل شود، باید بر انتگراسیون دموکراتیک و قوانین آزادی متمرکز شود.

هِلین امید

هلین امید با بیان اینکه «گروه صلح و جامعه دموکراتیک» در حال آماده شدن برای سیاست دموکراتیک است، گفت: «رفقای ما با روشن شدن و شکل‌گیری وضعیت قانونی و اساسی، مشارکت خواهند کرد. اگر شرایط فراهم شود، یعنی ضمانت‌های قانونی داده شود، آنگاه بازمی‌گردند.»

هلین امید، عضو جنبش مبارزه برای آزادی کوردستان'، در برنامه تلویزیونی شبکه مدیا هابر تی‌وی به سؤالات مطرح شده درباره آزادی جسمانی رهبر آپو و سطح پیشرفت در روند صلح و جامعه دموکراتیک پاسخ داد.

ارزیابی‌های هلین امید در پاسخ به سؤالات خبرنگار اَردال اَر به شرح زیر است:

«ابتدا می‌خواهم عشق و سلام خود را به رهبر آپو ابلاغ کنم. ما نیز همراه با افکار عمومی و خلق کورد، در ۹ جولای تصاویر و فراخوان رهبر آپو را مشاهده کردیم. بیش از هر چیز، آن تصاویر و پیام‌های موجود در آن‌ها، پس از سال‌ها دیدن رهبری، موجی از احساسات را در همه ما ایجاد کرد.

ارتباط مستقیمی با رهبر آپو وجود ندارد. همه این را می‌دانند. در واقع، از اکتبر تا کنون، اطلاعاتی که به دست ما رسیده است را به اشکال مختلف با افکار عمومی در میان گذاشته‌ایم.

من حدس می‌زنم هم افکار عمومی و هم بخش‌هایی که به این موضوع علاقه‌مندند، فکر می‌کنند که از پشت پرده تماسی وجود دارد و به دنبال آن هستند. یعنی می‌خواهند این موضوع را روشن کنند.

بله، گاهی اوقات اطلاعات و نامه‌هایی از رهبری می‌رسد. ما این‌ها را به اشکال مختلف با افکار عمومی، رفقا و مردم‌مان به اشتراک می‌گذاریم، اما ارتباط مستقیمی با رهبر آپو وجود ندارد. انتظار ما، تغییر موقعیت رهبر آپو است.

همانطور که می‌دانید، ما دوازدهمین کنگره حزب کارگران کوردستان (پ‌ک‌ک) را برگزار کردیم، این کنگره تصمیماتی گرفت. این‌ها چه بودند؟ پایان دادن به فعالیت‌ها تحت عنوان پ‌ک‌ک، پایان مبارزه مسلحانه، گشایش دوره‌ای جدید، آغاز دوره‌ای جدید. ما اظهار داشتیم که رهبر آپو باید مستقیما این فرآیندها را برای اجرای همه این‌ها هدایت کند.

گام‌هایی برای تغییر وضعیت رهبری ما هنوز برداشته نشده است

این یک شرط یا پیش‌شرط نیست. بله، رسانه‌های جنگ ویژه و مخالفان ما همیشه سعی می‌کنند این را اینگونه تفسیر و پردازش کنند، اما این جنبش، جنبش رهبری است. یعنی جنبش آزادی کورد، به طور مشخص پ‌ک‌ک؛ شکل‌گیری نیروی گریلایی، پایه‌های معنوی آن توسط رهبر آپو ایجاد شده است.

هیچ کس به جز رهبر آپو نمی‌تواند تضمین کند که ما این تصمیمات را به درستی اجرا کنیم. در این معنا، آزادی جسمانی رهبر آپو از دیدگاه ما، برای پیشبرد سالم این روند، یک نیاز و ضرورت فوری است. این چیزی فراتر از یک شرط است. ما از وضعیتی صحبت می‌کنیم که فراتر از یک موضوع مذاکره متقابل است. باید آن را خارج از این نگاه داشت. یعنی نه به عنوان بخشی از مذاکرات و نه به عنوان بخشی از گام‌هایی که برای پیشرفت این روند برداشته می‌شود. حتی برای رساندن این روند به آن نقطه، آزادی جسمانی رهبر آپو و قرار گرفتن او در موقعیتی که بتواند مستقیما با ما در ارتباط باشد، لازم است. هیچ نیروی دیگری نمی‌تواند این را به ما بفهماند، نمی‌تواند این را پیش ببرد.

تاکنون – همانطور که گفتم – برخی پیام‌های کتبی و دیدگاه‌ها منتقل شده است. کنگره هم بر اساس آن برگزار شد. مراسم سوزاندن سلاح در ۱۱ جولای نیز بر اساس آن بود. گریلا‌ها نیز به آن پاسخ دادند. با اینکه پ‌ک‌ک به فعالیت‌ها تحت نام خود پایان داده است، ساختار پ‌ک‌ک به فراخوان رهبری بر این اساس پاسخ داده است.

اما تاکنون در موقعیت و وضعیت رهبر آپو تغییری حاصل نشده است. بله، کمی گشایش وجود دارد، اما هیچ تضمینی برای آن وجود ندارد، هیچ وضعیت قانونی ندارد. توجه کنید؛ این روند با حق امید آغاز شد. یعنی بر پایه حق امید، فراخوانی از سوی دولت باغچلی برای رهبری وجود داشت. اکنون بهتر درک می‌شود که او این کار را به نام دولت انجام داده است. اینگونه آغاز شد، اما از جمله حق امید، گام‌هایی برای تغییر وضعیت موجود رهبری برداشته نشده است.

کسانی هستند که می‌گویند: 'بعد از مدتی، محل رهبری ما تغییر خواهد کرد، به وضعیتی شبیه حصر خانگی منتقل خواهد شد' و غیره. اما این‌ها چندان معنایی ندارند. چرا معنایی ندارند: کسانی که امروز اجازه می‌دهند این روند پیش برود، فردا در صورت بروز هر مشکلی می‌توانند جلوی آن را بگیرند. یعنی این هم قبل از هر چیز باید یک تضمین قانونی پیدا کند.

برچسب 'تروریسم' را نمی‌پذیریم

مفهوم 'ترکیه بدون ترور' را رد می‌کنیم. یعنی برچسب‌گذاری 'تروریسم' را قبول نداریم. همه باید این را بدانند. 'جنبش آزادی'، پ‌ک‌ک؛ مشروع‌ترین مبارزه را در تاریخ انجام داده است. نبرد بقا و هویت یک خلق را پیش برده است.

دنیزها (دنیز گزمیش و یارانش) در دادگاه می‌گوید: 'حق مقاومت در برابر ظلم، جهانی‌ترین حق است.' کوردها حق مقاومت در برابر ظلم را در وجود پ‌ک‌ک و رهبری به کار بردند. به همین دلیل، همانطور که ۵۰ سال نتوانستند با برچسب 'ترور' به نتیجه برسند، از این پس نیز نخواهند رسید.

این مفهوم‌سازی عدم اعتماد را بسیار عمیق‌تر می‌کند؛ این باید تغییر کند. اما دولت ترکیه از کجا به این مفهوم می‌رسد؟ می‌گوید: 'مشکل ما با نیروهای مسلح است. یعنی با پ‌ک‌ک که مبارزه مسلحانه می‌کند. این هم برابر است با تروریسم. اگر این تمام شود، مشکل حل می‌شود.'

رویکرد ما به عنوان اعضای جنبش آزادی کورد چگونه است؟ از آنجا که ما سلاح را در چارچوب یک هدف به کار بردیم، اکنون در تلاشیم تا راه جدیدی برای آن هدف باز کنیم. این روند از دیدگاه ما برای گشایش راهی برای روش مبارزه جدید مبتنی بر سیاست دموکراتیک و قانون است. تمام گام‌های این روند برای این منظور برداشته شد. برای حل مسئله کورد؛ ما یک پروژه، یک برنامه برای حل مسئله بر پایه برابری و قانون خواهری-برادری داریم. در این چارچوب وارد این روند شده‌ایم و آن را پیش می‌بریم. از این نظر، تعاریف ما متفاوت است.

نیروی مقابل ما، دولت ترکیه، از جمله سازمان اطلاعات ترکیه (میت) و بوروکراسی امنیتی، مجریان این کار؛ می‌خواهند این بحث یا این روند را به بحث خلع سلاح تقلیل دهند و در واقع آن را به نقطه انحلال برسانند.

