آیا بارزانی کشتی کردها را غرق خواهد کرد؟|پژار آودانان
داستان مسعود بارزانی داستان آن مرد دیوانهایست که در وسط اقیانوسی پرتلاتم، میخ و چکشی را بدست گرفته و میگوید "من میخواهم فقط جای خودم را سوراخ کنم"
داستان مسعود بارزانی داستان آن مرد دیوانهایست که در وسط اقیانوسی پرتلاتم، میخ و چکشی را بدست گرفته و میگوید "من میخواهم فقط جای خودم را سوراخ کنم"
داستان مسعود بارزانی داستان آن مرد دیوانهایست که در وسط اقیانوسی پرتلاتم، میخ و چکشی را بدست گرفته و میگوید "من میخواهم فقط جای خودم را سوراخ کنم"
مطمئناً کسی که ۵۰ سال بعد مسائل امروز کردستان را مرور کند، هرگز برایش قابل درک نخواهد بود که علیرغم فرصت تاریخیای که در ابتدای قرن ۲۱ برای کردها پیش آمده بود، احزاب نتوانستهاند از آن استفاده لازم را برگیرند. جنبش آزادیخواهی کرد تاکنون چندین بار بر اتحاد نیروهای کردی و تشکیل کنگره ملی تأکید کرده است و تلاشهای زیادی را در این باره انجام داده است ولی متأسفانه هر بار از طرف برخی احزاب کرد و در رأس آنها حزب دمکرات کردستان عراق (بارزانیها)، موانع جدیای در برابر آن ایجاد شده است. متأسفانه این خیانت آشکار که بر تمامی خلق کرد روا داشته میشود، آنقدر عادی شده است که بسیاری از کردها فراموش میکنند که این عمل بارزانی، خیانت آشکار به خلقی ۴۰ میلیونی در امروزِ کردستان است؛ حتی فراتر از آن، این عمل را میتوان خیانت به انسانهای کردی دانست که در آینده در این سرزمین خواهند زیست.
داستان مسعود بارزانی داستان آن مرد دیوانهایست که در وسط اقیانوسی پرتلاتم، میخ و چکشی را بدست گرفته و میگوید "من میخواهم فقط جای خودم را سوراخ کنم". متأسفانه تصمیم بارزانی مبنی بر سوراخ کردن کشتی، تنها تصمیم خودش نیست. شخص اردوغان و حاکمیت ترکیه بهعنوان بزرگترین دشمن خلق کرد در هر چهار بخش کردستان، به بارزانی وعده میدهند که اگر بتواند این کشتی را غرق نماید، در آینده کشتی بهتری را به او خواهند داد که خود ناخدای آن باشد.
تمامی شرایط برای یک حماقت بزرگ در این کشتی مهیا شده است؛ بارزانی جنبش آپویی را بزرگترین رقیب خود برای سلطه بر این کشتی میداند و فکر میکند اگر بتواند این کشتی را با موفقیت غرق نماید، خواهد توانست کشتیای بهتر را از ترکیه دریافت کند؛ کشتیای که در آن هیچ انسان کرد آپوییای سوار نخواهد بود و خود ناخدای آن شود. ولی بارزانی نمیتواند این نکته را درک کند که هدف اردوغان و ترکیه از این عمل، غرق کردن پ.ک.ک نیست بلکه همزمان خود بارزانی نیز در درون امواج پرتلاتم اقیانوس خاورمیانه غرق خواهد شد. بارزانی هرگز نمیتواند درک کند که این قدرت جنبش آپوییست که اردوغان را مجبور میکند دست دوستی را به طرف حزب دمکرات دراز کند. وگرنه هیچ دلیلی وجود ندارد که اردوغان و ترکیه از کردهایی که همواره دشمن پنداشتهاند حمایت کنند.
متأسفانه کسان دیگری هم در این کشتی هستند که بهخاطر منافع کوتاهمدت خود، فریب حماقتهای بارزانی را خوردهاند و ناخواسته در غرق کردن این کشتی نقش ایفا میکنند. بارزانی از کشتی خیالیای دم میزند که ترکیه آن را در آینده تقدیمش خواهد کرد و از هماکنون بلیطهایش را هم به برخی از احزاب و جریانها فروخته است. نتیجه آن میشود که برخی از احزاب در هر چهاربخش کردستان، فریب این وعدههای دروغین اردوغان و توهمات بارزانی را میخورند و با نام "رفراندم و استقلال و کشور کردستان و ..." ضربات چکش را بر میخ بارزانی فرود میآورند.
