حملات تروریستیای که اخیراً در تهران صورت گرفت و دولت اسلامی عراق و شام (داعش) مسئولیت آن را برعهدهگرفته است، اگر درست موردبررسی و تحلیل قرار نگیرد ممکن است در دام یکی از اهداف اساسی و پشت پرده این حملات قرار بگیریم
هدف این نوشتار این نیست که آیا این حملات شروع دخالت مستقیم در ایران محسوب میشوند یا اینکه آیا دستهای کشورهای منطقهای یا فرا منطقهای پشت آن وجود دارد یا نه. یا هدف آنها با حمله قرار دادن مراکز سیاسیـ امنیتی شکستن اقتدار بهاصطلاح آهنین و تهدید هرچه بیشتر نظام ایران است. یا اینکه این حملات پیامی برای پشتیبانی ایران از قطر بود. چیزی که میخواهیم در این نوشتار کوتاه مورد بررسی قرار دهیم اینست که چرا باید تروریستهایی که تهران را موردحمله قرار دادند، به گفته وزرات اطلاعات ایران "دارای ملیت کردی" باشند و داعش با انتخاب این عناصر چه اهدافی را دنبال میکند؟
اگر به اطلاعات افشا شده از سوی دستگاه اطلاعاتی نظام استناد کنیم و هویت تروریستها را کرد قلمداد نماییم، این سوال پیش میآید داعش که یک سازمان چندملیتی است و از هر ملیتی در آن حضور دارند، چرا باید کردها را بهعنوان عاملان اجرایی این حمله به کار گیرد؟ بیشک یکی از اهداف اساسی و ساختاری این حملات "شکستن فضای تعاملات خلقی" است که در ایران شکلگرفته است. فضای خلقی که همه ملیتهای ایرانی اعم از کرد، آذری، فارس، عرب، بلوچ، گیلک و ... با هر دین و مذهبی با یک همیابی و در کنار هم بودن بهسوی دروازههای گذار به دمکراسی قدم برمیدارند؛ گامهایی که تضمینکننده ثبات و امنیت خواهند بود.
هم داعش و جمهوری اسلامی نمیخواهند همگرایی میان خلقهای ایران صورت پذیرد. جمهوری اسلامی علیرغم شعارهایش همگرایی ملتهای ایران را تهدیدی برای قدرت نظام میبیند و خواهان این همگرایی نیست. بلکه میخواهد اختلافات میان ملتها و مذاهب ایران بهصورت کنترلشده وجود داشته باشد تا راحتتر بتوانند با میلیتاریزم (نظامیگری) قدرت و کنترل خود بر مردم را افزایش دهند. از طرفی داعش و نیروهای منطقهای و فرا منطقهای نیز همگرایی خلقها را به معنی ثبات در ایران میدانند. برای همین خواهان انشقاق ملیتی و مذهبی در ایران هستند؛ زیرا ایران دارای تنوعات اتنیکی و مذهبی زیادی است و با اختلاف میان این تنوعات میتوان آن را به آشوب و هرجومرج کشاند.
همه بهخوبی میدانند که روژهلات کردستان با پیشاهنگی جامعه دمکراتیک و آزاد روژهلات کردستان (کودار)، یکی مستعدترین مناطق برای تغییرات بنیادین دمکراتیک در ایران است. تغییرات که باهم یا بی تمام ملیتهایی ایرانی در حال شکلگیری است. در وضعیت کنونی اگر حکومت بخواهد با ملیتاریزه کردن کردستان مانع از مشارکت کردها در پروسه دمکراتیکزاسیون ایران جلوگیری شود یکی از بازیگرهای اصلی این پروسه به حاشیه میرود و این به معنای "توقف پروسه دمکراسی" در ایران است. این امر راه را برای تحرکات فاشیستی در ایران باز میکند و این امری است که عواقب جبرانناپذیری را پی خواهد داشت.
تخریب تصویر کردهایی که خود از قربانیان و مبارزین اصلی با داعش هستند
یکی دیگر از دلایل انتخاب این تروریستها از ملیت کرد، این است که داعش میخواهد تصویر کردها را در میان مردم ایران تخریب کند؛ کردهایی که خود از قربانیان اصلی داعش هستند و در شنگال و روژاوا و دیگر نقاط کردستان در حال مبارزه با داعش هستند و اکنون نیز "رقا پایتخت داعش را تحت محاصره قرار دادهاند. برهمگان واضح است که کردها با پیشاهنگی "جنبش آپویی" از مدعیان اصلی نبرد با داعش هستند و یکی از اهداف راهبردی خود را نابودی کامل داعش تعریف نمودهاند. پس عین سادهلوحی است که با این چند تروریست تمام قربانیان و رشادتها و شهدای خلق کرد در مبارزه با تروریسم و فاشیسم را نادیده گرفت.
حاکمیت ایران خود ترویجدهندهی افراطگرایی در روژهلات کردستان است
جمهوری اسلامی با کمک و زمینهسازی برای رشد گروههای افراطی بهمانند "انصار الاسلام" در روستاهای اطراف "بیاره" در شمال شرق حلبچه، درصدد بود که سلفی گرایی در مناطق هممرز با حلبچه را افزایش دهند و از کردهای این مناطق بهعنوان "کمربندی ضد جنبش آزادیخواهی کردها" استفاده کند. از طرفی سیاست "فقیر نگهداشتن مردم" نیز که از طرف حکومت اعمال میگردد، نیز زمینه برای سلفیگری را ایجاد کرد. اکنون این سیاست ویژه حاکمیت که گسترش افراطیگرایی در روژهلات کردستان بود گریبانگیر خود حکومت شده است. اما حاکمان ایران بهخوبی میدانند چطور از مشکلات فرصتسازی کنند در این برهه نیز بیشک بخواهند با دستاویز قرار دادن ملیت کردی تروریستها، نهایت استفاده که همان میلیتاریزه کردن کردستان و اختلاف میان ملیتهای ایرانی را ببرند تا مانع از همگرایی و اتحاد جهت دمکراتیزاسیون ایران شوند.
انجام سخن
در وضعیت کنونی هرگونه رویکرد ملیگرایانه و مذهبگرایانه باعث نابودی دستاوردها و همیابی ملل ایرانی میشود. مردم ایران باید در برهه کنونی خردورزانه عمل کنند و از برخوردهای عاطفی و غیر خردورزانه پرهیز کنند؛ زیرا در این صورت در دامهای داعش و جمهوری اسلامی قرار میگیرند. گفتنی است هرگونه برخورد مذهبیـ ملیتی میان ملیتها و مذاهب ساکن جغرافیای ایران عواقب جبرانناپذیری دارد که بیشک به ناامنی و بحرانی شدن بیشتر ایران میانجامد و شروعی خواهد بود برای اینکه ایران به سوریهای دیگر مبدل سازد.