اما رویکرد ما استراتژیک‌تر است. ما خواهان یک روند جدید مبتنی بر دموکراتیک شدن ترکیه هستیم و به همین دلیل نیز 'روند صلح و جامعه دموکراتیک' توسط رهبری نامگذاری شد. توجه کنید؛ فقط روند صلح نبود.

بخش‌های مختلفی هستند که می‌گویند: 'آیا این کوردها، در شخص پ‌ک‌ک، در شخص رهبر آپو و به تدریج در شخص حزب برابری و دموکراسی خلق‌ها (دم پارتی) با این دولت مصالحه می‌کنند؟' این را برای فهم آن‌ها نیز می‌گویم. یعنی حتی نامگذاری این روند فقط یک مصالحه، یعنی روند صلح نیست؛ بلکه روند جامعه دموکراتیک است. اگر جامعه دموکراتیک توسعه یابد، این روند می‌تواند پیشرفت کند.

اگر ما به این روند یا به فراخوان و رهنمود رهبری‌مان اعتقادی نداشتیم، این گام‌ها برداشته نمی‌شد. در این معنا، ما فکر می‌کنیم که این شکاف با یک مبارزه جدی بسته خواهد شد.

در نهایت، هر جنگی صلحی دارد. این جنگ، واقعیتی را که ۵۰ سال است آشکار کرده است؛ وجود کورد، واقعیت یک جامعه مقاوم، زنان کوردی که آزاد شده‌اند، دوستان کوردها و درکی جدید از سوسیالیسم را آشکار کرده است.

ما در نقطه‌ای نیستیم که به هدایت‌های جنگ ویژه توجه زیادی نکنیم. جنگ ویژه می‌خواهد به چه چیزی برسد؟ می‌خواهد این تبلیغات را مسلط کند که: 'ببینید، آن‌ها قدرتی نداشتند، کافی نبودند، تمام شدند'، 'تکنولوژی سلاح ما اینقدر پیشرفت کرد و ما اینقدر مؤثر بودیم، به همین دلیل به این نقطه رسیدند.' اما روند اینگونه نبود. یعنی موجودیت کوردی آشکار شده است. نه تنها در ترکیه، بلکه در منطقه به یک بازیگر اصلی تبدیل شده است. تقریبا هر قدرتی می‌خواهد با برقراری رابطه با کوردها، موقعیت خود را در منطقه تقویت کرده و مؤثر باشد. حتی آمریکا هم اینگونه می‌خواهد. حتی اسرائیل هم اینگونه می‌خواهد.

اینها چیزهای مورد بحث و شناخته شده‌ای هستند. از این نظر، روند اینگونه نیست. یعنی ما واقعیتی را آشکار کرده‌ایم، منبع قدرتی داریم و به خودمان اعتماد داریم. واقعا، اگر این روند آن زمینه را ایجاد کند، می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که ترکیه دموکراتیک خواهد شد و ما ترکیه را دموکراتیک خواهیم کرد.

دلیل این همه عقب‌گرد ترکیه، عدم تحقق صلح داخلی است

این را به معنای مهندسی اجتماعی نمی‌گویم. قطعا نباید در آن چارچوب فهمیده شود. زخم اساسی جامعه ترکیه، دلیل این همه عقب‌گرد مردم ترکیه تقریبا در همه زمینه‌ها، عدم حل مشکلات داخلی خود است. یعنی عدم برقراری صلح داخلی با کوردها. ترکیه که نمی‌تواند این کار را بکند، هر کاری هم که بکند، در هر زمینه‌ای هم که قدم بردارد، در واقع نمی‌تواند دموکراتیک شود. وگرنه دوباره به نقطه اول بازمی‌گردد.

آیا ده سال پیش این اتفاق نیفتاد؟ ده سال پیش هم میزی برپا شد، رهبر آپو بسیار برای حفظ آن میز مبارزه کرد؛ اما میز واژگون شد.

پس چه شد؟ ترکیه‌ای شد که ده سال دیگر به عقب برگشت، در روابط اجتماعی، ساختار سیاسی، وضعیت اخلاقی، اقتصادی و واقعیت فرهنگی‌اش عقب‌گرد کرد. آیا ترکیه در این ده سال قوی‌تر شد؟ برعکس، چیزی به نام دولت در ترکیه باقی نماند.

اکنون چیزی به نام دولت وجود دارد. اما دولت یک حزب نیست. دولت یک قدرت هم نیست. دولت چیز دیگری است. حتی به معنای دولت-ملت مدرن، دولتی در ترکیه وجود ندارد. در ترکیه‌ای که نتوانسته است مسئله کورد یا مسائل خود را با مردم و علویان حل کند، پیشرفتی حاصل نخواهد شد. اگر دولت بازسازی نشود، فرو می‌پاشد.

آن واقعیت که در آن دوره میز را واژگون کرد یا منجمد ساخت (متوقف کرد)، از چه چیزی ناشی شد؟ یک: از ذهنیت موجود ناشی شد. یعنی ذهنیت و ساختاری وجود داشت که می‌خواست انکار کوردها را، حتی به صورت پنهان، ادامه دهد و بر آن اصرار می‌ورزید. این ذهنیت مانع آن روند شد. یعنی درک دولت مبتنی بر انکار وجود کورد که پس از تأسیس جمهوری ترکیه و با قانون اساسی ۱۹۲۴ بنا شده بود، نتوانست از آن آستانه عبور کند.

مثلا اگر بازیگران آن دوره که با ما، با رهبر آپو در ارتباط بودند، دارای یک ذهنیت دموکراتیک بودند و اراده و خواست قوی برای حل مسئله داشتند، می‌توانستند در برابر این وضعیت بایستند. قدرت آن دوره نیز باز هم حکومت حزب عدالت و توسعه (آک‌پ) بود و اردوغان در راس آن قرار داشت. اگر واقعا در این زمینه قاطع بودند، آن روند اینگونه نمی‌شد. دلیل اول این است.

دلیل دوم: انقلاب روژاوا بود. کورد هراسی، اینکه کوردها چیزی به دست می‌آورند، می‌توانند به دست آورند و اینکه به تدریج به عنوان یک بازیگر شناخته شده در جهان، نقشی به آن‌ها داده می‌شود، به دلیل همین ذهنیت، وحشت ایجاد کردند. با آن وحشت نیز اشتباهات جدی مرتکب شدند. اگر ذهنیتی وجود داشت که کوردها را به عنوان یک عنصر اصلی می‌پذیرفت، امروز ما می‌توانستیم از چیزی که 'میثاق ملی' می‌نامیم، قوی‌تر دفاع کنیم؛ یک جمهوری ترکیه که کوردها و ترک‌ها در آن به توافق رسیده و با روحیه میهن مشترک عمل می‌کردند، امروز به قدرت اول منطقه تبدیل می‌شد.

باغچلی قبل از شروع این روند چه گفت؟ گفت: 'روند تغییر بزرگی در خاورمیانه در جریان است، امیدوارم این بر ما تاثیر نگذارد.'

تحلیل باغچلی بیانگر ترس بود

کدهای تاسیس جمهوری ترکیه را باید به خوبی تحلیل کرد. هنگامی که ترکیه در منطقه شکل می‌گرفت، روندی به نام 'جنگ رهایی‌بخش' را تجربه کرد. خلق‌های کورد و ترک، خلق‌های منطقه، خلق‌هایی که در این جغرافیا زندگی می‌کردند، با هم مقاومت کردند. جمهوری اینگونه بنا شد. اما در پایه دوم جمهوری، نفوذ قدرت‌های خارجی بسیار زیاد بود. و تا به امروز هم جمهوری ترکیه نتوانسته از آن رها شود. مثلا نتوانسته به تنهایی تصمیم بگیرد. در این معنا، باید به واقعیت جمهوری ترکیه، چگونگی تاسیس آن و کدهای آن با دیدی سالم‌تر نگاه کرد. امروزه خیلی ادعای استقلال‌طلبی دارند. از نظر فلسفه ما، هیچ یک از دولت-ملت‌ها مستقل نیستند و نمی‌توانند مستقل باشند. این به منطق تاسیس سیستم مربوط می‌شود.

