۲۶ جنگنده دولت فاشیستی ترکیه در ۲۴ آوریل (۴ اردیبهشت) که مصادف با سالیاد قتلعام ارمنیها، آسوریها، کلدانیان، سریانیها و همچنین سالگرد بمباران شهر قلادزی میباشد، کوهستان شنگال و مناطق اطراف آن را ـ یعنی خاک ایزدیان ـ و کوه قرهچوخ از توابع شهر دیرِک در روژاوای کردستان را بمباران کردند. در نتیجه این حمله وحشیانه، ۲۰ مبارز روژاوای کردستان و ۶ پیشمرگه اقلیم باشور کردستان به شهادت رسیدند و همچنین ۱۸ مبارز و چندین پیشمرگه نیز مجروح شدند؛ حملهای که هر فرد دلسوز و میهندوستی را در کردستان غمگین و دلنگران نمود.
حکومت آ.ک.پ و اردوغان پس از رفراندم ۱۶ آوریل، به شیوهای سیستماتیک ذهنیت فاشیستی خود را در برضد خلقهای آزادیخواه در ترکیه و منطقه گسترش داده است. با این حمله وحشیانه آشکار شد که دستاوردهای خلق کرد در باشور، باکور، روژاوا و در آینده، روژهلات و تمامی خلقهای منطقه نیز، هدف حملات اردوغان و آ.ک.پ هستند. با این حملات، اردوغان آشکارا و در مقابل چشمان تمامی افکار عمومی جهان، بر پشتیبانی خود از تبهکاران داعش تأکید نمود و بهشیوهای بسیار خطرناکتر از داعش، پایگاههای مبارزان ی.پ.گ، ی.پ.ژ و ی.ب.ش را مورد حمله قرار داد. این حملات درحالی صورت گرفت که نیروهای سوریه دمکراتیک و در میان آنها ی.پ.گ و ی.پ.ژ، شهر رقا را محاصره نمودهاند و ضربات مهلکی را برداعش فرود میآورند. داعش هم در سوریه و هم در عراق رو به اضمحلال قرار گرفته است و اردوغان برای اینکه از نابودی این تبهکاران جلوگیری بهعمل آورد و آنها را از شکست حتمی نجات دهد، تصمیم به حمله به چند مقر اصلی ی.پ.ژ/ی.پ.ژ در کوه قرهچوخ و چند مقر دیگر ی.ب.ش در شنگال گرفت. و با این عمل درصدد بود تا جرأت و امید تازهای را به تبهکاران ببخشد و راه را بر آزادسازی رقا و موصل ببندد.
این حمله ترکیه به مناطق مذکور، چند سؤال را به ذهن متبادر میکند؛ بدین معنی که اگر کنترل آسمان سوریه تاکنون در دست نیروهای هوایی ارمیکا و روسیه بوده است، چگونه این اجازه را دادهاند که ۲۶ هواپیمای جنگی به یکباره و آنهم به مدت ۳ ساعت عراق و سوریه را بمباران نمایند؟!
همچنین اگر امریکا و روسیه نیروهای ق.س.د را بهعنوان همپیمان خودشان در جنگ برعلیه داعش میدانند، چگونه به اعمال ترکیه واکنشی نشان نمیدهند و ممکن است در چه موضوعی با ترکیه به توافق رسیده باشند؟!
اگر نیروهای سوریه دمکراتیک و ی.ب.پ در منطقه بهعنوان تنها نیرویی ظهور میکنند که بهصورت واقعی در برابر داعش میجنگند، چگونه ترکیه این حق را بخود میدهد که به آنها هجوم ببرد؟ و همچنین چگونه قبول مینمایند که با استفاده از سلاحهای ناتو به مبارزانی حمله کنند که تنها نیروی منظم و قدرتمند ضد داعش هستند؟!
نقش پارتی و بارزانی در این حملات چیست؟ و آیا اینکه بارزانی با استفاده از ترکیه درصدد است تا نیروهای ی.ب.ش و ی.ژ.ش را از شنگال اخراج نماید؟ آیا این عمل تکرار عمل ۳۱ آگوستی دیگر در کردستان نیست؟!
این سوالات و گمانهزنیها، این واقعیت را محرز میگرداند که امریکا و روسیه بهخاطر منافعی خود با ترکیه، از حملات این کشور [به روژاوا] چشمپوشی میکنند و این موضوع نیز روشن میگرداند که این نیروها خواستار بنیان نهادن سوریهای نادمکراتیک هستند. آیا این نیروها واقعاً با خلق و مبارزان، برای بنیان نهادن سوریهای دمکراتیک و برقراری صلح در آن همرأیاند یا اینکه بهخاطر منافع خود، سکوت اختیار میکنند و در جبهه فاشیسم قرار میگیرند؟ بههمین دلیل لازم است که در این باره مواضع خود را بهصورت شفاف برای افکار عمومی منطقه روشن نمایند.
