کنفدرالیسم دمکراتیک را میتوان "اتحادیهی دمکراتیک و غیردولتی جوامع" دانست. یعنی ساختاری دولتی، تکملیتی، تکهویتی و سلطهخواهانه ندارد؛ بهطور کامل متکی بر جامعه است. جامعهای که از مدل کنفدرالیسم دمکراتیک برخوردار باشد، یک جامعه اخلاقی و سیاسی تکثرگراست. بههمین دلیل در برابر بیماری مرگبار ملیگرایی (ناسیونالیسم)، حکم یک درمان شفابخش را دارد. اگر پرسیده شود چرا یادداشت خود را با این جملات شروع کردم، بایستی بگویم علتش وضعیتی است که اکنون در آن بهسر میبریم. خاورمیانه تا مغز استخوان خود تلخیِ جانگداز جنگ و آشوب را تجربه میکند و ما همه از این وضعیت تراژیک سهم بردهایم. یا باید آستین همت بالا بزنیم و برای سرنوشت خلقهای این منطقه چارهای بیابیم یا دست روی دست بگذاریم تا سرنوشتمان را با مرگ و خون و نابودی رقم بزنند. چیزی که اکنون تحت نام جنگهای ملی و مذهبی بر خلقهای منطقه تحمیل میشود، میتواند تا نابودی کامل محیطزیست، نسلکشی فرهنگی خلقها و قتلعامهای نژادی گسترده پیش بروند. خطر، بسیار بزرگ است. پس چارهجویی و حل نیز باید عمیق و صحیح باشد. البته که این جنگها محصولِ مداخلات نظامیـ سیاسی و اختلافات کنونی میان دولتها نیستند؛ آنها نتیجه یک سیاست حداقل صدساله هستند. یعنی از وقتی ابرقدرتهای جهانی، یک مدل حکمرانی بسیار خشن تحت نام دولتـ ملت را در خاورمیانه پدید آوردند، بذر شوم این جنگها نیز در سرزمینهایمان کاشته شد. هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ عملی، کنفدرالیسم دمکراتیک یک مدل سیاسی مناسب برای حل این بحران است. برای حل مسائل خلقهایی که سرزمینهایشان در نتیجه شکلگیری دولتهای مدرن خاورمیانه پارهپاره گشت، به یک مدل خلاقانه نیاز داریم. با تقلید از دولتهایی که تا خِرخره در بحران و جنگ فرو رفتهاند و خودشان منشأ مشکلات هستند، هیچ کاری نمیتوان از پیش برد.
سرزمین آذریها نیز همچون سرزمین کردها میان چندین کشور تجزیه و تقسیم شده است. فرهنگِ آذری زیر ضربات سهمگین ساختار تکفرهنگی دولتـ ملتهای منطقه در حال ازهمگسیختگی و نابودیست. اگرچه کشوری به نام آذربایجان نیز وجود دارد اما وجود چنین کشوری نتوانسته مانعِ مرگ تدریجی و شتابان هویتِ آذری را در پروسه جهانیسازی سرمایهداری بگیرد. آذریها در ایران، ترکیه و دیگر مناطقی که پراکنش جمعیتی دارند، در حال استحالهشدن فرهنگی، سیاسی و اجتماعی هستند. هویتشان با خطر نابودی دستوپنجه نرم میکند. خلق آذری با آن همه ارزشهای فرهنگی تاریخی و مبارزات سیاسی آزادیخواهانه اکنون به وضعیتی درآمده که به هیچ وجه شایستهاش نیست. اتوبان مرگبار نسلکشی هویتی، بهشکل بیرحمانهای از روی بدن، فرهنگ و سرزمین آذریها نیز عبور کرده است.