در چارچوب منطق عملکرد سیستم سرمایه‌داری و شکل آن یعنی دولت-ملت، هیچ کس نمی‌تواند مستقل بماند، یعنی هیچ دولتی نمی‌تواند مستقل بماند. سیستم اجازه نمی‌دهد. کسانی را دیدیم که می‌خواستند مستقل باشند. مثلا صدام در عراق خواست به تنهایی عمل کند؛ چه بلاهایی سرش آمد. رژیم اسد در سوریه سیستمی به نام رژیم بعث خارج از سیستم ایجاد کرد و در مقابل سیستم ایستاد؛ وضعیت او را می‌دانیم. آخرین مورد هم ایران... مدت زیادی از آن نگذشته و نمی‌دانیم چه اتفاقات دیگری رخ خواهد داد.

هشدار و حساسیت باغچلی اشتباه نیست. خاورمیانه از دهه ۹۰ به بعد، روند جدی تغییر و تحول و مداخله را تجربه می‌کند.

این ساختار ذهنی و این رویکرد سیاسی، ترکیه را در درون خود بیشتر به سمت انزوا سوق داده و در واقع آن را در وضعیتی قرار داده که با ترس زندگی می‌کند. تحلیل دولت باغچلی ترسی را بیان می‌کرد. چگونه ترکیه از این وضعیت رها شود و آینده خود را تضمین کند؟ چگونه می‌تواند در منطقه به یک کشور پیشرو تبدیل شود؟ تنها در صورتی می‌تواند این خطر را دفع کند که در درون خود، صلح داخلی را محقق سازد و ساختاری متناسب با جامعه‌شناسی و واقعیت اجتماعی خود ایجاد کند.

فرض کنیم امروز پ‌ک‌ک به کار و فعالیت‌هایش پایان داد، سلاح‌ها زمین گذاشته شدند، مدتی مبارزه‌ای نبود، اما اگر زمینه درگیری وجود داشته باشد، یعنی کوردها وجود داشته باشند، اگر به عنوان یک خلق از وجود خود آگاه باشند؛ فرض کنیم خلق‌های دیگر، ارمنی‌ها از وجود خود آگاه باشند، چرکس‌ها آگاهی از موجودیت خود پیدا کرده باشند؛ آن‌ها همیشه در برابر تک‌سالاری مقاومت خواهند کرد. یعنی تا زمانی که شما با اصرار بگویید 'شما باید ترک باشید و اینگونه زندگی کنید' – در طبیعت هستی وجود دارد – هستی از خود دفاع می‌کند. حتی در ساده‌ترین موجودات زنده نیز برای باقی ماندن به عنوان یک موجود، مقاومتی وجود دارد. حتی در اجسام بی‌جان نیز همینطور است. وقتی برای اولین بار به این میز ضربه می‌زنید، نمی‌توانید آن را بشکنید، مقاومت می‌کند. این در طبیعت هستی وجود دارد.

اکنون کوردها مثل دهه ۷۰ نیستند، اکنون آگاهی از وجود خود دارند. کوردبودنی توسط پ‌ک‌ک ایجاد شده است و این کوردبودن به خود اعتماد دارد. آن آگاهی منحل نمی‌شود. بله، کوردبودنی وجود داشت که خجالت می‌کشید و فرار می‌کرد؛ اکنون اینگونه نیست. اکنون می‌گوید: 'من هستم و آزادانه زندگی خواهم کرد.' یعنی نتیجه اصلی حملات ۲۴ جولای و تحولات پس از آن، برقراری صلح داخلی است. یعنی این موقعیتی که کوردها به عنوان یک عنصر اصلی در دولت ادغام شده‌اند، به طور مداوم پاسخی تولید می‌کند.

انتگراسیون دموکراتیک، به معنای به رسمیت شناختن حقوق جمعی است

مردم ما نگرانی‌هایی دارند، زیرا جنگ ویژه و هرج و مرج مفهومی نیز بطور زیاد در جریان است. درون مفاهیم نیز خالی شده است.

معنای لغوی کلمه انتگراسیون (Integration)، 'یکپارچگی' است. اما اگر دقت کنید، ما فقط از مفهوم ادغام استفاده نمی‌کنیم؛ می‌گوییم انتگراسیون دموکراتیک. در دنیا نیز تجربیات انتگراسیون وجود دارد. مثلا نتیجه‌ای که از اینجا حاصل می‌شود چیست؟ ما از انتگراسیون چه می‌فهمیم؟ ورود یک موجودیت، یک واقعیت، یک پدیده به یک ساختار، با حفظ تمامیت خود. جمهوری ترکیه نیز از این مفهوم استفاده می‌کند، ما نیز. ما از انتگراسیون دموکراتیک استفاده می‌کنیم. یعنی ما می‌گوییم که هرچه دولت ترکیه دموکراتیک‌تر شود، ما نیز به صورت یکپارچه، یعنی بدون از هم پاشیدن خود، بدون ذوب کردن خود، وارد آن خواهیم شد و با آن یکپارچه خواهیم شد. این با رویکرد آسیمیلاسیون (همسان‌سازی) تفاوت دارد.

تاکنون روش دولت جمهوری ترکیه چه بوده است؟ رویکرد آسیمیلاسیون، یعنی انکار. می‌گفت: 'تو تنها در صورتی می‌توانی وارد شوی که ترک شوی، تنها در صورتی می‌توانی وارد شوی که خود را ترک تعریف کنی. تو حقوق کمونال، حقوق اجتماعی نداری. تو حقوقی که از خلق بودن ناشی می‌شود نداری. یعنی اساس این بود که تو خلق نیستی. تو جمعی از افراد هستی. اوزال هم کورد بود، اهل مَلَتی بود؛ رئیس جمهور شد. 'فلانی یا اگر هر کوردی بخواهد، می‌تواند در هر مرحله‌ای از دولت جای بگیرد، وظیفه بگیرد، راهش باز است.'

اما همه آن‌ها می‌توانند این کار را با انکار کوردبودن و هویت خود انجام دهند. امروز هم وجود دارد. مثلا در دولت کنونی افراد کوردتبار وجود دارند، اما با گفتن 'من کورد هستم' و با هویت خود عمل نمی‌کنند. با هویت ترکی عمل می‌کنند. با انکار هویت خود می‌توانند به چیزی تبدیل شوند.

انتگراسیون دموکراتیک دقیقا در مقابل این است. انتگراسیون دموکراتیک به معنای به رسمیت شناختن حقوق جمعی است. مربوط به به رسمیت شناختن کوردها به عنوان یک جامعه، یک خلق است. انتگراسیون دموکراتیک یعنی این. اگر اینگونه شود، کوردها قطعا جمهوری را از آن خود خواهند دانست و به عنصر اصلی آن تبدیل خواهند شد.

انکار از بین رفته است

ما اظهار داشتیم که این روند، یک روند بده‌بستان نیست. ما در ورود به این روند، این را خیلی خوب تحلیل و بررسی کردیم. به چه نقطه‌ای رسیده‌ایم؟ با حملات ۲۴ جولای چه اتفاقی افتاد؟ به این پاسخ رسیدیم که با ۱۰ سال جنگ، دوباره به همان نقطه بازگشتیم. وقتی این روند را تحلیل می‌کنیم، این را می‌بینیم: بله، ما مبارزه را پیش می‌بریم، شکست نخورده‌ایم، موفق هستیم. نیروی مقابل ما نتوانست ما را نابود کند. دقت کنید، تمام انرژی خود را در ۱۰ سال اخیر صرف این کار کرد، یعنی تمام انرژی مادی و معنوی خود را صرف این کار کرد، اما نتوانست نیروهای احیاگر را سرکوب یا نابود کند. حتی نتوانست مانع از مؤثرتر شدن کوردها در منطقه شود.

پس کوردها وجود دارند، وجود آن‌ها ثابت شده است، انکار دیگر پایان یافته است. هم در جمهوری ترکیه و هم در دولت کنونی آک‌پ، تغییر گفتمان وجود دارد. و اینکه در بالاترین سطح، از ریاستی مانند دولت باغچلی که خود را در جنگ با کوردها نشان داده بود، تعریفی از وجود کورد ارائه شود، با گفتمانی مانند 'ترک بدون کورد نمی‌شود، کورد بدون ترک نمی‌شود'، در واقع به معنای از بین رفتن انکار است.

این کار حل مسئله را آسان‌تر می‌کند. فقط حل مسئله هم نیست، این یک مسئله ذهنیتی است. به همین دلیل خواستم از ابتدا با ذهنیت شروع کنم. در گذشته مخالفت می‌کرد، اما اکنون می‌گوید: 'کوردها وجود دارند، هزار سال است که خواهر-برادر هستیم، حق خواهری-برادری داریم.' این یک تغییر پارادایم در جمهوری ترکیه کنونی است. این یک چیز ساده نیست. ذهنیت با مفاهیم شکل می‌گیرد.

