صد و هفت سال از نامگذاری ۸ مارس بهعنوان روز زنان زحمتکش و رنجبر که بعد از دومین کنفرانس بینالمللی زنان در سال ۱۹۷۰ و با پیشنهاد کلارا زتکین صورت گرفت، میگذرد و هر سال چنین روزی در بیشتر نقاط دنیا جشن گرفته میشود
صد و هفت سال از نامگذاری ۸ مارس بهعنوان روز زنان زحمتکش و رنجبر که بعد از دومین کنفرانس بینالمللی زنان در سال ۱۹۷۰ و با پیشنهاد کلارا زتکین صورت گرفت، میگذرد و هر سال چنین روزی در بیشتر نقاط دنیا جشن گرفته میشود. دلیل چنین نامگذاری، قتل ۱۲۹ کارگر زن در هشت مارس سال ۱۸۵۷ که روزی هشت ساعت در کارخانه تکستیل مشغول به کار بودند، است. این زنان به شرایط غیرانسانی کار و دستمزد اندک اعتراض داشتند و نهایتاً زندهزنده در آتش سوزانده شدند. همه زنانی که در راه آزادی زنان مبارزه میکنند، آگاهند که قبل از این واقعه نیز مقاومتی بیهمتا که هیچ گاه خاموش نشده، وجود داشته است. بعد از مبارزه هزاران ساله سیستم پدرسالاری برای تضعیف زنان و با گذشت پنج هزار سال، زنان هیچگاه از مقاومت و مبارزه عقبنشینی نکردهاند. بهای این مقاومت بر اساس زمان و جغرافیا سنگین پراخته شده و هنوز هم میپردازند. در اروپا صدها سال به نام ساحره بودن، سوزانده شدند. در خاورمیانه و بیشتر نقاط دنیا تحت عناوین ناموس و ملک بودن، سنگسار و محاکمه شدند و امروز نیز زنانی که در برابر چنین اعمالی مقاومت و اعتراض میکنند، مورد تعرض قرار گرفته و در نهایت اعدام شده و یا کشته میشوند.
زنانی همچون "المپ دوگوژ" زمانی که تفکر و صدای اعتراض خویش را بازگو کردند با گیوتن اعدام شدند. هزاران زن همانند لیلا قاسم و شیرین عَلمهولی که در راه کسب هویت و آزادی خلق خویش مبارزه میکردند، به اعدام محکوم شدند و همه مادرانی که مدیران جامعهاند و سختیها را تحمل کرده و سمبل فداکاری و رنج هستند. در چنین روزی با معنا و زیباترین هدیه به آنان ارتقای مقاومت، کسب موفقیتها و تقدیم احیای حیاتی که سزاوار آنان است، خواهد بود.
در طول تاریخ، زنان بسیاری بودهاند که هر زمان در مقابل ستاتوی اجتماعی زنان ناراضی و منتقد وضعیت آنان بودند و هر زمان این نارضایتی خویش را به زبان میآوردند. مهمتر از همه بعد از گذشت هزاران سال بر روی نهادینه شدن بردگی زنان توسط نظام مردسالاری، زنان برای جلوگیری از نابودی حیات اجتماعی، رنج و فداکاری بی حد و مرزی متحمل شدند و در سایه بدلهای سنگین، هستی ما را احیاء نمودند. همه مبارزاتی که در راه آزادی و جامعه صورت گرفت، هیچ یک بیهوده نبوده و تا به امروز این میراث گرانبها و ارزشمندی که برای به جای گذاشته شده، محافظت شده است. بهعنوان جنبش آزادیخواهانه زنان" کژار" که ادامه دهنده راه آنان بوده، یقین داریم که در این سده تاریخ خویش و انسانیت را که در تاریکی مانده از نو زنده و نگارش خواهیم کرد و مفهومی دیگر به تاریخ خواهیم داد.
در عصری هستیم که در هر گوشه دنیا زنان به برده و ابژهای مبدل شده و توسط سیستم ظالم قدرت محور، جامعه از معنویت تهی و حالت طبیعی و انسانی خویش را از دست داده و به جهنمی که حیات در آن دشوار است، مبدل شده است. بعد از نامگذاری هشت مارس بهعنوان روز زنان زحمتکش دنیا، دو جنگ جهانی صورت گرفت. دنیا در چنین روزهایی، فاشیسم، نسلکشی، جنسیت گرایی اجتماعی، ملیگرایی، دینگرایی و اندوستریالیسم را زیسته و با درد و رنج این روزها را شناخت. در این بین زنان و کودکان این آلام و رنجها را عمیقتر حس کردند. مدرنیته کاپیتالیست با ایدئولوژی لیبرالیسم تاکنون قادر نبوده مسائل را چارهیابی نماید و بالعکس آنان را به حالت بحران رسانیده است. در عصر مدرنیته، افزایش جمعیت، نابودی منابع طبیعی، تخریب محیط زیست، تغییر اقلیم، افزایش تسلیحات هستهای و انواع جنگهایی که جامعه را تهدید میکند و از سوی دیگر فروپاشی ارزشهای اخلاقی، کمرنگ شدن معنای حقیقی حیات و حاکمیت اقتدار بر جامعه که فرد را به سوی پوچی و کشمکش با یکدیگر سوق داده و زیبایی و اصالت زنان را به ورطه نابودی کشانده و جای اخلاق، تجاوز و بیعدالتی و هزار و یک مسئله دیگر جایگزین شده است. در مقابل مشکلات بیشماری که در جامعه وجود دارد، بایستی مبارزه جنبشهای آزادیخواهانه زنان توسعه و گسترش یابد.
