بحران یا عبور از آن | آرگش کارزان
وضعیت ایران بیش از هر زمان دیگری بحرانیست. بدین معنی که خلق و حاکمیت در ایران با آینده مبهمی روبهرو است. اپوزوسیون ایرانی و کرد نشانههایی از مداخله در ایران را مشاهده نموده و به همین دلیل با سراسیمگی به ...
وضعیت ایران بیش از هر زمان دیگری بحرانیست. بدین معنی که خلق و حاکمیت در ایران با آینده مبهمی روبهرو است. اپوزوسیون ایرانی و کرد نشانههایی از مداخله در ایران را مشاهده نموده و به همین دلیل با سراسیمگی به ...
وضعیت ایران بیش از هر زمان دیگری بحرانیست. بدین معنی که خلق و حاکمیت در ایران با آینده مبهمی روبهرو است. اپوزوسیون ایرانی و کرد نشانههایی از مداخله در ایران را مشاهده نموده و به همین دلیل با سراسیمگی به هر دری میزنند که آن را به جامعه و حاکمان ایران برسانند. این در حالیست که حاکمیت و دولت در مقابل رویه انکارگرانهای را در پیش گرفته است و در این راستا اعلام مینماید که "دولت توانسته است سایهی جنگ را از ایران دور کند"
روحانی بارها در گردهماییها و نشستهای عمومی و رسانهای خود اعلام نموده که در طی چهار سال اخیر یکی از مهمترین دستاوردهای دولتاش دستیابی به توافق هستهای بوده است که در طی آن توانسته است خطر جنگ را برطرف نماید. این سخنان در حالی بیان شده که علی خامنهای رهبر ایران نیز در سخنرانی خود در روز جهانی کارگر در جمع کارگران اعلان نموده که نه دولت روحانی بلکه این مردم بودند که توانستند خطر جنگ بر علیه ایران را برطرف نمایند. در واقع همه نشانهها دال بر این مسئله دارد که حاکمیت، دولت، خلق و اپوزوسیون ایرانی خطر جنگ فراگیر در ایران را بهعنوان یکی از اصلیترین موضوعات مشترک مطروحه ارزیابی میکنند.
دولت روحانی با اینکه اعلام نموده است که خطر جنگ را برطرف نموده اما موضوع توافق هستهای همچنان مبهم است و سخنان دبیر کل آژانس انرژی اتمی و مقامات آمریکایی دلالت بر این موضوع دارد که توافق هستهای هنوز نتوانسته است کاملا ایران را از بهانهجوییهای غرب برای تسلیمیت یا رویارویی برهاند. به این دلیل دولت روحانی درصدد دادن امتیازات بیشتری به غرب و عقبنشینی بیش از پیش است.
حاکمیت ایران نیز که بیش از همه، نگران بوجود آمدن جبهههای منطقهای و فرامنطقهای بر علیه ایران است، سعی بر آن دارد که با افکندن کامل خود در آغوش روسیه و همچنین نزدیکی بیشتر به چین، برای خود سپر اطمینانی ایجاد نماید. البته حاکمیت و دولت در ایران سعی مینمایند که اوضاع بحرانی ایران را عادی جلوه داده و در تبلیغات خود سعی بر آن دارد که نشان دهند که هیچ خطری ایران را تهدید نکرده و جمهوری اسلامی ایران پرتوانتر از هر زمان دیگری میباشد.
اپوزوسیون ایرانی و برخی جریانهای کرد نیز که بعد از انتخاب ترامپ و تمرکز وی بر روی ایران و همچنین اوضاع جدید منطقهای، نشانههایی از احتمال مداخله در ایران را احساس مینمایند، سعی بر دست به دامن شدن به ترامپ و دولتهای دیکتاتور منطقهای دارد، تا به تصور خود در آینده ایران سهمی داشته باشند.
این گروههای اپوزوسیون که فعالیت چندانی در داخل ایران نداشته و سالها از خلق ایران و واقعیات داخلی ایران بدور ماندهاند، بدون در نظر گرفتن عواقب حمله به ایران، تمام تلاششان برای کشاندن غرب به صحنه رویارویی مستقیم با ایران دارند و حتی بر همین مبنا برخی از این گروهها به جاده صافکن نیروهای منطقهای و جهانی برای مداخله در ایران تبدیل شدهاند.