ما خواهان گشایش فضا برای سیاست دموکراتیک هستیم

اگر به این نقطه رسیدیم -ما این را ارزیابی کردیم- ادامه مبارزه مسلحانه، ادامه این مبارزه به این شکل، به معنای هدف قرار دادن دولت است. به کجا خواهی رسید؟ یعنی طرف مقابل را از بین خواهی برد، یا آن دولت را تصاحب خواهی کرد یا دولت جدیدی تاسیس خواهی کرد. اما ما از نظر پارادایمی با دولت مخالفیم. و این مربوط به این روند نیست. تمام تغییراتی که پس از سال ۲۰۰۰ تجربه کردیم، برای جدا شدن از پارادایم جامعه دولت‌گرا، از پارادایم دولتی، از قدرت و اشکال آن بود. چرا؟ چون ما دولت را ابزاری برای بردگی، ابزاری برای سرکوب، ابزاری برای زور می‌دانیم. در این معنا، درک ما از آزادی و دموکراسی و دیدگاه ما به جهان، بر پایه جامعه دموکراتیک است.

چیزی که ما می‌خواهیم، جامعه دموکراتیک است. همانطور که گفته می‌شود: 'در مقابل چه چیزی می‌گیرید، چه خواهید گرفت، چه می‌خواهید؟' ما در مقابل، خواهان ظهور جامعه دموکراتیک هستیم. ما حق سازماندهی آن را می‌خواهیم. ما خواهان گشایش فضا برای سیاست دموکراتیک هستیم. غیر از این، ما چیز دیگری نمی‌خواهیم.

ما جنبشی هستیم که آرمانی دارد و برای آن بهای سنگینی پرداخته، جان داده، خون داده است. ۵۰ هزار شهید داده‌ایم تا در این جغرافیا برابری، آزادی، دموکراسی و زندگی شرافتمندانه‌تری آشکار شود.

خطاب به کسانی که ما را به دور شدن از ادعای دموکراسی متهم می‌کنند، می‌گویم: آن‌ها موضوع را بسیار ساده می‌کنند. آن‌ها می‌خواهند ما را به موقعیت یک حزب سیاسی تقلیل دهند. ما به عنوان یک جنبش، یک حزب سیاسی نیستیم. آن‌ها می‌توانند این را با دم پارتی بحث کنند. شاید هم بحث می‌شود. کسانی هم هستند که اینگونه فکر می‌کنند. ممکن است در جناح دم پارتی نیز کسانی باشند که فکر می‌کنند اگر اینگونه شود، ما با آن سازش خواهیم کرد. اما به عنوان جنبش آزادی کورد، چنین بحثی در دستور کار ما نیست و نمی‌تواند باشد.

دغدغه ما: گشایش فضا برای جامعه دموکراتیک، برای سیاست دموکراتیک است؛ دموکراتیک شدن ترکیه؛ بازسازی روابط بر پایه برابری و آزادی است. ما این همه هزینه را برای این پرداختیم. رویکرد دیگر، بسیار کوچک فکر کردن است.

ما در کنار کسی می‌ایستیم که این مسئله را حل کند. ما از حل کننده مسئله کورد حمایت خواهیم کرد. مسئله کورد، مسئله اصلی ترکیه است. اگر این مسئله حل شود، ترکیه به جشن‌گاه تبدیل خواهد شد، تغییر خواهد کرد، دگرگون خواهد شد و به کشوری زیبا تبدیل خواهد شد. بله، عصای جادویی نیست. مشکلات یکباره ناپدید نخواهند شد. اما راه حل باز خواهد شد، امید خواهد آمد. یعنی نفس خواهیم کشید.

در ترکیه دو نوع اپوزیسیون وجود دارد

در ترکیه دو نوع اپوزیسیون وجود دارد. یکی واقعا قلبا به دموکراسی پایبند است، خواهان پیشرفت ترکیه است، در این راستا نگرانی دارد و از اقدامات ما نیز نگران است... یعنی آیا اینها مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند یا خیر... 'اگر جنبش آزادی کورد – در گیومه – تصفیه شود، چه چیزی باقی می‌ماند؟ چه کسی در ترکیه مقاومت خواهد کرد؟' دوستان بسیار حساس و یک ساختار سیاسی وجود دارد که با این نگرانی‌ها عمل می‌کند و می‌خواهد دیدگاه‌های خود را به ما منتقل کند. یک نوع اپوزیسیون این است و نوع دیگر یک اپوزیسیون ملی‌گرا از سوی دیگر است؛ باید این دو را از هم جدا کرد.

تاکنون، نیروهای مخالف عمومی در ترکیه – از جمله حزب جمهوری‌خواه خلق (ج‌ه‌پ) و گروه (حزب) راه نو – رویکردی سازنده داشته‌اند. یعنی در موقعیتی بوده‌اند که خواهان پیشرفت این روند و حامی آن بوده‌اند و در این راستا اعلام کرده‌اند که حمایت خواهند کرد.

مثلا مواضع اوزگور اوزل واقعا به پیشرفت روند کمک کرد. یعنی در حالی که جبهه حاکم از تعریف مسئله شانه خالی می‌کرد، این بخش که توسط اوزگور اوزل نمایندگی می‌شد، گفت: 'مسئله کورد وجود دارد، ما باید مسئله کورد را حل کنیم.' در این معنا، به اساسی‌ترین نقطه کار اشاره کرد. گفت: 'اگر کوردها می‌گویند مشکلی وجود دارد، پس وجود دارد.' اینها بسیار ارزشمند بودند. اگر برخی گام‌ها به این شکل ادامه یافته یا اصرار از سوی جناح حاکم ادامه پیدا کرده، نقش این موضع‌گیری اپوزیسیون قطعا وجود داشته است.

اما گروهی نیز وجود دارد که معادله را اینگونه می‌چیند: 'مسئله اصلی ترکیه دموکراتیک شدن است؛ اگر ترکیه دموکراتیک شود، مسئله کورد حل خواهد شد.' می‌خواهم بگویم که این را خطرناک می‌بینم.

بله، درست می‌گویند. این هم یک حقیقت است. اما برای دموکراتیک شدن ترکیه، این مسئله باید حل شود. ما خودمان را معیار قرار نمی‌دهیم. تجربیات ما آشکار است، صد سال ترکیه آشکار است. نزدیک‌ترین و دردناک‌ترین واقعیت، پنجاه سال اخیر آشکار است. به عنوان واقعیتی که ترکیه را زیر و رو کرده، این آشکار است.

در این معنا، رویکرد جبهه اپوزیسیون، رویکردی است که روند را از آنِ خود می‌داند، پیشنهاداتی ارائه می‌دهد، پروژه‌هایی را شکل می‌دهد؛ در این معنا، بیش از اینکه بگوییم اعتماد داریم یا نداریم، یک رویکرد خودباورانه است. وگرنه نمی‌توان بر اساس 'من به اردوغان اعتماد دارم یا ندارم' سیاست‌ورزی کرد.

من این‌طور می‌گویم؛ بیایند، جبهه دموکراسی را با هم تشکیل دهند. به جای اینکه مثل تاس انداختن، بگویند دموکراتیک شدن اتفاق می‌افتد یا نه، وارد ماجرا شوند. خودشان به این سوالات پاسخ دهند. یعنی یک عصای جادویی در کار نیست، کس دیگری نمی‌آید این کار را انجام دهد. نیروهای دموکراتیک ترکیه، دموکراسی را ایجاد و توسعه خواهند داد.

اگر قرار است دموکراسی باشد، باید برای همه باشد

من این روند را از چند منظر بررسی می‌کنم. مثلا یکی این است: ائتلاف جمهور با استفاده از این روند به عنوان ابزار، در واقع می‌خواهد اپوزیسیون را مرعوب کند. ما این را درست نمی‌دانیم، ما مخالف این هستیم. این اشتباه است! اگر قرار است روند صلح و جامعه دموکراتیک پیشرفت کند، اگر جبهه داخلی در ترکیه قوی‌تر شود، در این میان، همه ساختارهای سیاسی در ترکیه، از جمله ج‌ه‌پ، باید بتوانند وجود داشته باشند و خود را ابراز کنند. چنین رویکردی با زور، فضای ترکیه را متشنج و نگران‌کننده می‌کند و حمایت از صلح و جامعه دموکراتیک را کاهش می‌دهد. این باعث عقب‌نشینی می‌شود، زیرا نگرانی‌هایی ایجاد می‌شود. به این سمت می‌رود که 'از دولتی که اینگونه عمل می‌کند، راه‌حلی نخواهد آمد. در واقع کوردها فریب می‌خورند یا توافق و سازش دیگری در کار است.' وقتی اینگونه می‌شود، جبهه دموکراسی در ترکیه ضعیف می‌شود.

