طبق اظهارات رییس مشترک شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کردستان-ک.ج.ک، سیستم زندان امرالی را سازمان منع شکنجهی اروپا سی.پی.تی بنیاد نهاده و در قبال اعمال هرگونه رفتاری بر علیه اوجالان، مسئول است
جمیل باییک رییس مشترک-ک.ج.ک، دررابطه با حصر رهبر خلق کُرد، عبدالله اوجالان، انتخابات و وضعیت روژاوای کردستان و شمال سوریه و سالروز مقاومت خودمدیریتی، در برنامهی ''روژَوا ولات'' که در ''ستیرک تیوی'' پخش میشود، به سوالات روزنامهنگار "آیهان گلسرخین" جواب داد.
باییک چنین گفت؛ نیروهای توطئهگر برعلیه رهبر خلق کُرد " عبدالله اوجالان" سیستم امرالی را به راه انداختهاند. باییک در بخش دوم سخنانش دومین سالروز مقاومت مناطق خودمدیریتی در شمال کردستان و انتخابات در روژاوا و شمال سوریه را تحلیل نمود و گفت: داستانی که نوشته شد تنها برای کردها نوشته نشده و متعلق به همهی خلقهای خاورمیانه میباشد. انتخاباتی دمکراتیک که هرکس بتواند در آن بهشیوهای آزادانه ارادهی خود را بمنصهی ظهور برساند و بخواهد آیندهی خویش را با دستهای خود بسازد، مگر چیزی ارزشمندتر از این هم وجود دارد؟
تحلیل و ارزیابی رییس مشترک ک.ج.ک در برنامهی " روژهوا ولات" بدین شرح است:
سیستم امرالی سابقهای تاریخی دارد. این سیستم را نیروهای توطئهگر نهادینه و ترکیه را در نقش نگهبان و گردانندهی آن قرار دادند. آنانکه این سیاست را بر رهبرآپو اعمال مینمایند، توطئهگر میباشند. خلق کُرد و دوستانشان دربرابر سکوت سی.پی.تی و شورای اروپا به فعالیتهای اعتراضآمیز میپردازند و به آنان در مورد وضعیت رهبر آپو هشدار میدهند، لیکن سی.پی.تی و شورای اروپا سکوت اختیار کردهاند. دلیل این سکوت نیز همان سیستمی است که بنیاد نهادهاند. چرا رهبر آپو را در توطئهای بینالمللی دستگیر و بر وی سیستم امرالی را اعمال میکنند؟ این ظلمی است که در هیچ جای دنیا نمونه ندارد. برای اینکه از فلسفه و ایدئولوژی رهبر آپو هراس دارند. خواستند به این وسیله مانع گسترش این فلسفه و ایدئولوژی در کردستان، خاورمیانه و جهان شوند تا به راهحلی جایگزین مبدل نگردد. آنها دیدند که این جنبش روزبهروز بزرگتر شده و به جایگزینی برای سیستم مدرنیتهی سرمایهداری تبدیل شده است. رژیم مدرنیتهی سرمایهداری خواهان مداخله در وضعیت خاورمیانه میباشند. جنبشی را که رهبر آپو ایجاد نموده، مداخلهی آنان را به خطر میاندازد و آنان نیز بمنظور جلوگیری از این فلسفه، توطئهی بینالمللی بر ضد رهبر آپو را براه انداختند. زمانیکه رهبر آپو را به امرالی بردند، سی.پی.تی منتظر رهبر آپوست و به وی میگوید:'' ما با همدیگر این سیستم را درست کردیم و ناظر آن نیز خواهیم بود''. آنها خود ناظران امرالی هستند. وظیفهی سی.پی.تی و شورای اروپاست که بر [اعمال] شکنجه نظارت داشته باشد. در هرجایی توانایی رفتن به زندانها و تفتیش آنرا دارند و میتوانند در مورد زندانها تصمیم بگیرند و حکومتها را تحت فشار قرار دهند. فقط ما میبینیم که اتحادیهی اروپا و سازمان منع شکنجهی اروپا سی.پی.تی به وظایف خود [در قبال کُردها] عمل نمیکنند. خلق کُرد و دوستانشان بر سر این موضوع بپا خاستهاند و همیشه وظیفهی شورای اروپا و سی.پی.تی را به آنها یادآوری میکنند. من مراتب قدردانی خود را به آنها میرسانم. سکوت اتحادیه اروپا و سی.پی.تی نشانه اینست که آنها و دولت ترکیه باهمدیگر مسئول اعمال این سیستم بر رهبرآپو میباشند.
