در سالهای اخیر چغندر قند به محصولی استراتژیک در عرصهی اقتصاد کشاورزی تبدیل شده است. این امر باعث ازدیاد سطح کشت چغندر در اقصی نقاط شمال ایران و همچنین همهی استانهای روژهلات کردستان شده است.
رکود اقتصادی چند سال اخیر تاثیرات منفی بسیاری را بر نحوهی دریافت این محصول و پرداخت دسترنج کشاورزان از سوی کارخانههای چغندر قند بهمراه داشته است.
نبود برنامه و سیاست صحیح اقتصادی و همچنین زیست محیطی مسئولین کشور در این رابطه و خصوصا در شرق کردستان، نه تنها مسبب ایجاد فشار اقتصادی بر چغندرکاران شده بلکه با توجه به میزان نیاز این محصول به آب (هر یکعدد ۶٠٠ لیتر)، منطقه را با معضل کمبود آب در سالهای آتی روبرو خواهد نمود.
با این وجود، کارخانههای تحویل چغندر قند به بهانههای مختلف آنرا از چغندر کاران تحویل نمیگیرند مگر به شرط اینکه کشاورزان از شرکتها و کارخانههای مربوطه پول حاصل دسترنج خود را نخواهند تا زمانیکه کارخانه به میل خود آنرا نصف و نیمه بپردازد. این امر باعث شده که برخی از چغندرکاران، محصول چغندر خود را با نصف قیمت و بصورت نقدی به اشخاص و یا شرکتهایی که به این منظور ایجاد شدهاند، بفروشند.
بخش دیگری از این معضل مربوط به وارد کردن شکر و نیشکر از کشورهایی بمانند 'کوبا'ست که توسط مافیاهای دولتی و سپاه پاسداران به ایران وارد میشود و بخش عمدهای از نیاز داخلی به قند و شکر را برطرف مینماید و در عوض باعث میشود که چغندر کشاورزان در داخل خریدار آنچنانی نداشته باشد و با توجه به هزینهی بالای کشت این محصول، این قشر متضرر خسارتهای فراوانی میگردند.
معضل دیگر این محصول واقع شدن کارگاههای و کارخانهها در خارج از روژهلات کردستان است. با توجه به اینکه بنا به آمارهای دولتی حدود ٧۵ درصد این محصول در استانهای اورمیه (بوکان و حومه) و کرماشان و لرستان روژهلات کردستان تولید میشود اما رژیم ایران در این عرصه هم با در پیش گرفتن سیاستهای زیستقدرت و تحریم اقتصادی علیه کردها سعی در محروم نمودن جامعه کردستان از عواید رنج و ثمره زمینهای کردستان است.