همه بازیگران در عرصه سیاسی ترکیه باید با عقل سلیم و مسئولیت‌پذیری رفتار کنند. اگر این روند واقعا فرآیند بازسازی ترکیه نوین است، اگر قرن دوم ترکیه واقعا با جمهوری دموکراتیک آراسته خواهد شد، همه باید مسئولیت خود را انجام دهند. در این راستا، اول از همه باید انتصاب قیم برای شهرداری‌ها لغو شود. اگر این وضعیت ادامه یابد، روند بیشتر متشنج خواهد شد. اینها هم به روند فشار می‌آورند و هم در واقع مثل تهدید پنهان با چماق است که به ما نشان داده می‌شود.

ما می‌دانیم که پیش از این چه بر سر عرصه سیاسی دموکراتیک کورد آمده است. هیچ شهرداری بدون انتصاب قیم باقی نماند. همه این اقدامات سنگین ابتدا در آنجا اعمال شد. دیدند که اراده مردم در باکور کوردستان سرکوب نمی‌شود، اکنون دم پارتی به عنوان یک کانون جدید شکل‌دهی می‌شود و طرف خطاب قرار می‌گیرد.

در این راستا، این حملات علیه اپوزیسیون باید متوقف شود. اگر قرار است دموکراسی باشد، باید برای همه باشد.

گاهی اوقات در میان بخش‌های ملی‌گرای بدوی، رویکردهایی به وجود می‌آید که من می‌فهمم: 'هنگام انتصاب قیم برای شهرداری‌ها در استان‌های کوردها، اینها اعتراضی نکردند.' این‌طور نیست. ما نمی‌توانیم اینقدر محدودنگر باشیم. همانطور که گفتم، دغدغه‌ها و ایده‌آل‌های ما بزرگ‌تر است.

گروه صلح و جامعه دموکراتیک در حال آماده‌سازی برای سیاست دموکراتیک است

ابتدا به گروه صلح و جامعه دموکراتیک و رفقای‌مان که این اقدام را انجام دادند، درود می‌فرستم. واقعا یک اقدام بسیار موفقیت‌آمیز بود، تاثیر بسیار خوبی داشت. می‌توانم بگویم یک مراسم افتخارآمیز بود؛ هم با نظم و انضباطشان و هم با ایستادگی‌شان، با فضایی که ایجاد کردند و با نشان دادن تعهد کامل‌شان به فراخوان رهبر آپو، گمان می‌کنم همه را تحت تاثیر قرار دادند.

ما این گروه را یک 'گروه نمادین' تعریف کردیم. در واقع، پس از مراسم، مصاحبه‌هایی انجام دادند، بلافاصله کناره‌گیری نکردند. بلافاصله پس از مراسم مصاحبه‌هایی انجام شد. در آنجا بیان کردند که چرا وارد چنین اقدامی شدند. رفقای ما البته بر دوره جدید تمرکز کرده‌اند.

چرا سلاح‌ها سوزانده شدند یا کنار گذاشته شدند؟ چرا اقدام به سوزاندن سلاح شد؟ سلاح‌ها سوزانده شدند تا راه برای سیاست دموکراتیک باز شود. اکنون گروه ما بر سیاست دموکراتیک تمرکز کرده و در حال آماده‌سازی است. زیرا برای یک هدف مشخص انجام شد. رفقای ما با روشن شدن و شکل‌گیری وضعیت قانونی و اساسی، مشارکت خواهند کرد. اگر شرایط فراهم شود، یعنی تضمین‌های قانونی داده شود، آنگاه قطعا بازمی‌گردند. این کار برای همین انجام می‌شود.

برای ما، این روند، دوران دست کشیدن از مبارزه نیست! ما روش مبارزه و شیوه سازماندهی را تغییر می‌دهیم، اما ترکیه دموکراتیک، کوردستان آزاد، زندگی آزاد، زندگی جدید، آزادی زنان، توقف تخریب اکولوژیکی؛ یعنی تبدیل این سرزمین، این جغرافیا به مکانی قابل زیست‌تر، سوسیالیسم دموکراتیک، ایده‌آل‌های ما هستند. اینها هدف و مقصد ما هستند؛ ما از اینها دست نکشیده‌ایم. فقط روش مبارزه مسلحانه مبتنی بر حزب به عنوان یک مدل سازماندهی و استراتژی رهایی ملی پایان یافته است.

اگر روز مراسم به ترکیه می‌رفتند، چه می‌شد؟ بازداشت می‌شدند. چه می‌گویند، 'هدف اصلی ما آزادی است، ما انسان‌های عاشق آزادی هستیم. چرا برویم و خودمان را در زندان‌های دولت ترکیه بیندازیم؟' هدف این اقدام این بود: تعهد ما به تصمیماتی که گرفته‌ایم، تلاش ما برای ایجاد اعتماد در این زمینه و نشان دادن اراده ما...

این گروه را می‌توان به دو صورت محدود و گسترده بررسی کرد. به معنای محدود، این گروه چه کرد؟ یک اقدام نمادین انجام داد. گفت: 'من برای پیشرفت روند صلح و جامعه دموکراتیک، سلاح‌هایم را می‌سوزانم.' در این معنا، به همه پیامی داد.

بسه هوزات، رئیس مشترک شورای اجرایی کنفدرالیسم جوامع کوردستان (ک‌ج‌ک)، در رأس این گروه بود. بهزاد چارچَل، عضو کمیته مرکزی پ‌ک‌ک، در این گروه بود. او پیشاهنگ و نماینده این گروه بود. تکوشین اوزان، عضو شورای حزب آزادی زنان کوردستان (پاژک)، نماینده و پیشاهنگ این گروه بود. رفیق تکین، به عنوان عضو شورای اجرایی ک‌ج‌ک، در آن حضور داشت. و جامعه‌ای که پشت آن‌ها ایستاده بود، یک جامعه معمولی نبود. تحقیق کنید؛ سوابق این رفقا مشخص است. ارائه شده، یعنی معلوم است. همه این رفقا باتجربه هستند. یعنی اینگونه تشکیل شد، اینگونه انتخاب شد.

چرا این کار را کردیم؟ زیرا می‌خواهیم به روند پایان دادن به روش مبارزه مسلحانه و غیرمسلح شدن پایان دهیم. این بحث با این مراسم از طرف ما به پایان رسیده است. از نظر محتوا و معنایی که دارد، می‌گویم. می‌گویند کنار گذاشتن سلاح اساسی‌ترین چیز است. برای ما به پایان رسیده است.

ما با رفقای‌مان هستیم. به صورت کمونال زندگی می‌کنیم. سازماندهی‌های کمونی داریم، به صورت جامعه زندگی می‌کنیم. در این معنا، همانطور که در گذشته از یکدیگر دفاع می‌کردیم، از این پس نیز در هر شرایطی از یکدیگر دفاع خواهیم کرد. تاکنون آیا کس دیگری آمده و از ما دفاع کرده است؟ اینگونه نبوده است. در هر جایی، خودمان از خودمان دفاع می‌کنیم. در نهایت، وقتی سلاح را بسوزانند، دیگر سلاح برنمی‌دارند.

خواستم این موضوع را به دلیل نمادین بودن آن کمی توضیح دهم. یعنی یک مراسم معمولی نبود، یک گروه معمولی نرفت. باید طبق معنای کار نزدیک شد.

از طرف دیگر، در ما هم چیزهای متفاوتی برمی‌انگیزد. آیا می‌خواهند تصویری از تسلیم شدن نشان دهند، یا کارهای دیگری می‌خواهند انجام دهند؟ مثلا ما هم راحت نیستیم. ما هم البته نگرانی داریم. یعنی در این معنا می‌توانم بگویم. به نظر من کسی نباید انتظار داشته باشد که چنین مراسم‌هایی دوباره برگزار شود. و نباید هم برگزار شود. چه نیازی به تبدیل این کار به نمایش است. پیام لازم داده شد، آنچه باید گفته می‌شد، گفته شد، قاطعیت نشان داده شد.

بعد از اینکه رفیق بشه سلاح را کنار گذاشت، چه کسی می‌تواند بگوید در دست کوهستانی‌ها (گریلاها) سلاح هست. ما از مسئول درجه اول این کار صحبت می‌کنیم.