نباید از یاد برد که کردستان، فقط چند استان کوچک در بخش جنوبی نیست. شاید بارزانی چشم خود را بر این واقعیت ببندد اما کردها در هر سه بخش دیگر به همان اندازه باشور کردستان حق آزادی و استقلال را دارند و این پروژه بارزانی بهعنوان ضربات چکشیست که بر پیکر کشتی فرود میآید و نهایتاً آینده تمامی کردهای چهار بخش را تهدید میکند. با این حال آیا میتوان اجازه داد که بارزانی بهخاطر اشتباه فاحشی که مرتکب میشود، زندگی ۴۰ میلیون انسان کرد را در هر چهار بخش کردستان با خطر روبرو سازد؟
این نوشتار پیش از آنکه خطاب به مسعود بارزانی باشد، خطاب به نیروهاییست که فریب تبلیغات خطرناک بارزانی را خوردهاند. خود احزاب لیبرالی که بارزانی در بخشهای دیگر کردستان آنها را ساپورت مالی مینماید، آیا هرگز میتوانند به این نکته فکر کنند که این یک نقشه حساب شده از طرف اردوغان و حاکمیت ترکیه است؟ آیا میتوانند این مهم را درک نمایند که ترکیه هرگز دوست کردها نیست و حتی اگر پ.ک.ک نباشد، باز هم ترکیه بزرگترین دشمن کردها خواهد بود؟ آیا انجمن میهنی کردستان سوریه (ENKS) میتواند بفهمد که چرا بارزانی درآمدهای نفتی باشور را بجای خرج نمودن برای مردم فقیر باشور، روانه روژاوا میکند تا در انقلاب روژاوا اخلال ایجاد کند؟ آیا خرده احزاب لیبرال باکور کردستان خواهند فهمید که بارزانی همان اندیشه اردوغان است؟ و مهمتر از آن، آیا احزاب روژهلاتی که هماکنون در خاک اقلیم کردستان نشستهاند، توان درک آن را دارند که ببینند بارزانی در حال فریفتن خود و آنهاست؟ آیا این احزاب رابطه اردوغان و بارزانی را درک خواهند کرد؟ این احزاب آمدن سپاه ترکیه تا کنار کمپهایشان را چگونه توجیه میکنند؟ آیا این احزاب میتوانند حساسیتهای پ.ک.ک را درک نمایند؟ و آیا به پ.ک.ک حق میدهند که نگذراد بارزانی را به خاطر کشتی خیالیای که اردوغان در آینده تقدیمش نخواهد کرد، بازخواست کند و نگذارد که کشتی کردستان با ۴۰ میلیون سرنشین را غرق کند؟
خوشبختانه پ.ک.ک آنقدر قدرتمند هست که نگذارد بارزانی چهل میلیون انسان کرد را در وسط اقیانوس غرق کند اما با این وجود، نقش دیگر احزاب و جریانهای سیاسی چه میشود؟ آیا این احزاب بهخاطر بلیطهایی که بارزانی به آنها پیشفروش کرده، آیا اکنون باید در غرق نمودن کشتی به وی کمک کنند یا اینکه دست در دست پ.ک.ک گذاشته و "کنگره ملی کرد" را تشکیل دهند و در طوفان خاورمیانه، کشتی را به سلامت به مقصد برسانند؟ اگر بارزانی به فکر دیگر بخشهای کردستان نیست، لااقل خود احزاب بخشهای دیگر کردستان باید بهفکر آینده خود و مردمشان باشند. نباید از یاد برد که پ.ک.ک و جنبش آپویی برخلاف بارزانی یک شخص نیست و آرمانهای دیگری را در سر میپروراند.
تمامی احزاب و در رأس آنها احزاب روژهلات کردستان باید بهخوبی بر روی این نکته تأمل نمایند که حتی درصورت غرق نمودن کشتی و هدیه گرفتن کشتیای تازه از طرف اردوغان، آیا بارزانیها به آنها اجازه خواهند داد که در هدایت آن کشتی نقشی داشته باشند؟ چه بسا بارزانیها اصلاً خیال ندارند که کسی را غیر از افراد عشیرهشان سوار بر آن کشتی نمایند.