اما در این میان جامعه دمکراتیک و آزاد روژهلات کردستان "کودار"، با تحلیل و خوانش دقیق اوضاع منطقهای، تحلیل دیگری از اوضاع دارد. کودار نه مانند دیگر نیروهای اپوزوسیون، چشم بهراه مداخله و جنگ در ایران است و نه به مانند دولت و حکومت حاکم ایران، تسلیمیت در برابر غرب و یا روسیه را چاره بحرانهای داخلی و خارجی ایران قلمداد میکند؛ بلکه "استراتژی خط سوم" را سرمشق کار خود قرار داده است.
کودار در نقشه راه خود که چندی پیش باعنوان "نقشه راه کودار برای مسئله دمکراسی در ایران و حل مسئله کرد" منتشر نموده است، دمکراتیزه شدن را یگانه راه برون رفت از وضعیت بحرانی موجود میداند. کودار معتقد است که تمامی راهحلهای دیگر که توسط حاکمیت ایران و یا اپوزوسیون دنبال میشود، موقتی بوده و توانایی آن را ندارد که چارهای برای گذار از بحرانهای موجود در پی داشته باشد.
کودار به عنوان بخشی از جنبش آپویی و با برخورداری از تجربه سالها مبارزه مستقیم در منطقه، با ارائه این نقشه راه سعی برآن دارد که هم از خطر جنگ در ایران جلوگیری نماید و هم به دمکراتیزاسیون در ایران یاری رساند.
باتوجه به نزدیکی برگزاری انتخابات شوراهای شهر و روستا و ریاست جمهوری در مقطع حساسی کنونی، ارائه نقشه راه از طرف کودار برای جوامع ایرانی و در مقام دوم برای حاکمیت بهعنوان ابزار سنجشی برای ارزیابی میزان آمادگی آنها برای تغییر، تحول و گشایش دمکراتیک برای عبور از بحرانهای داخلی و خارجی است. در این نقشه راه به حاکمان ایران گوشزد شده است که در جریان این انتخابات جوامع ایرانی باید انتخاب نمایند که به استمرار وضعیت کنونی و در نتیجه آن افزایش بحران ادامه دهند و یا به ایجاد گفتمان دمکراتیک برای حل مسائل داخلی ایران و برداشتن گامهای دمکراتیک رای دهند که اتخاذ چنین رویکری به معنی نیرومند شدن ایران و کاهش احتمال مداخله و درگیری نیروهای منطقهای و جهانی در ایران است.
باتوجه به اینکه ادامه وضعیت کنونی میتواند زمینهساز مداخله در ایران باشد و در صورت هرگونه مداخلهای، خلقهای ایران بیش از همه متضرر میگردند. به این دلیل کودار در نقشه راه خود علاوه به هشدار به حاکمیت و دولت برای شروع تحولات دمکراتیک عنوان نموده است که خلق نیز باید با سازماندهی و اعمال فشارهای اجتماعی، حاکمیت را مجبور به در پیش گرفتن تغییر و تحول دمکراتیک نمایند.
انتخابات شورای شهر و روستا و ریاست جمهوری در ایران می تواند زمان مناسبی برای آغاز تغییرات دمکراتیک باشد. بدین معنی که در سطح کشور بیشتر مهرههای اصلی قوه مجریه تغییر خواهند نمود و در سطح روستاها و شهرها نیز شوراها و در نهایت شهردارها و بخشدارها نیز تغییر پیدا کنند. به این دلیل کودار در نقشه راه خود، نظراتش را در مورد انتخابات شوراها و ریاست جمهور بیان نموده است.
باتوجه به اینکه شورای شهر و روستا میتواند با زندگی روزمره مردم در شهرها و روستاها ارتباط مستقیمی داشته باشد، کودار انتخابات شوراهای شهر و روستا را بایکوت نکرده بلکه از خلق میخواهد که در صورت وجود کاندیداهای شایسته و دمکرات در شهرها و روستاها سعی نمایند که به آنها رأی دهند. با تجربه چندین ساله در زمینه انتخابات شوراها و آگاهی داشتن بر وجود مشکلاتی همچون باندبازی، پارتی بازی، زمینخواری و فساد اداری در مدیریت شوراها، خلق باید با انتخاب افراد شایسته، از تکرار چنین تجربه تلخی در مدیریت و عملکرد شوراها جلوگیری نمایند.
یعنی از اتخاذ معیارهای انتخاب و ارزش سنجی که در گذشته که بیشتر مبنی بر عشیرگرایی، خانوادگرایی و قومی گرای بود گذار نمایند، کودار از خلق میخواهد که معیارشان در زمینه انتخاب شوراها شایستگی و دمکرات بودن افراد باشد.