ممکن است گام‌های جدیدی برداشته شود یا نشود. البته این روند با گام برداشتن متقابل پیش خواهد رفت. ما این را می‌دانیم. در نقطه کنونی، باید بحث کنار گذاشتن سلاح یا بحث مربوط به سلاح را به پایان رساند. ما این کار را انجام دادیم، اما در واقع حتی نیازی به این کار هم نبود. زیرا ما کنگره پ‌ک‌ک را برگزار کردیم، استراتژی مبارزه مسلحانه را پایان دادیم. آیا چیزی فراتر از این وجود دارد؟

آنچه باید انجام می‌شد، در کنگره انجام شد. یعنی اینکه ما را همیشه در این حالت نگه دارند، بازی جنگ ویژه است. به نظر من کوردها، افکار عمومی دموکراتیک و رسانه‌های حساس باید به این نکته توجه کنند. طرف کورد نیست که دائما باید اعتماد ایجاد کند. کارهای لازم انجام شده، حرف‌های لازم گفته شده است. رؤسای ائتلاف جمهور نیز در وهله اول به این امر تایید کردند.

مثلا اردوغان که گفت 'وارد دوره جدیدی شده‌ایم'، چگونه این حرف را زد؟ چگونه وارد ترکیه جدیدی شدیم؟ با تلاش‌های خودشان وارد نشدند. ما شرایط آن را فراهم کردیم. در این زمینه، دیگر هیچ‌کس نباید ما را در بوته آزمایش صداقت قرار دهد. اکنون طرف مقابل در بوته آزمایش صداقت است.

اردوغان در تمام طول روند کنار ماند. این نیز بحث‌های زیادی در فضای سیاسی و رسانه‌ای ترکیه ایجاد کرد. بله، یک تقسیم کار بود. اما ما صاحب‌اختیاری روند در سطح رئیس‌جمهور را مهم می‌دانیم.

نباید خیلی اغراق کرد، اما تاکیدات او مهم بود. تاکید بر یک واقعیت تاریخی مهم بود. یعنی اگر قرار است یک ائتلاف ترک-کورد شکل بگیرد... بله، او عنصر عربی را نیز اضافه کرد و یک پروژه میثاق ملی ترسیم کرد. بر پایه نئوعثمانی‌گری نیز ترسیم کرد. اگر درست ارزیابی شود، می‌تواند به بستری برای ائتلاف برای خلق‌های منطقه نیز تبدیل شود. شاید واکنش فوری به آن اشتباه باشد.

بله، مثبت بود، اما گام مشخصی که نه از سوی دولت باغچلی و نه از سوی اردوغان مطرح شده باشد، به طور کامل محقق نشده است. این یک مشکل است.

بله، یک دستور کار تشکیل شد؛ این را هم نباید منفی تلقی کرد. این کار بچه‌گانه نیست، چیزی نیست که با یک 'ها' بلافاصله اتفاق بیفتد. بله، تصمیماتی باید گرفته شود، اما می‌خواهم بگویم. هر چیزی زمانی دارد. باید گام‌هایی که از طرف مقابل برداشته می‌شود را نیز دید. یعنی گام‌هایی برداشته شده، بحثی در جریان است؛ باید آن را تشویق کرد و راه را برای آن باز کرد.

با در نظر گرفتن ذهنیت دولتی ترکیه، این کار آسانی نیست. به همین دلیل مثلا این مقایسه‌ها اغلب به جا نیستند: اینکه در غرب، در اروپا، در فلان کشور سازمان اتا (ETA) به آن صورت کنار گذاشت، سازمان آی‌آرآ (IRR) آن کار را کرد، فلان سازمان اینگونه پیشرفت کرد. بله، باید از آن‌ها نیز درس گرفت، اما ما نیز جامعه‌شناسی و واقعیتی داریم. واقعیتی که ما با آن جنگیدیم، جامعه‌شناسی خاصی دارد. باید با درک صحیح اینها گام برداشت و چنین انتظاری داشت. مسئله این نیست که جناح حاکم چه می‌کند، بلکه این است که جامعه نباید در حالت انتظار بماند.

این کمیسیون باید بر انتگراسیون دموکراتیک و قوانین آزادی تمرکز کند

ما برای تشکیل کمیسیون بسیار اصرار ورزیدیم. این یک هدف و یک دلیل داشت. ما می‌خواستیم این موضوع تنها از حوزه ائتلاف جمهور خارج شده و به مسئله ترکیه تبدیل شود. اگر اینگونه نشود، روند ممکن است با شکست مواجه شود و موانع بیشتری بر سر راه اجتماعی شدن آن قرار گیرد.

و همچنین، ما در مورد موضوع اصلی جمهوری ترکیه که در حال بازسازی است، صحبت می‌کنیم. به همین دلیل، تشکیل کمیسیون مهم است.

این کمیسیون، یک کمیسیون برای تدوین قانون اساسی نیست. این کمیسیون باید بر انتگراسیون دموکراتیک و قوانین آزادی تمرکز کند. در نقطه‌ای که اکنون قرار داریم، سلاح‌ها نیز کنار گذاشته شده‌اند؛ چه خواهد شد؟ واضح است که جناح دولتی، طرف دولتی، کسانی که وارد این کار شده‌اند، در واقع آمادگی‌های لازم را به موقع انجام نداده‌اند. واضح است که انتظار این را نداشته‌اند. به نظر می‌رسد احتمال پیشرفت چنین روندی را کم می‌دانستند. در هر صورت، این روند با ابتکار رهبری پیش می‌رود. رهبر آپو آن را هدایت می‌کند. تا کنون، رهبری با ابتکار یک‌جانبه خود آن را پیش برده است. اگر اراده و تلاش او نبود، این همه راه به این سرعت پیموده نمی‌شد.

در مورد این کمیسیون، دو نکته وجود دارد که می‌توانم بگویم. یکی، زمان است. بسیار طولانی می‌شود. گفتار و عمل با هم هماهنگ نیستند. گفتارها باید سریع باشند. آن‌ها بحث می‌کنند که 'هرچه زودتر سلاح‌ها کنار گذاشته شوند.' اما این روندی نیست که بتوان با عجله آن را به اتمام رساند.

زیرا مسئله دیگر کنار گذاشتن سلاح نیست. بلکه قدم گذاشتن ترکیه به سمت دموکراتیک شدن، گام برداشتن به سمت سیاست دموکراتیک و آماده کردن آن برای تغییر و تحول است. انتقاد ما به عنوان یک جنبش به این کمیسیون همین است؛ بسیار طولانی می‌شود.

بله، جناح حاکم می‌گوید 'سریع پیش برود' اما خودش سریع پیش نمی‌برد. می‌توانست سریع‌تر پیش برود.

بوروکراسی دولتی مانند جنبش‌ها نیست، سنگین‌تر عمل می‌کند. ما این را می‌دانیم، اما امروز در ترکیه، دولت کنونی، به‌ویژه اردوغان، اگر در مورد چیزی تصمیم بگیرد، می‌تواند آن را عملی کند. پس به نظر می‌رسد تصمیم و اراده کافی نیست.

پس از اقدام سوزاندن سلاح در ۱۱ جولای و پس از اظهارات اردوغان، آیا این تصمیم و اراده در عمل منعکس خواهد شد؟ در گفتار تا حدی منعکس شد؛ باید دید آیا در عمل نیز منعکس خواهد شد؟ این را خواهیم دید.

این کمیسیون باید از نظر کیفیت نیز کارآمد باشد. باید بتواند لوایح قانونی را برای مجلس آماده کند و آن‌ها را به طور قوی به بحث بگذارد. یکی: قوانین انتگراسیون دموکراتیک و دیگری: قوانین آزادی را باید آماده کند. اگر اینها نباشد، گام‌هایی که ما برمی‌داریم در هوا معلق می‌مانند، یعنی بر باد می‌روند.

پارادایم را نه برای کوردهای اژه، بلکه برای چرکس‌ها و رومی‌ها در اژه توضیح دهند

روندی که از آن می‌گذریم، یک روند تغییر و تحول است. اول از همه، همه باید این را اینگونه تعریف کنند. ترکیه در حال تغییر است، فضای سیاسی آن در حال تغییر است. مجبور به تغییر است؛ وگرنه با خطراتی روبرو می‌شود.

