تداوم حمله به آسوس و سكوت حكومت اقليم- اتحاديه ميهنی كردستان | یادداشت

در مدت يك ماه جنگنده‌های تركيه با همكاری ايران پنج بار در تاريخ (٣، ١٢ ، ٢٧ نوامبر و سوم و چهارم دسامبر)، منطقه آسوس را مورد حملات هوايی قرار دادند. تاكنون هواپيماهای تجسسی ايران و تركيه بر فراز آسمان آسوس و شارباژير در حال كشف و جستجو هستند.

در مدت يك ماه جنگنده‌های تركيه با همكاری ايران پنج بار در تاريخ (٣، ١٢ ، ٢٧ نوامبر و سوم و چهارم دسامبر)، منطقه آسوس را مورد حملات هوايی قرار دادند. تاكنون هواپيماهای تجسسی ايران و تركيه بر فراز آسمان آسوس و شارباژير در حال كشف و جستجو هستند. برای افكار عمومی آشكار است كه در آن مناطق نيروهای شرق كردستان مستقرند. به بهانه‌ی وجود گريلاهای پ.ک.ک، بمباران آن مناطق عملی احمقانه، واهی و بی‌‌اساس است.

 

 همچون پژاك بمباران‌ها و تجاوزهای تركيه ـ ايران و همپيمانانشان را به شدت محكوم می‌نماييم.  بمباران آن مناطق از سوی تركيه ـ ايران در لوای حضور نیروهای پ.ک.ک غيرقابل قبول است. همزمان بازتاب و اطلاع رسانی این موضوع از سوی برخی از رسانه‌های جنوب كردستان كه گویا :مناطق پ.ك.ك مورد حملات تركيه قرار گرفت"، عملی غيراخلاقی و بدور از معیارهای اخلاق رسانه‌ای است که تنها و تنها خوش‌خدمتی به اشغالگران در جنگ فراگیر رژیم‌های غاصب کردستان است.

 

سالهاست كه یگانهای روژهلات كردستان- ی.ر.ک در منطقه آسوس مستقرند. در ٢٧ نوامبر سال جاری (دوشنبه هفته گذشته)مصادف با آغاز چهلمين سال مبارزه حزب كارگران كردستان، منطقه آسوس آماج حملات شديد هوايی دولت تركيه و ايران قرار گرفت. در اين حملات هوايی كه حدود يك ساعت و نيم به طول انجاميد يك تيم سيار گريلاهای ی.ر.ک آماج حملات هواپيماهای جنگی تركيه قرار گرفته و سه تن از گريلاهای یگانهای روژهلات کردستان در نتیجه بمباران وحشيانه دولت فاشيست تركيه ـ ايران به مقام شهادت نائل گرديدند. ضمن ابراز تسليت به خانواده‌ی اين شهيدان، خلق میهن‌دوستمان و آزاديخواهان ايران و تمامی رفقا، ضمن تجلیل از این شهدا با تمام شهيدان راه آزادی تجديد ميثاق می‌بنديم و ياد و خاطره‌شان را گرامی می‌داريم. تأکید می‌نماییم که هرگز خون اين شهيدان بر زمين نخواهد ماند و انتقامشان گرفته می‌شود.

 

تداوم حملات رژیم متجاوز ترکیه به گریلاهای ی.ر.ک، اذهان فردی و جمعی خلقـمان را با پرسش‌های متعددی مواجه کرده است. پرسش‌هایی با این مضمون که 'چرا دولت تركيه در چنين مرحله‌ی بغرنجی مناطق تحت نفوذ یگانهای روژهلات کردستان – ی.ر.ک را آماج حملات شديد خود قرار می‌دهد؟' آيا ما بين دولت‌های استعمارگر  و احزاب وابسته به اين دولت‌ها مذاكرات و معاملات پنهانی همچون تحولات اخیر در جنوب کردستان علیه خلقمان در شرق کردستان هم شکل گرفته است؟ كدامين دولت و چه طرفهایی در چنين معاملات پليدی دست دارند؟ چرا حكومت اقليم كردستان و حزب اتحاديه ميهنی كردستان-ی.ن.ک نسبت به تداوم بمباران‌های آسوس سكوت اختيار كرده‌اند؟ موضع جنبش آزاديخواهی شرق كردستان و خلق كُرد و تمامی احزاب موجود در شرق كردستان و وظيفه‌ احزاب و سازمان‌های مدنی و خلق جنوب كردستان در چنين برهه‌ی زمانی تاریخی چه می‌باشد؟ پرسش‌های از این دست و دهها پرسش دیگر هم پشت پرده حملات به آسوس وجود دارند که در آینده‌ای نه چندان دور پاسخ آنان برملا می‌شوند.