آذریها آن همه برای انقلاب مشروطه، سوسیالیسم و انقلاب خلقهای ایران در سال ۵۷ جانفشانیها کردند اما چه پاسخی به آنها داده شد؟! سرکوب، ذوب فرهنگی و تلاش برای استحاله در نظام دولتـ ملت ایرانی. اکنون انبوهی از مشکلات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و هویتی پیش پای فرد و جامعه آذری قرار دارد. آذریها نیز در منگنه فشار و سرکوب ماشین دولتـ ملت در حال تجربه خُردشدن استخوانهای فرهنگ، هویت و موجودیتشان هستند. گاه با حربه مذهب دولتی بر موجودیتشان ضربه میزنند، گاه با تحقیر زبانشان، با انکار هویت سیاسی و تاریخیشان و گاه با تاریخسازیهای جعلی حتی میخواهند ریشههایشان را نیز بخشکانند. این ملت، ملتی درد کشیده است. کردها این دردها و ستمها را خوب درک میکنند؛ زیرا آنها نیز با بدترین نوع نسلکشی فرهنگی و سرکوب مواجه شدهاند.
مدلی که کردها در کردستان برای حل مسائل خود در نظر دارند، کنفدرالیسم دمکراتیک است. کنفدرالیسم دمکراتیک برای تسیهمکردن و مشارکتدادن همگان است. نوعی فرم مدیریتِ سیاسی دستهجمعی است که بر مبنای رضایتخاطر، همبستگی و مشارکت آزاد افراد و جوامع شکل میگیرد. این مدل ضامن آزادی کردها و تمامی خلقهایی است که با کردها جغرافیای زیستی مشترکی دارند. زیرا این مدل بر پایه برخورد قدرتطلبانه، توسعهخواهی و اعمال زور و انحصار استوار نیست. در کنفدرالیسم دمکراتیک (که نام مشخص آن در روژهلات کردستان و ایران، کودار است)، مناطق زیستی مشترک میان آذریها، کردها، آشوریها و دیگر هویتها "میهن مشترک" تمامی آنها شمرده میشود. نقده، ارومیه، ماکو و سلماس به اندازهای که میهن کردهاست، به همان اندازه میهن آذریها هم هست. یعنی در مدل کنفدرالیسم دمکراتیک، با دید ملیگرایانه و انحصاری به میهن نگاه نمیشود.
مدل کنفدرالیسم دمکراتیک نه در جستجوی تأسیس یک دولت نوین است و نه بهدنبال ساختن یک ملت تکهویتی است. این مدل منطبق با طبیعتِ جامعه است؛ یعنی بر سیاسیبودن و اخلاقیبودن جامعه و همزیستی تمام تنوعات موجود در آن جامعه تأکید دارد. جامعه مزبور میتواند از هویتهای مختلف ملی، مذهبی، زبانی و فرهنگی گوناگونی تشکیل شده باشد. حوزه سیاست زیر نفوذ یک جریان خاص یا تحت انحصار هیچ طبقه، ملیت، نژاد، مذهبی و جنسی نخواهد بود. بههمین دلیل حقِ "آزادی بیان و سازماندهی" برای همگان محفوظ است؛ چیزی بهنام مرکزگرایی در آن جایگاهی ندارد. همه تنوعات موجود، از جایگاه خودمدیری برخوردار هستند. یعنی تمام جوامع، هویتها و تنوعات موجود در کنفدرالیسم دمکراتیک بدون آنکه به قدرت، سلطه و مرکزیتگرایی آلوده شوند برای امور خویش به تفکر، گفتگو، تصمیمگیری، برنامهریزی و اجرا خواهند پرداخت. مجالس، نهادها و مدیریتهای هر خلق و هویتی، بهطور آزادانه توسط خود آن جامعه، تأسیس و انتخاب خواهند شد و خود جامعه نیز بر عملکرد آن نهادها نظارت خواهد کرد. مثلاً در تمام جاهایی که آذریها و کردها با هم زندگی میکنند، کردها مجالس دمکراتیک ویژه خود و آذریها نیز مجالس دمکراتیک ویژه خود را تأسیس خواهند کرد. در سطحی بالاتر میتوانند مجالس دمکراتیک مشترک کرد و آذری نیز تأسیس شود تا در زمینه مسائلی که هر دو خلق یادشده را به هم پیوند میدهد به بحث و تصمیمگیری مشترک بپردازند. بهعنوان نمونه