مقاومتگران خودمدیریتی برای خلقهای خاورمیانه داستان قهرمانی را حک نمودند
باییک در ادامهی سخنان خود دومین سالگرد مقاومت و شهدای خودمدیریتی را به یاد آورد و ارزیابی خود را اینگونه بیان نمود:
"در ابتدا شهدای سور، نصیبین، جزیر، هزخ، گور، سلوپی، باغلار و فارقین را به یاد آورده و بار دیگر تعهدی را به آنها دادیم، تجدید میکنیم". بهراستی آنانکه در این شهرها مقاومت نمودند و شهید شدند، برخی زخمی و تعدادی نیز اسیر شدند، داستانی پر از قهرمانی و فداکاری را نوشتند. داستانی را که نوشتند نهتنها برای خلق کُرد، بلکه متعلق به همهی خلقهای خاورمیانه میباشد. آنانکه برعلیه ظلم، فاشیسم و نیستی ایستادگی نمودند و آنهایی که برای دمکراسی، آزادی، برابری و برادری تلاش نمودند، همانهایی بودند که مقاومتی بینظیر و تاریخی را از خود نشان دادند. این مقاومتی تاریخی بود. اگر آنان مقاومت نمیکردند دولت فاشیست و غاصب ترکیه، خلق ترکیه را تسلیم خواستهای خود میکرد. همچنین خواستار تصفیهی جنبش آزادیخواهی کردستان میشد و کشتار جمعی را بر خلق کُرد تحمیل مینمود. اگر قادر به تصفیهی پ.ک.ک و قتلوعام کردها میشد، در خاورمیانه هیچ خلقی توانایی مبارزه را نمیداشت. اگر پ.ک.ک و خلق کُرد متحمل شکست شده بودند، کشتارجمعی صورت میگرفت و امروز در جهان جنبشهای سوسیالیستی، پ.ک.ک، رهبرآپو و خلق کُرد را برای خود پیشاهنگ، الگو و امید نمیدید. اگر امروز امیدوار شده و نیرو میگیرند و اگر امروز در خاورمیانه قادر به مبارزه شدهاند، نتیجهی مقاومت "چیاگر" و "محمد تونج"هاست. و برای همین این مقاومتی تاریخی میباشد. اگر امروز خلق کُرد در سطح جهانی به چنین جایگاهی رسیده و هرکس به کردها احترام میگذارد، بخاطر اینگونه مقاومتهاست. زیرا این مقاومت نشان داد که خلق کُرد هیچگاه تسلیم نخواهد شد.
دینامیزم چارهیابی بحران سوریه، کردها هستند
ریاست مشترک ك.ج.ك در مورد مسائل سوریه و انتخابات شمال سوریه گفت:" قبل از هرچیز به آنان که مقدمات برگزاری این انتخابات را فراهم نمودند درود میفرستم. زیرا برگزاری موفقیتآمیز انتخابات در چنین شرایطی به بشریت، نیروهای سوسیالیست، دمکرات و آزادیخواه روحیه میبخشد. براستی که در میان جنگی چنین بزرگ و ویرانگریهایی چنین عظیم توانایی برگزاری انتخابات را داشته باشی، انتخاباتی دمکراتیک که در آن هرکس بتواند بهشیوهای آزادانه ارادهی خویش را بمنصهی ظهور برساند و بخواهد با دستهای خود آیندهی خویش را بسازد، چیزی از آن ارزشمندتر وجود ندارد. در جهان چنین نمونههایی زیاد نیستند. جنگهای جهانی، جنگهای اقلیمی و جنگهای میان دولتها بوقوع پیوستهاند. در همهی این جنگها کسی قادر به برگزاری انتخابات آنهم انتخاباتی دمکراتیک نبوده است. این در شمال سوریه اتفاق افتاد. بهمین علت به همهی آنانکه این تصمیم را گرفتند و آنهایی که با موفقیت آنرا به انجام رساندند، درود میفرستم. براستی که کار بزرگی نهتنها برای شمال سوریه بلکه برای تمامی سوریه، خاورمیانه و همهی بشریت است. ساختاری نوین را بنیاد نهاده و در جهت تفهیم آن به همگان میکوشند. اگر سوریهای نوین تاسیس شود، تحت تاثیر واقعیت شمال سوریه که در آن خلقهایی که در منطقه برای دستیابی به دمکراسی، آزادی، دادپروری و برابری مبارزه نموده و این مبارزه را تا حدی به پیش بردهاند، خواهد بود. بغیر از این سوریهای نوین بنیاد نخواهد شد. حالا میگویند که در سوریه جنگ نظامی رو به اتمام و مبارزات دیپلماتیک و سیاسی شروع خواهد شد، همه از شروع مرحلهای سیاسی سخن میگویند، این تا چقدر واقعیت دارد، مشخص نیست. زیرا اگر بخواهند مرحلهای دیپلماتیک و سیاسی را آغاز و مشکلات سوریه را حل نمایند، از تجزیه و ویرانی آن جلوگیری کنند و از نو اتحاد سوریه را بر مبنای دمکراسی بسازند، زیربنای آن شمال سوریه و دینامیزم چارهیابی بحران سوریه خلق کُرد میباشد و همهی جهان نیز برآن واقف است.
باییک در سخنان خود به موضوع نشستهای آستانه، سوچی و ژنو پرداخت و گفت:"میخواهند در آستانه، سوچی و ژنو، نشستهایی را انجام دهند و از مشارکت کردها در چنین تجمعاتی خودداری میکنند. مگر از شروع مرحلهای سیاسی حرف نمیزنند، در اینصورت چگونه سوریهای نوین شکل خواهد گرفت؟ اگر واقعا خواهان پیشبرد مرحلهای سیاسی و دیپلماتیک و تشکیل سوریهای نوین میباشند که دیگر شاهد جنگ نظامی، ویرانی و خرابکاری نباشیم و سوریهای نوین و دمکراتیک بنیاد نهاده شود، آنوقت بایستی شمال سوریه و کردها را در نشستها و مذاکرات شرکت دهند. زیرا آنها برای سوریهای متحد، دمکراتیک، فدرال تلاش میکنند و این را همه میبینند. آنوقت است که سوریهای نوین شکل خوهد گرفت."