 

حمله و توطئه‌های شوم و پليد اخير تركيه عليه اراده آزاديخواهی خلق كُرد در تمامی بخش‌های كردستان حاكی از آن است كه حكومت آ.ك.پ و اردوغان با همپيمانانش، علناً خصومت خود را با هرگونه دستاوردی از سوی جنبش آزادیخواهی اعلام کرده و بمباران‌های مداوم نشانه مذاكرات و ترافيك ديپلماسی اخیر مابین ايران ـ تركيه و عراق عليه منافع ملی كردستان می‌باشد. دولت تركيه برای تداوم سلطه و بقای خود به هر فتنه و جنگی دست می‌زند و ایجاد آشوب در منطقه را در سرلوحه اعمال خود قرار داده است. اردوغان و حكومتش جنگ عليه كردها را بعنوان راه برون رفت از بحران عميقی كه دامنگيرش شده، برگزيده‌اند. به دليل ذهنيت فاشيستی و ديكتاتورمأبانه‌ی اردوغان و مغرور بودنش، روزبروز همپيمانان بين‌المللی و منطقه‌ای خود را از دست می‌دهد. برای همين با هدف تضعیف کردها و سرکوب آزادیخواهان در جستجوی همكار با كشوری از قبيل ايران است. از طرفی تركيه در تلاش است ايران را شريك و همكار پروژه‌ی پرواكاسيون خود در منطقه كند و ايران را بسوی جنگی خونين عليه خلق كُرد سوق دهد و بدين منوال موضع آمريكا را در قبال تركيه تغيير دهد.

 

ترافيك ديپلماسی اخير مابين تركيه و ايران و حملات مشترك‌شان، نشان از ضعف و ترس‌ این دو رژیم در مقابل موقعیت خلق كُرد و دستاورد‌های جنبش آزاديخواهی در كُردستان است. بمباران‌های اخير در منطقه‌ی آسوس، تسریع مرحله‌ی تضعيف و فروپاشی ارتجاع حاکم بر دو حکومت و قيام عليه نظام‌های استعمارگر و سرآغاز جنگ انقلابی می‌باشد. تركيه و ايران برای جلب اعتماد و ائتلاف خود، جنبش آزاديخواهی شرق كردستان را قربانی سياست پليدشان كرده‌اند. بمباران آسوس نقشه‌ی نوين تركيه و ايران را برملا كرده و نشان داد که این دو درصدد اشغال تمامی كردستان هستند و نقشه‌ای همچون اشغال مناطق كركوك و ديگر مناطق جنوب كردستان را برای آينده‌ی شرق كردستان طراحی نموده‌اند. سهم ايران در اين بمباران‌ها و مشاركت در سركوب كردها عبارت خواهد بود از فشار به جنبش آزادیخواهی کُرد در روژهلات کردستان، سیطره کامل بر استان سلیمانیه و استقرار نیروهای تحت عنوان حشد الکُردی (شاخه کردستانی سپاه پاسداران در عراق) در کوههای این منطقه. گام بعدی حمله به مراکز و مقرهای ساير احزاب روژهلات خواهد بود و در این راستا صدالبته آمريكا و همپيمانان به سکوت خود در قبال تجاوزگری‌های ایران و ترکیه ادامه خواهند داد. اصولا اشغالگری رژیم‌های ایران و ترکیه بدون رضایت تلویحی آمریکا صورت نخواهد گرفت. توطئه علیه کردها تمامی کشورهای اشغالگر و نیروهای بین‌المللی را گردهم آورده است. در این میان مواضع احزاب کلاسیک کُرد، کردستان را به بازار ارزان استعمارگران مبدل کرده است.