در شهری همچون ارومیه، بر مبنای تسهیمشدن در "منابع آبی، خاکی و انرژی" موجود در آن منطقه دست به تشکیل کمونها و مجالس مردمی متشکل از کرد، آذری، آشوری و دیگر هویتهای ساکن آنجا خواهند زد. حتی در مورد امور "دفاع از خود" نیز علاوه بر برخورداری از نیروهای دفاع ذاتی خاص، میتوانند در سطوح بالاتر دست به تشکیل "نیروی دفاعی مشترک" نیز بزنند. این میتواند تا سطح کل ایران نیز تعمیم یابد. یعنی هر هویت و ملت موجود در ایران (آذری، کرد، بلوچ، ترکمن، مازنی، گیلک، عرب، فارس و...) میتوانند نهادهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، دفاعی، دیپلماتیک و حقوقی ویژه خود را تأسیس کنند و از استاتوی خودمدیریتی دمکراتیک برخوردار باشند و در همان حال در سطح مشترک نیز مجالس دمکراتیک مشترک خویش را بنا نهند و به تشکیل یک "ملتِ مشترک و دمکراتیک متشکل از تمامی هویتهای موجود در ایران" دست یابند. مدلی که اینک در روژاوای کردستان و فدراسیون دمکراتیک شمالِ سوریه اجرا میشود، همین مدل است. کردها علاوه بر نهادها و ساختارهای خودمدیر خویش، با عربها، سریانیها، ارمنیها و دیگر هویتهای موجود در شمال سوریه دست به همپیمانی زده و به یک مدل مشترک دست یافتهاند که زندگی آزاد، دمکراتیک و برابر همگان را تحت ضمانت درآورده است. به این شیوه میتوان در سرتاسر منطقه، اتحادیه ملتهای دمکراتیک خاورمیانه را پایهگذاری کرد. مرزبندیهای استانی، کشوری و منطقهای، دیگر محلی برای اختلاف نخواهند بود بلکه نقش پلی برای ساختن هویتهایی ترکیبی و دمکراتیک را ایفا خواهند کرد.
نظام کنفدرالیسم دمکراتیک، خواهان همزیستی، صلح، همپیمانی و همگرایی خلق آذری و کرد است. در تمام مناطقی که کردها و آذریها با هم زندگی میکنند برای آنکه مسائل به بهترین نحو حل شوند و آزادی و برابری بر مبنای تنوع هویتی برقرار گردد، میتوان مجالس دمکراتیک مشترکی را تشکیل داد و در آن مجالس، مسائل آن نواحی را به بحث و تصمیمگیری دمکراتیک گذاشت. نظام کنفدرالیسم دمکراتیک، خواهان برابری آذریها و کردهاست. بهگونهای که بهدور از هر نوع تبعیضی، هر دو ملت ضمن حفظ ویژگیهای خاص اجتماعی خویش با دادوستد فرهنگی و همزیستی کامل بپردازند. میهن مشترک آذریها، کردها، آشوریها و ارمنیها دارای یک کلیت فرهنگی مشترک است. یعنی نمیتوان سرنوشت این خلقها را به زور از هم جدا کرد، در عین حال نمیتوان یکی از این خلقها را بر دیگری برتری داد. آنها بههمراه هم، فرهنگ این میهن مشترک را ساختهاند. هر خلق، نقش خود را ایفا میکند و از مجموع آنهاست که یک ترکیب فرهنگی دمکراتیک شکل میگیرد. کنفدرالیسم دمکراتیک به شدت با هر نوع اختلافافکنی و تفرقهای که به بهانه تفاوت مذهبی، زبانی و فرهنگی توسط دولتهای منطقه میان کردها و آذریها افکنده شود، مقابله خواهد کرد. دولتها یکی پس از دیگری میآیند و میروند اما آنچه ماندگار است همزیستی کرد و آذری است. هر دو خلق با اشتراکات تاریخی و فرهنگی میان خود میتوانند در فضایی کاملا آزاد و آکنده از دوستی و تفاهم با هم زندگی کنند. ملیگرایی و دولت تنها عامل تفرقهافکن میان آذریها و کردها بوده است. نه ملیگرایی آذری و نه ملیگرایی کردی هیچکدام مسائل آذریها و کردها را حل نکرده و از این به بعد نیز حل نخواهد