در این روند تغییر و تحول، هر کس ابتکار عمل را به دست بگیرد، تعیین‌کننده می‌شود. مثلا در لحظات تغییر و تحول، رویکردی که بتواند اراده و دیدگاه خود را مطرح کند، بسیار مهم می‌بینم.

یک بحران ایدئولوژیک در ترکیه وجود دارد، دولت ترکیه با یک بحران هویتی دست و پنجه نرم می‌کند، بحث می‌کند که چگونه خواهد بود. بحث‌هایی وجود دارد که 'آیا امت‌گرا خواهد بود یا سکولار؟' چنین بحرانی وجود دارد. ما این را به عنوان 'سکولارها' یا 'امت‌گراها' بحث نمی‌کنیم. امت‌گراها، جناح آک‌پ و حزب حرکت ملی‌گرا (م‌ه‌پ)، یعنی ائتلاف جمهور هستند. سکولارها، یک بخش ملی خاص هستند. ما خود را دموکراتیک-سوسیالیست تعریف می‌کنیم. ما نماینده جناح دموکراسی هستیم.

به همین دلیل، زمان انتظار نیست. از کوچک‌ترین واحدها تا پیشرفته‌ترین جوامع؛ یعنی از شوراهای محله‌ها، ساختارهای روستایی، تا شهرداری‌ها، سازمان‌های جامعه مدنی، کانون‌های وکلا؛ یعنی تا تمام ساختارهایی که می‌توان نام برد، باید بحث و تبادل نظر کنند، پیشنهاداتی ارائه دهند. برای مشارکت فعال در روند، باید در تحرک باشند. اگر اینگونه باشد، می‌توان به یک جامعه دموکراتیک تبدیل شد. جامعه دموکراتیک اینگونه آشکار می‌شود. جامعه دموکراتیک، جامعه‌ای فعال و در حال عمل است. منظورم از عمل، سازماندهی است؛ نه سنگ پرتاب کردن. صحبت کردن نیز یک عمل است.

در حال حاضر ما در حال عمل هستیم. یعنی کاری انجام می‌دهیم. باید عملی انجام داد.

من شخصا در این زمینه انتقاداتی به جامعه ترکیه و کوردستان دارم. به دم پارتی انتقاداتی دارم. بله، آنها کارهای مشخصی را انجام می‌دهند. اما سرعت آن‌ها نیز کند است و سطحی عمل می‌کنند. کارهایشان سطحی به نظر می‌رسد، یعنی عمیق نیست. آنها به رگ‌های خونی جامعه نفوذ نکرده‌اند.

دوم: محدود به کوردستان است. من پارادایم جامعه دموکراتیک و فراخوان صلح و جامعه دموکراتیک را به جامعه ترکیه می‌گویم، اما منظورم این نیست که بروند و آن را به کوردها در ازمیر، مرسین، چوکوروا توضیح دهند. بله، آن‌ها این کارها را می‌کنند، اما باید به لازها در کارا دَنیز، به مردم اژه، به چرکس‌ها، به رومی‌ها، به ترکمن‌ها توضیح دهند. چرا این فضا را به ملی‌گراها، به جبهه راست واگذار می‌کنند؟ در حالی که راه حل همه اینها، رهبر آپو است. چرا آن را منتقل نمی‌کنند؟ در این معنا، چنین انتقاد و مشاهده‌ای داریم.

زنان اثر خود را بر این روند خواهند گذاشت

در این روند، نقش زنان بیش از پیش برجسته می‌شود و خواهد شد. زیرا روند صلح و جامعه دموکراتیک، در واقع روندی خواهد بود که زنان اثر خود را بر آن خواهند گذاشت. این طبیعت آن است.

جامعه دموکراتیک، جامعه‌ای است که زن بر پایه آزادی در آن شرکت دارد. یعنی اگر ما دموکراسی را آزادی 'دموس' (مردم)، آزادی خلق تعریف می‌کنیم و در واقع آنچه که ما 'خلق' می‌نامیم از ساختارهایی تشکیل شده است که حول زن شکل گرفته‌اند، این روندی خواهد بود که زنان در آن بیشتر برجسته خواهند شد.

به‌ویژه جنگ ده ساله اخیر و به طور کلی اشکال زنانه و مردانه‌ای که جمهوری ترکیه ایجاد کرده است، زن را بی‌نفس رها کرده است. یعنی امروز یک واقعیت زنانه بی‌نفس وجود دارد. در جغرافیای ترکیه و کوردستان، هر روز زنان کشته می‌شوند، هر روز مورد خشونت قرار می‌گیرند.

توجه کنید، در عرصه سیاست، اگر دم پارتی را کنار بگذارید، یک جناح مردانه باقی می‌ماند، یک عرصه سیاسی که توسط مردان اداره می‌شود.

گروه صلح و جامعه دموکراتیک، تحت پیشاهنگی رفیق بسه، تحت پیشاهنگی یک زن آزاد، پیش رفت و توسعه یافت. روندهای کنگره ما را مشاهده کردید؛ زنان پیشگام این روند هستند. در جنبش ما نیز زنان تلاش بسیار زیادی برای توسعه این روند انجام می‌دهند. در موقعیت ادعا و قاطعیت قرار دارند. اکنون ما ادعایی داریم: اگر عرصه سیاسی دموکراتیک باز شود و شرایط آن فراهم شود، مبارزه برای دموکراتیک شدن را بر اساس خط مشی زن آزاد به اوج خواهیم رساند.

در میان مخالفان ما، در این زمینه ممکن است کمی ترس وجود داشته باشد. یعنی ممکن است از این زنان بترسند. زیرا هم آک‌پ و هم م‌ه‌پ، ساختاری هستند که حول ذهنیت مردسالارانه شکل گرفته‌اند و می‌خواهند زن را در نقش‌های سنتی محدود کنند و اینگونه با او برخورد می‌کنند. اما ما خبر از یک جامعه جدید مبتنی بر آزادی زن می‌دهیم. ما قول می‌دهیم که یک فضای زندگی جدید مبتنی بر آزادی زن و زندگی با زن آزاد، خواهیم ساخت. همه را نیز به این دعوت می‌کنم.

باید بر اساس واقعیت سوریه یک سازماندهی صورت گیرد

ابتدا انقلاب ۱۹ جولای را در سیزدهمین سالگرد آن تبریک می‌گویم. یاد شهدای‌مان را با احترام گرامی می‌دارم. به همه مردم‌مان که در این انقلاب زحمت کشیدند، با احترام درود می‌فرستم.

این ۱۳ سال، نتایج بسیار مهمی را هم برای جامعه کورد و هم برای ارزش‌های انسانی آشکار کرد. نباید انقلاب روژاوا را فقط یک انقلاب کوردی دید و تعریف کرد، لازم است محتوای آن را به درستی درک کرد. فکر نمی‌کنم این به اندازه کافی ارزیابی، پردازش و توضیح داده شده باشد. اگر این به عنوان انتقادی به انقلاب روژاوا تلقی شود، خوب است. زیرا انقلاب روژاوا، داعش را شکست داد، تاریکی داعش را درید. نماد آزادی زن شد، نمونه‌ای شد که سازماندهی و زندگی کمونی دموکراتیک می‌تواند به یک مدل تبدیل شود و نفس تازه‌ای برای کسانی شد که می‌گفتند 'زندگی دیگری ممکن است'.

در این معنا، در انقلاب ۱۹ جولای ممکن است برخی چیزها دقیقا آنطور که می‌خواستیم، آنطور که تصور می‌کردیم، محقق نشده باشد. اما گام درستی برداشته شده است با انقلاب ۱۹ جولای.

اکنون انقلاب ۱۹ جولای، نشانه‌ای شد بر اینکه دروزی‌ها، علوی‌ها، کوردها، ترکمن‌ها، عرب‌ها می‌توانند بر اساس فلسفه، پارادایم و شکل ملت دموکراتیک زندگی کنند.

اما اگر دقت شود، درگیری بر سر همین است. یعنی سیستم در سوریه چگونه شکل خواهد گرفت؟ ترکیه و دیگر کشورهای منطقه از ظهور یک مدل جامعه جایگزین می‌ترسند. آن‌ها می‌خواهند ساختارهایی ایجاد کنند که از سیستم‌های موجود خود حمایت کند. به همین دلیل، دخالت زیادی در سوریه وجود دارد. این باید به خوبی دیده شود.