بایستی در چنین عصری مبارزات زنان آگاهانه و سازماندهی شدهتر باشد و بهعنوان جنبش زنان که با دانش بر روی صحنه تاریخ گام نهادهاند، بسیار قویتر و حساب شدهتر از قبل در برابر سیستم مقابله نماید. به این مهم آگاهیم که هم گذر از خشونتهای سیستماتیک و اعمال فشار و هم مبارزه در راه آزادی و انسانیت دشوار است؛ هر چند سیستم هر زمان در صدد ممانعت از گامهایی که در راستای احقاق حقوق خویش بر میداریم، بوده و در تلاش برای با شکست مواجه ساختن آن است اما علیرغم همه موانع در مقابل چنین سیستمی خواهیم ایستاد. رویارویی در برابر سیستم و مبارزه تا زمان فروپاشی آن ادامه خواهد داشت. مرد و سیستم مردسالاری با استیلای خویش بر جامعه، رنگ و نقش زنان را از جامعه زدوده است. یکی از دلایل تداوم بردگی و چارهیابی نشدن مسئله زنان تا به امروز کسب کاراکتر مردانه سیستم است که با خشونتهای نظاممند خود، زنان را به مرز خفقان رسانیده است.
امروزه گذار همه نهادهای جامعه از پوزیتیویسم، که همانند بیماری جامعه را متلاشی ساخته و آلترناتیوی که بر اساس آزادی و نگرش زن باشد، مقولهای حیاتیست. بنابراین زمانی که از مسئله زن صحبت میکنیم، بایستی زن را بهعنوان بخش مهمی از سیستم دانسته، سپس ارزیابی و تحلیل نمائیم. برای ما زنان تحلیل و واکاوی تاریخمان و در عین حال تعریف و شناخت ویژگیهای اجتماعی سیستم بسیار مهم است. ما زنان در مقابل سیستمی که تحت حاکمیت خدا- شاهان است، قرار داریم و باید مبارزات خویش را در مقابل این سیستم که با ذهنیت هژمونی و فرهنگ مادی نهادینه شده و موقعیت اجتماعی زنان را تضعیف ساخته، قویتر نمائیم. ارائه آلترناتیو برای سیستم و رادیکال بودن همه جنبشهای زنان در برابر مدرنیته که دشمن زنان است در واقع احترام به زنان است و ارتباط نزدیکی با عمیق شدن بردگی زنان و شیوههای متفاوت هیرارشی که بر جامعه حاکم بوده، دارد.
اولین مرحله مبارزات جنبشهای زنان در راستای برابری حقوقی بوده که بر اساس موقعیت و شرایط خویش، گفتگو بر سر این مسئله مهم است. با وجود کسب موقعیتهای اجتماعی اندک، مبارزه و تغییر چشمگیری صورت نگرفت. ظاهری بودن برابری حقوقی که تنها در حد نوشته باقی مانده است و بیبهره بودن زنان از حقوق پیشینهای تاریخی دارد. بههمین دلیل با ارائه ژنئولوژی (علم زن) که علم آگاهی و آزادی زن است، دنیای زن را با مبارزاتی که انجام میدهیم، از نو خواهیم ساخت. علم زن در چارهیابی مشکلات بنیادی انسانیت همچون مسئله جمعیت، استاتیک، اتیک و اقتصاد دارای نقش تعیین کنندهای است و در عین حال ابعاد مثبت آموزش انسان، اهمیت زندگی و صلح، زشتی و مخرب بودن جنگ، ارزشهای حقوقی و عدالت و در انتها تعیین و تصمیم گیریها از دید جامعه اخلاقی و سیاسی زن، احساس مسئولیت میکند. سرشت، ذهنیت، احساسات و هویت خود را که توسط نظام مردسالاری با زبانی بیگانه بیان شده و همه تفکرات، دانش و هنرهایی که ما را میشناسانند و تعریف میکنند، باژگون شدهاند با شوق و هیجان هشت مارس در میادین و تمامی حوزههای زندگی از نو تعریف خواهیم کرد و دنیایی آزاد که به خودمان تعلق دارد، آباد خواهیم ساخت و تا آن زمان از مبارزه و مقاومت باز نخواهیم ایستاد. بایستی در جایگزینی تفکرات جایگزین، جسور و توانا باشیم.