کودار با اساس گرفتن سیاست دمکراتیک، یعنی مشارکت تمامی جامعه در سیاست، در مقابل سیاستزدایی و انزوای سیاسی که جمهوری اسلامی میخواهد به جامعه تحمیل نماید، ایستاده است. البته تنها انتخابات و مشارکت در انتخابات بهعنوان فعل سیاسی قلمداد نمیگردد، بلکه انتخابات تنها بخش کوچکی از مشارکت سیاسی خلق میباشد و سعی میکند که با ترغیب تمامی جامعه به سیاست، خلق عنان سرنوشتش را به دست بگیرد.
متأسفانه بایکوت بدون برنامه از طرف اپوزوسیون و تا حدودی انتخاب سطحی خلق باعث شده که تاکنون تنها جمهوری اسلامی از این موضوع منتفع شده و خلق در این زمینه دچار ضرر گردید است. چنین بایکوتهای بدون برنامه باعث منفعل شدن خلق در زمینه سیاست گردیده و خلق مجبور است که تمام امید خود را به کَرَم حاکمان ایران و یا به مداخله خارجی ببندد. در حالی که کودار برای خلق این پیام را دارد که نه منتظر کرم و الطاف حاکمان جمهوری اسلامی باشید و نه منتظر سودجویی از مداخلات خارجی گردید. بلکه این خلق است که میتواند اصلیترین نیروی ایجاد تغییرات و اجبار حاکمیت به گذار دمکراتیک باشد.
عدم بایکوت انتخابات شوراهای شهر و روستا توسط کودار و پیشنهاد انتخاب افراد شایسته و دمکرات به معنای تأیید انتخابات شورا توسط کودار نیست، کودار حق مشارکت یا عدم مشارکت در انتخابات شورا را به خلق داده و خلق خودشان در هر منطقه با توجه به کاندیداهای تایید صلاحیت شده و با در نظر گرفتن اینکه آیا کاندید شایستهای در میان آنها وجود دارد یا نه، میتوانند تصمیم به مشارکت یا عدم مشارکت در انتخابات شوراها را بگیرند.
کودار بارها در بیانیههای خود اعلان نموده است که انتخابات در ایران و سازوکار آن غیردمکراتیک است، اما بایکوت و عدم انتخاب کاندیداهای شایسته نیز باعث انتخاب کسانی خواهد شد که بهغیر از منافع شخصی و خانوادگی خود به چیز دیگری فکر نمیکنند. البته خلق نه تنها باید کاندیداهای شایسته را در صورت وجود انتخاب نماید بلکه در نظارت و حسابخواهی نیز باید فعال باشد. نباید از یاد برد که دمکراسی واقعی زمانی ممکن خواهد بود که خلق نه تنها باید انتخاب کننده باشد بلکه باید نظارت و حسابخواهی نیز بنماید. یعنی دمکراسی با سازماندهی و مقاومت خلق امکانپذیر است. اگر تا به حال به هر بهانهای خلق از انتخاب، نظارت و حسابخواهی منع شده است بدین معنیست که خلق از فعالیت، مقاومت، سازماندهی و مبارزات دمکراتیک منع شده است. بیگمان مقصر وضعیت حاد کنونی ایران علاوه بر حاکمیت، اپوزوسیون نیز است که ناخودآگاه همسویی با جمهوری اسلامی ایران مردم را به انفعال سیاسی و انزوا دعوت میکنند. اپوزوسیون ایرانی و کرد با وجود اینکه تمامی شعارشان دمکراسی برای ایران است اما هیچ برنامهای برای دمکراسی در ایران نداشته و چشم به راه دمکراسی اهدایی و آماده آمریکایی هستند. پس از حمله آمریکا به منطقه ما بهتر نتایج دمکراسی آمریکایی در عراق، افغانستان، سوریه و لیبی میتوانیم مشاهده کنیم.
داعش دارد به پایان خود نزدیک شده و دوران پسا داعش مطمئناً برای ایران دوران سختی خواهد بود، صدای ناقوس جنگ بیش از هر زمان دیگری در ایران شنیده میشود. به نظر ما بایکوت فوری و بدون برنامه فقط میتواند باعث تقویت نیروهای جنگطلب داخلی ایران و جبهههای جنگطلب منطقهای و فرامنطقهای ضد ایران گردد. ممکن است این امر ایران را به سوی جنگی ویرانگرتر از جنگ سوریه ببرد. به همین دلیل است که بیش از هر زمان دیگری نقشه راه ارائه شده از سوی جامعه دمکراتیک و آزاد روژهلات کردستان "کودار"، میتواند برای خلقهای ایران فرصتساز باشد.