کرد. ملیگرایی همیشه منجر به طرد دیگری و خودبزرگبینی و انحصارگری میشود. اما کنفدرالیسم دمکراتیک با اتکا به همگرایی دمکراتیک و گذار از هر نوع ملیگرایی و دولتگرایی، مناسبترین زمینه را برای مشارکت آزاد و برابر هر دو خلق آذری و کرد در تمام امور سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و دفاعی فراهم میآورد. میهن مشترکمان یعنی تمام مناطقی که کرد و آذری بهطور مشترک در آن میزیند، به اندازهای که آذربایجان محسوب میشود به همان اندازه کردستان هم هست. میان آذریها و کردها مرزهای قاطعِ مالکیتی و انحصاری ایجاد نخواهیم کرد. ارومیه با حضور همزمان آذریها، کردها، ارمنیها و آشوریها زیباست. فقدان هر کدام از این هویتها یا آسیبدیدنشان، یک زیانِ بزرگ تاریخی و محرومیت فرهنگی محسوب میشود. ما هویت و فرهنگ را بههیچ وجه با دید ملیگرایانه، شوونیستی و نژادپرستانه تعریف نمیکنیم؛ عکسِ آن، چپگرایان کلاسیک که هر نوع هویت فرهنگی، دینی و ملی را نوعی ناسیونالیسم و ملیگرایی قلمداد میکنند، از نظر نظام کنفدرالیسم دمکراتیک، همین هویتهای اجتماعی هستند که به انسانبودن و آزادی انسان معنا میبخشند. حتی اگر به دنبال یک انترناسیونالیسم جهانی هستیم باید این انترناسیونالیسم را از اشتراک تمام هویتهای اجتماعی مختلف متشکل بدانیم. اگر همه ما یک هویت دینی، ملی یا فرهنگی یکسان داشته باشیم و هیچ نوع تفاوتمندی هویتی نداشته باشیم، دنیای یکنواخت و بیروحی خواهیم داشت. در چنان حالتی، اصولا بحث از رسیدن به فراملیت نیز بیمعنا خواهد بود. همچنان که طبیعت نیز آکنده از انواع گوناگون موجودات زنده است، طبیعت جامعه نیز پر از گوناگونی و تنوع است. مهم این است که از طریق یک مدل دمکراتیک تمام این گوناگونیهای اجتماعی بهطور برابر و آزاد با هم زیست نمایند. توان ذهنی نوع انسان امکان حل همه مشکلات اجتماعی را دارد. ملت کرد و ملت آذری نیز قادرند در برابر تفرقهاندازیهایی که دولتهای فاشیست ایران و ترکیه از طریق ملیگرایان کرد و آذری در میانشان ایجاد کردهاند ایستادگی کنند و هر نوع مسئلهای را از طریق مدلی دمکراتیک حل و فصل کنند. در کنفدرالیسم دمکراتیک، حق تعیین سرنوشت هر ملتی بهشکل دمکراتیک برای آن ملت محفوظ است و جایی برای تحمیل، ممنوعیت و فشار وجود ندارد. بنابراین آذریها میتوانند با خاطری آسوده به تعامل با کردها بپردازند و بهشکلی ارادهمندانه در ساختن زندگی دمکراتیک خویش بکوشند.
در کنفدرالیسم دمکراتیک، تمام خلقها و هویتهایی که در چارچوب آن جای میگیرند بهجای آنکه به دنبال نبرد و رقابت و جنگ باشند، از حق خودمدیریتی یکسان برخوردارند. یعنی از لحاظ سیاسی، اجتماعی، دفاعی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی، حقوقی و سایر جنبهها به سازماندهی خاص خویش میپردازند و هیچ هویت و ملیتی به سطح هویت یا ملیت درجهی دوم تقلیل نخواهد یافت. کنفدرالیسم دمکراتیک، ساختاری چندزبانه دارد و دچار حاکمیت یک زبان رسمی خاص نیست؛ تمام زبانهای موجود در آن رسمیت خواهند داشت و هر کسی میتواند از کودکی تا بالاترین سطوح تحصیلی به زبان مادری خود آموزش ببیند و در تمام عرصههای زندگی آن را بهکار گیرد. کنفدرالیسم دمکراتیک یک نظام مرکزگرا، تکمرکزی و دیکتهشده از بالا به پایین