درسهای تاریخی جمهوری کردستان برای کُردها [یادداشت]
امروز دوم بهمن ٧٢مین سال تأسیس جمهوری کردستان در مهاباد است. ٢ بهمن ١٣٢۴ شمسی در میدان چوارچرا شهر مهاباد در شرق کردستان، جمهوری کردستان با رهبری پیشوا قاضی محمد اعلام موجودیت کرد.
امروز دوم بهمن ٧٢مین سال تأسیس جمهوری کردستان در مهاباد است. ٢ بهمن ١٣٢۴ شمسی در میدان چوارچرا شهر مهاباد در شرق کردستان، جمهوری کردستان با رهبری پیشوا قاضی محمد اعلام موجودیت کرد.
امروز دوم بهمن ٧٢مین سال تأسیس جمهوری کردستان در مهاباد است. ٢ بهمن ١٣٢۴ شمسی در میدان چوارچرا شهر مهاباد در شرق کردستان، جمهوری کردستان با رهبری پیشوا قاضی محمد اعلام موجودیت کرد.
جمهوری کردستان تنها ١١ ماه دوام داشت. یازده ماه در تاریخ مبارزاتی خلق کُرد جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داده و فروپاشی آن از تراژدیهای تاریخ خلق کرد است. خیانت قدرتهای بینالمللی از جمله شوروی و بریتانیا و از سوی دیگر عدم انسجام و روحیه مقاومتگری باعث شکست جمهوری شدند. با پذیرش این واقعیت که شوروی (روسیه امروزی) و یا هر کشور دیگری در نظام سرمایهداری سیاست و برنامههایش را بر اساس منافع یکجانبه اقتصادی و سیاسی تعیین میکند، عدم تعهد اخلاقی در روابط این نیروها با خلقهای ستمدیده بخوبی واضح است. زیرا آنچه در عمل قابل مشاهده است مشارکت قدرتهای جهانی در اقدامات دول اشغالگر بویژه بر خلق کردستان در هر چهار بخش میهن است. شناخت ماهیت سیستم جهانی حاکم بر روابط بینالملل مانع تکرار خطا در تکیه بر نیروهایی است که هیچگاه نیروهایی قابل اعتماد نیستند. ازین منظر تاریخ کردها تجربههای دردناک و در عین حال گرانمایهای از روگردانی و خیانت نیروهای بینالمللی به خود دیده است. بر این اساس جنبش آزادیخواهی کردستان در چهل سال گذشته تنها تکیهگاه خود را خلق کردستان تعیین کرد و عرصه مبارزه را جغرافیای کردستان و نه توسل به نیروهای هژمونیک میداند. خودویژگی جنبش پ.ک.ک و دستاوردهای زرین آن در این رابطه بیانگر صحت رویکرد سیاسی و مبارزاتی در هر چهار بخش کردستان دارد.
حضور نیروهای بینالمللی- آمریکا و روسیه- در روژاوا/ شمال سوریه برای کردها بازگوی خاطرات پس از جنگ جهانی اول در ایران و شرق کردستان است. حملهی دولت غاصب ترکیه به عفرین و عقبنشینی روسیه پس از توافقهای تجاری/ سیاسی- سوداگری مسکو بر سر عفرین و ادلب-، برای کردستانیها یادآور معامله رژیم پهلوی ایران با شوروی سابق در رابطه با جمهوریهای آذربایجان و کردستان در هفتاد سال پیش است. اگرچه شوروی دیروز با روسیه امروز تفاوت چندانی نداشته باشد(بالاخص در رابطه با کردها) ولیکن انقلاب کردستان با پیشاهنگی جنبش آزادیخواهی هم دارای ماهیتی جداگانه است و هم خلق کردستان از خیانتهای تاریخی درس عبرت آموختهاند.
از دیگر سو شکستهای پیاپی خلق کرد در سده گذشته و بویژه شکست تجربه جنوب کردستان در سالهای اخیر و عدم مسئولیتپذیری و خودانتقادی جریانهای حاکم تجارب ارزنده دیگری را برای کردها به ارمغان آورده است. ناگفته پیداست در جایی که تثبیت و خوانش سیاسی اشتباه باشد، بدون شک نتایج نیز اشتباه خواهد بود. این مهم قابل درک است که قدرتهای خارجی در جهت منافع خود حاضرند دشمنان ایدیولوژیک خود را یک شبه بهترین دوست و دوستان چندساله را یک شبه کنار نهند. پر واضح خواهد بود که خیانتکار اصلی نه آنها بلکه نگرشیست که همیشه خود را ضعیف و بدون حمایت یکی از ابرقدرتها "هیچ" میانگارد. ذهنیتی که مطلقا به نیروی خود و خلق خود باور نداشته و درصورت کوچکترین تلنگری از جانب نیروهای سیستم جهانی تا حد فروپاشی درهم میشکند.
روژاوای کردستان نمونهای جداگانه از اراده جمعی آزادیخواهی کردها را برای جهانیان و بویژه برای خلق کردستان آفریده است، سیستم مدیریتی خود را با مشارکت همهی اقشار و خلقها، فارغ از مرکزگرایی بنیاد نهاده و یکی از نقاط قوت آن میباشد. حاکمیت بر امور روزانه حیات جامعه، را کاملا مردمی و حتی به کوچکترین روستاها بسط دادهاند. طوریکه همه باهم در پیوندی ارگانیک و کنفدرال، وظیفهی اداره و حمایت از شهر و روستاهای خود را برعهده دارند، نقش زنان در تمامی عرصههای حیات کاملا مشهود است. برخلاف کل خاورمیانه، خلأ موجود در رابطه با محرومیت زنان از مدیریت جامعه را با مبنا قرار دادن ملت دمکراتیک حل نموده است. سیستم کومون جاری در شمال سوریه نویددهنده مرحلهای تازه از حیات در خاورمیانه است که هیچ نیرویی توان نابودی آنرا ندارد و این شیوه زندگی نه تنها در شهرها و محلهها بلکه در تمام روستاهای شمال سوریه هم به مرحله عمل درآمده است.
حماسه تاریخی کوبانی، آزادسازی منبج و عملیات آزادسازی رقا و دیرالزور برای کردها تاریخ نوینی را رقم زده است که عامل اصلی این پیروزی پارادایم نوین کنفدرالیسم دمکراتیک و گسترش وسیع دمکراسی، تقسیم قدرت، مشارکت همهی خلقها و برابری زن-مرد میباشد. شیوه مدیریت مردمی نوین تمامی دشمنان کرد را به هراس واداشته و درصدد نابودی ارادهی خلقها و خصوصا خلق کرد میباشند.
کردها و خلقهای دوست آنان کنترل سرنوشت خود را بدست گرفتهاند و برخلاف رویه صد سال گذشته آنانکه مجبور به پذیرش شکست هستند نه اراده آزادیخواهی، بلکه ذهنیتهای نژاپرست اشغالگران است. ویران کردن خانههای غیرنظامیان و کشتن آنان نمیتواند روزشمار مرگ حاکمان جبار و دیکتاتور منطقه را متوقف کند.