ثانیاً؛ حکومت کنونی الشرع هنوز از آزمون‌های خود (رژیم سابق بعث) عبور نکرده است. سابقه آن نیز بد است. از چنین حکومتی انتظار می‌رود که یک ساختار اجتماعی متناسب با جامعه‌شناسی سوریه ایجاد کند. ما این را خطرناک و پرریسک می‌دانیم.

راه‌حل این است: باید یک سازماندهی، یک ساختار، متناسب با واقعیت و جامعه‌شناسی سوریه ایجاد شود. تحمیل موجود چیست؟ ساختن دولت عربی سوریه. اما مردم، اتنیک‌ها، گروه‌ها و باورداشت‌های ساکن در آنجا شاید ساختاری چندصدایی‌تر از ترکیه داشته باشند. دروزی، ترکمن، کورد، عرب، ارمنی، آشوری، سریانی، علوی و سایر گروه‌های باورداشتی وجود دارند. اکنون اگر سعی کنید به چنین جغرافیایی لباس یک دولت-ملت واحد را بپوشانید، چه می‌شود؟ فاشیسم سیاه (محض) می‌شود. چه می‌شود؟ کشتار می‌شود. و همینطور هم می‌شود.

در این باره همیشه گفتیم: یک سازماندهی متناسب با این واقعیت وجود داشته باشد و پایه آن هم ملت دموکراتیک است. ساختن ملت‌ دموکراتیک که در آن مردم با هم زندگی کنند، می‌تواند راه‌حل این جغرافیا باشد.

اما اطلاعاتی می‌رسد که یکی از بخش‌هایی که کشتار دروزی‌ها را سازماندهی کرده و برخی نیروها را هدایت می‌کند، ترکیه است. بسیار خطرناک است. چرا اینگونه می‌شود؟ مثلا ترکیه چرا اینگونه می‌کند؟ از یک سو میثاق ملی را بحث می‌کند، از سوی دیگر نمی‌تواند این کار را انجام دهد. باید از آنجا عقب‌نشینی کند.

من از نظامی صحبت می‌کنم که در آن هر خلق، هر گروه، هر موجودیت بتواند به عنوان خود زندگی کند، با حقوق خودمدیریتی خود زندگی کند و بتواند خود را اداره کند.

مدل دولت-ملت در جهان، فقط در عراق، ترکیه یا کشورهای دیگر، در خاورمیانه تک‌سالار نیست. مدل‌های دولت-ملت چندصدایی وجود دارد. در اسکاتلند وجود دارد، در سوئیس وجود دارد. خودِ آمریکا با سیستم ایالتی اداره می‌شود. کشورها نیز تقسیم نمی‌شوند. اگر ملتی، خلقی، یا موجودیتی فکر کند که دائما مورد دخالت خارجی قرار می‌گیرد، راهی جز مقاومت در برابر بیگانه پیدا نخواهد کرد. به همین دلیل، آنچه در سوریه لازم است، ائتلاف ملت دموکراتیک است.

ترکیه به هیئت تحریرالشام (HTS) کمک می‌کند. زیرا مشروعیتی ندارد. در حال حاضر دولت و نیروهای نظامی موجود به دلیل عدم مشروعیت کافی، به کمک نیاز دارند. حکومت در سوریه مشکلات مشروعیت دارد. از سوی نهادهای مختلفی به رسمیت شناخته نشده است. اما ترکیه حتی در کانال‌های خود آشکارا بحث می‌کند که 'ما ارتش سوریه را ساختار خواهیم داد'. فلان فرد ترکمن‌تبار است، فلان آمد، آنقدر آموزش دادیم؛ در واقع با بیان ارتباطات خود در حال تلاش برای مشروعیت‌بخشی هستند.

به نظر من اگر هاکان فیدان خودش از دخالت در سوریه دست بکشد، بهتر است. مردم آنجا می‌توانند با نشستن با هم، راه‌حل‌های خود را پیدا کنند. تحمیل یک مدل سنی عرب تک‌سالار به آنجا، کشتار است. تشویق به کشتار است. با این کار، ما می‌فهمیم که چه می‌خواهند بکنند. ۵۰ سال است که ما نیز در این جغرافیا سیاست‌ورزی می‌کنیم. ابتدا کشتار علوی‌ها، اکنون کشتار دروزی‌ها. ابتدا اگر علوی‌ها ساختار سازمان‌یافته‌ای داشتند، آن را از بین ببرند، اکنون با از بین بردن خودمدیریتی اعلام شده دروزی‌ها، می‌خواهند انقلاب روژاوا را منزوی کرده و نیروهای الشرع را به آنجا بکشانند. می‌خواهند آنجا را اینگونه تصرف کنند.

با گفتن 'روند انتگراسیون'، به ملاقات با مظلوم عبدی و تیمش می‌روند. ترکیه از این راضی نیست. ترکیه می‌خواهد که در آنجا نه نیروی دفاعی باقی بماند، نه نیروی خودمدیریتی. می‌خواهد کوردهای آنجا از کوردبودن خود دست بکشند. بگویند که ما اعضای دولت عربی سوریه هستیم. اما این امکان‌پذیر نیست.

غیرممکن بودن این موضوع، از بحران‌هایی که هر روز رخ می‌دهد، پیداست. در جایی که هر روز کشتار اتفاق می‌افتد، کوردها چگونه می‌توانند دینامیک‌هایی را که به آن‌ها هستی بخشیده است، از بین ببرند؟ آن‌ها مجبورند یک نیروی دفاعی ایجاد کرده و آن را حفظ کنند. زیرا تهدید کشتار وجود دارد. دروزی‌ها کشته شدند؛ کوردهای آنجا چگونه سلاح خود را زمین بگذارند؟ یا چرا زمین بگذارند؟ یعنی منطقی نیست. چون هیچ تضمینی وجود ندارد. ببینید، حتی دروزی‌ها به ما گفتند 'به ما کمک کنید'.

رهبری ما سال‌ها پیش یک تشخیص داشت. گفته بود که حل مسئله کورد یک راه‌حل جهانی است. مسئله کورد در چنین محتوایی است که تغییراتی که در آن رخ خواهد داد، نه تنها منطقه، بلکه سیستم جهانی، جهان را تحت تاثیر قرار خواهد داد. به همین دلیل، کسانی که به این کار علاقه‌مندند، مخاطبان، این را خیلی خوب می‌دانند. مسئله کورد موضوعی است که همه می‌خواهند در آن مداخله کنند. مثلا آمریکا، اسرائیل، انگلیس. انگلیس یکی از اصلی‌ترین مسببان این مشکل است.

در منطقه از موضوعی صحبت می‌کنیم که ایران، سایر قدرت‌ها، همه می‌خواهند در آن مداخله کنند و آن را مطابق با منافع خود به کار بگیرند. کوردها در چهار بخش تقسیم و پخش شده‌اند، در چهار کشور حضور دارند. وجود، وضعیت، سیاست‌ها و عقل آن‌ها تعیین‌کننده است. به همین دلیل، البته آمریکا و اسرائیل نیز می‌خواهند بر این نیرو تاثیر بگذارند. این را می‌دانیم. اما اگر بپرسید تماس مستقیمی وجود دارد؟ ما تماس مستقیم، رابطه‌ای نداریم. تلاش‌هایی برای تاثیرگذاری و هدایت به اشکال مختلف وجود دارد. اگر اینگونه بپرسید، آیا آن‌ها می‌خواهند این روند پیشرفت کند؟ من هم موافقم، آن‌ها نمی‌خواهند چنین روندی پیشرفت کند. زیرا مشکلی که ترکیه را محکم به بند کشیده، همین مشکل است.

ابعاد دوم مطرح شدن این موضوع، جنگ ویژه است. همیشه می‌گویند 'عروسک دست فلان'، 'اسباب‌بازی فلان'، 'پوشش فلان'، 'ابزار استفاده فلان'. کسانی که اینها را اداره می‌کنند آمریکا و اسرائیل هستند. باید به آینه نگاه کنند. ما می‌دانیم که همه اجازه نامه‌ها را از کجا می‌گیرند و چگونه صحبت می‌کنند. می‌دانیم که جمهوری ترکیه چگونه بنا شده و چگونه اداره می‌شود.

در این معنا، نیروهایی هستند که می‌خواهند بر ما تاثیر بگذارند، ما آگاهیم. ما برای آینده، منافع، زندگی آزاد مردم کورد و وجود آن‌ها بر پایه جامعه دموکراتیک هم تمرکز می‌کنیم. هم بحث می‌کنیم، هم اقدامات لازم را انجام می‌دهیم، و در صورت لزوم به عمل نیز می‌پردازیم.»