 

سكوت حكومت اقليم و احزاب حاكم در جنوب كردستان بخصوص اتحاديه ميهنی كردستان-ی.ن.ک در خصوص اين بمباران‌ها، زنگ خطر ديگری برای دستاوردهای خلق كُرد خواهد بود. آيا اين بمباران‌ها تداوم زنجیره كنترل كركوك و ساير مناطق است؟ آيا کوهستان‌های آسوس و مناطقی كه احزاب شرق كردستان در آن مستقرند به دولت‌های استعمارگر فروخته شده است؟ آيا اين بمباران‌ها با آگاهی اتحاديه ميهنی صورت گرفته است؟ مگر نه اینکه روزانه از این حملات گزارشهای مفصل به آنان ارائه می‌شود؟ چرا اين حزب در قبال تركيه ـ ايران سكوت اختيار كرده‌ و هيچ واکنشی از خود نشان نمی‌دهد؟

 

سعدی احمد پیره سخنگوی اتحادیه میهنی کردستان پس از بازداشت عناصر میت ترکیه از سوی نیروهای پ.ک.ک علناً اقدام به گرادهی به ترکیه نموده و به گفته وی "از بادینان تا آسوس در کنترل نیروهای پ.ک.ک است." این سخنان سعدی پیره گمان و نگرانی حزبمان و خلق میهن‌دوست کُرد را برانگيخته كه مبادا معامله‌یی همچون غائله کرکوک در شُرُف تکرار باشد. الزامی است كه مسئولان اين حزب [ی.ن.ک] برای آگاهی افکار عمومی و برطرف شدن نگرانی‌های خلقی، موضع رسمی حزب خود را در قبال تجاوزات آشکار و روزانه تركيه و ايران علنی بیان کنند. در عین حال با موضعی راديكال جلوی بمباران‌های مناطق آسوس را بگيرند. زیرا با ادامه‌ اين حملات، گريلاهای شرق كُردستان فاز نوينی از مقاومت را در برابر تجاوزات دولت‌های اشغالگر آغاز می‌کنند.

 

مورد دیگر كه جای بسی تأسف و نگرانی است سکوت ساير احزاب و نهادهای مدنی و حتی احزاب شرق كردستان در جنوب کردستان نسبت به تجاوزهای آشکار ایران و ترکیه است. نظاره‌گر بودن اعمال متجاوزین به خاک اقلیم کردستان غیرقابل درک است. تداوم این سکوت تنها به معنای مشروعیت بخشی به اعمال استعمارگری ایران و ترکیه است و زمینه‌های حملات دیگری را از سوی این دو حکومت فراهم می‌کند. اگر پیشتر به این سکوت مرگبار پایان داده شده بود بدون شک حملات به قره‌چوخ(روژاوا)، شنگال و غائله نیمه اکتبر در جنوب کردستان و حملات روزانه به قندیل و اکنون به آسوس روی نمی‌داد. به همین دلیل الزامی است که در این برهه زمانی سیاستمداران ، نمایندگان مجلس، نهادهای مدنی، احزاب سیاسی و آحاد خلق کُرد بویژه جوانان و زنان چه در جنوب و چه در شرق کردستان با همبستگی پاسخی درخور به این ائتلاف نامیمون و نامبارک سه استعمارگر کردستان [ایران و ترکیه و عراق] دهند.

 

پر واضح است که جنبش آزادیخواهی روژهلات کردستان توانایی مقاومت در برابر هرگونه حمله‌ای را داراست و واضحتر اینکه این جنبش تحت هیچ شرایطی از مبادی خود یک گام پس نخواهد کشید و به هیچ نیروی منطقه‌ای و یا بین‌المللی متکی نخواهد شد. گریلاهای روژهلات کردستان با ایستاری قدرتمند و عزمی پولادین نظام‌های اشغالگر را متوقف می‌کنند و مرحله نوینی از مبارزه آزادیخواهی را علیه ارتجاع، فاشیزم و بربریت آغاز خواهند کرد.