همراه با مبارزان در مرکز شهر رقا
گزارشگران خبرگزاری فرات همراە با مبارزان نیروهای سوریە دمکراتیک تحولات میدانی در "نبرد بزرگ" رقا را بە تصویر میکشند. در این میان گفتگو با مبارزان جبهەهای مقدم جنگ با داعش حال و هوای دیگری دارد
گزارشگران خبرگزاری فرات همراە با مبارزان نیروهای سوریە دمکراتیک تحولات میدانی در "نبرد بزرگ" رقا را بە تصویر میکشند. در این میان گفتگو با مبارزان جبهەهای مقدم جنگ با داعش حال و هوای دیگری دارد
گزارشگران خبرگزاری فرات همراە با مبارزان نیروهای سوریە دمکراتیک تحولات میدانی در "نبرد بزرگ" رقا را بە تصویر میکشند. در این میان گفتگو با مبارزان جبهەهای مقدم جنگ با داعش حال و هوای دیگری دارد
بە گفتە مبارزان نیروهای ق.س.د نقل و انتقال در محلهای درگیری با داعش بە سختی صورت میگیرد. زیرا تکتیراندازهای داعش در بام خانەها مستقر شدەاند. در خارج از شهر در انتظار خودرو زرهی ماندیم کە از سوی مبارزان ی.پ.گ ساختە شدە و نام "هفت روح" را بر آن نهادەاند. گذاشتن نام هفت روح بر این خودرو بە دلیل استحکام آن در مقابل داعش است. خودرو توقف کرد. مبارزان بە کنار خودرو آمدند. از داخل یکی از مبارزان ی.پ.ژ را با کمک همدیگر خارج کردند. این مبارز زن در درگیری با داعش زخمی شدە است. مبارز زخمی را بە آمبولانس منتقل کردند.
بە ما گزارشگران اجازە سوار شدن بە خودرو زرهی را دادند. ما گروهی از روزنامەنگاران و گزارشگران بودیم کە برای رفتن بە محل درگیری با داعش با فرماندهی هماهنگی لازمە را انجام دادیم. در داخل خودرو تصاویر شهدا نظر من را بە خود جلب کرد.
هوای رقا در ساعات ظهر گرم است، در داخل این خودرو زرهی هوا بسیار گرمتر است. در محلە قادسیە از خودرو پیادە شدیم. یک روز قبل در این محلە درگیری سنگینی میان مبارزان ق.س.د علیە تبهکاران داعش روی دادە بود. تبهکاران با خودرو بمبگذاری شدە بە مبارزان حملە کردە و پس بصورت گروهی مبارزان را در دو محلە حطین و قادسیە هدف قرار دادە بودند. مبارزان گفتند کە حملە داعش کاملا با شکست مواجە شد و تعداد زیادی از آنان را کشتەاند. ما تقریبا در مابین دو محلە حطین و قادسیە هستیم. این نامها را رژیم بعثی بر آنها گذاشتە است. هر دو این نامها عنوان دو جنگ تاریخی هستند.
یکی از مبارزان ی.پ.ژ از ما استقبال کرد. رفقا بە ایشان رفیق شروین میگفتند. این رفیق بیشتر در حال هماهنگی با نیروهای ائتلاف از طریق ارتباط ماهوارەای بود. کنجکاو شدم و بە صفحە دیجیتالی دست ایشان نگاە کردم. در گوشە صفحە عکسی را مشاهدە کردم. هویت صاحب عکس را پرسیدم. رفیق شروین گفت کە صاحب عکس یکی از مبارزان بودە کە بە شهادت رسیدە و فرماندەی وی [شروین] بودە است.
پس از مدتی دو زن غیرنظامی را بە محلە اسکان رفقا آوردند. مبارزان آنها را در میان گرفتند. هر کدام از رفقا چیزی را از آنها میپرسید. هر دو زن خانەهایشان در همین اطراف بود. بر ماندن در خانەهای خود مصرند. مبارزان هم بە آنها اجازە دادەاند کە در خانە بمانند.
صدای شلیک گلولە از هر سو بە گوش میرسد. رفقا میگفتند کە صدا مربوط بە تکتیراندازهای داعش است. مبارزان ق.س.د بسوی محلە درعیە شلیک کردند. در این خانە برخی دیگر از رفقا در حال خوردن نهار هستند. صدای رگبار اسلحەها و صداح خندە و شوخی مبارزان با هم درمیآمیزد. بە دوربین عکاسی و فیلمبرداری دست من نگاە میکنند اما اجازە نمیدهند کە از آنها عکس یادگاری بگیرم. عاشق زندگی هستند اما همزمان میخواهند از نزدیک تبهکاران را هدف قرار دهند و خلق را از شر تاریکپرستان و چنگال آنان نجات دهند.