نیست. بالعکس، یک نظام غیرمرکزگرا، چندساختاری و برساختهشده از پایین به بالاست. یعنی خود جامعه از کوچکترین واحد اجتماعی (مثلاً از یک روستای کوچک) تا بزرگترین واحدها (شهرها، نواحی و استانها) تصمیمگیریها را در درون خود انجام میدهد و مرجع تصمیمگیری، نظارت و حسابخواهی نیز خود جامعه است. در مناطقی که کردها و آذریها با هم زندگی میکنند به اندازهای که کردها از حق خودمدیریتی دمکراتیک برخوردارند، آذریها نیز از حق خودمدیریتی دمکراتیک برخوردارند. بنابراین تبعیض، نابرابری، تقسیم جامعه به اقلیتـ اکثریت و مسائلی از این دست که همگی ناشی از سلطهگرایی و قدرت است وجود نخواهد داشت. وقتی ریشه مشکلات توسط دموکراسی خشکیده میشود، دیگر دلیلی برای اختلاف و دشمنی وجود نخواهد داشت. بنابراین بهترین فرصت برای همزیستی کرد و آذری فراهم میشود. سایر خلقها و هویتهایی که با آنها زندگی میکنند نیز از این حق خودمدیریتی دمکراتیک برخوردارند. یعنی کنفدرالیسم دمکراتیک، امکان حفظ ارزشها، فرهنگ، ارادهی سیاسی و خودمدیریتی را برای تمام اعضای خود فراهم میآورد و زمینه زیست مسالمتآمیز اعضای خود با سایر خلقها و هویتهای همجوار را فراهم میگرداند.
کنفدرالیسم دمکراتیک به روی تمام هویتها باز است و به همان اندازه با ملیگرایی، جنسیتگرایی، دینگرایی (افراطگرایی دینی) و انحصارگری علمی که همیشه موجب نابرابری میان هویتهای اجتماعی میشود، مخالف است. بههمین دلیل آذریها بهعنوان یک هویت تاریخی میتوانند با اطمینان خاطر در تعامل با سایر هویتهایی که در کنفدرالیسم دمکراتیک جای دارند به زندگی صلحجویانه و آزاد بپردازند. کنفدرالیسم دمکراتیک هم برای آذریها و هم برای کردها و دیگر خلقها نه یک تهدید بلکه یک فرصت ارزشمند است؛ دست دوستی میان کردها و آذریهاست؛ پلی برای پیوند و سقفی برای باهمزیستنی آزادانه و برابر. کنفدرالیسم دمکراتیک برای زنان و جوانان آذری زمینه مشارکت در تمام عرصههای زندگی و گذار از تبعیض و سرکوبهای مرسوم را فراهم میآورد. امکان حفظ و حراست از فرهنگ آذری با تمام زیبایی و اصالت آن تنها در یک سیستم دمکراتیک ممکن است؛ کنفدرالیسم دمکراتیک با اعتقاد به تکثر فرهنگی، دشمن درجه یک "هر نوع تحقیر هویتی و ذوب فرهنگی" است. کنفدرالیسم دمکراتیک یک مرز و محدوده مالکیتی برای کردها نیست؛ با آغوش باز به استقبال تمام هویتهای ایران و بهویژه آذریها میرود و از آن آنها هم هست. هر خطر و تهدیدی از جانب هر دولت و نیرویی که متوجه آذریها باشد، برای کردها نیز خطر و تهدید محسوب میشود. در کنفدرالیسم دمکراتیک، "آزادی" برای غصب کردن نیست، بلکه آزادی چیزیست برای تسهیمشدن میان همگیمان.
کنفدرالیسم دمکراتیک، رقمزدن جهانی نوین برای خلقهاست. جهانی فارغ از افراطگرایی دینی، نژادپرستی، ملیگرایی، فاشیسم و جنگطلبی. در گستره کنفدرالیسم دمکراتیک، دوستی راستین و همآوایی نوین آذری و کرد رقم زده میشود. اشتباه فکر نکنید، کنفدرالیسم دمکراتیک یک اتوپیا نیست؛ از همین امروز پایهریزی آن شروع میشود؛ زیرا ریشههایمان در سرزمین مشترکمان محکم به هم گره خورده است. میتوانیم همچون یک درخت استوار رو به نور خورشید قد بکشیم. کافیست که از ریشههای اخلاقی، تاریخی و هویتی خود بیگانه نشویم و همدلانه همت کنیم.