و اما بارزانی و حزبش برای چه در روز روشن واقعیات را برعکس جلوه میدهند و تمام توان خود را بکار گرفتهاند تا به افکار عمومی چنین القا نمایند که جنگندههای ترکیه مقرهای پ.ک.ک را بمباران کردهاند؟ در حالیکه مناطق بمباران شده، مقرهای ی.پ.گ، ی.پ.ژ و ی.ب.ش بودهاند که در جبهه مقدم نبرد در برابر داعش حضور دارند. آنچه تعجببرانگیز است، اینست که چرا بارزانی پس از حمله تا این اندازه از اردوغان و حزبش پشتیبانی میکند؟ حتی بیانیهای در مورد محکومیت این حملات صادر نکرد و حساب پیشمرگههایی که در این حمله به شهادت رسیده بودند را از رژیم ترکیه نخواست؟ برعکس، با نشان دادن راه به اردوغان، اذعان میدارند که حملات به اشتباهی نسبت به پیشمرگهها صورت گرفته است. آیا بارزانی حکمران [منطقهای]ست یا یکی از نمایندگان پارلمانی این حزب، که چنین بیپروایانه از اردوغان و آ.ک.پ حمایت میکند؟ اگر ی.پ.گ/ی.پ.ژ و نیروهای سوریه دمکراتیک، همان پ.ک.ک هستند، چگونه آن نیروها برضد داعش به همپیمان ترکیه تبدیل میشوند و در یک جبهه قرار میگیرند؟ تازه، مگر پ.ک.ک یک نیروی کردستانی نیست و مورد حمله قرار گرفتن آن، چه سودی را برای بارزانی به دنبال خواهد داشت؟ بارزانی چرا سعی دارد تا این واقعیت را به انحراف بکشاند و قبول نمیکند که ترکیه برای بمباران نمودن نیروهای کرد، هیچ تفاوتی را میان آنها قائل نشده است؟
نکته قابل تأمل اینست که بارزانی و رسانههایش در هنگام آزادسازی شنگال میگفتند که گریلاهای پ.ک.ک در آنجا حضور ندارند. با این حساب، چرا الان تا این اندازه تأکید میشود که پ.ک.ک در شنگال حضور دارد و باید آنجا را ترک کند؟! بارزانی و حزبش، پ.ک.ک را مسئول حمله به شنگال معرفی میکنند؛ آیا این بیاخلاقی نسبت به خون شهیدان و گریلاهای کردستان نیست؟ واقعیت اینست که بارزانی و حزبش خود اولین عامل حمله به این مناطق هستند. بارزانی از طریق سیاسی و دیپلماسی نتوانست که سیاستهای پلید خود را به خلق ایزدی تحمیل نماید؛ بههمین خاطر از طریق مزدوران خود (پیشمرگهای روژاوا)، به خلق شنگال و مبارزان ی.ب.ش حمله نمود و سرانجام آن سیاست نیز به شکست انجامید. بههمین خاطر است که برای باری دیگر با همپیمانی با اردوغان و درخواست از وی، شنگال را با نیت تخلیه آن از مبارزان، با استفاده از هواپیماهای جنگنده بمباران میکنند. ولی واضح است که این نقشه نیز به مانند نقشههای دیگر هیچگاه به سرانجامی نخواهد رسید. چون بارزانی نهایتاً درصدد است تا راه را بر دمکراسی و وآزادی در کردستان ببندد و بجای آن دیکتاتوری و فساد و ناعدالتی را جایگزین نماید؛ امری که بیگمان توسط خلق آزادیخواه منطقه هیچگاه پذیرفته نخواهد شد.
اینجاست که احزاب، جریانها و جامعه باشور، باکور، روژهلات و روژاوای کردستان در این مرحله حساس باید مسئولانه برخورد نمایند. چون کاملاً مشخص است که اردوغان دستاوردهای خلق کرد را در هر ۴ بخش کردستان هدف قرار داده است و همین امر، لزوم تشکیل جبههای ضدفاشیستی را ملزوم میگرداند. همزمان باید موجی از نارضایتی را نسبت به سیاستهای آ.ک.پ و حزب دمکرات کردستان عراق را براه انداخت و سطح مبارزات را افزایش داد. و این وظیفه بیش از همه بر دوش جوانان کرد در هر چهار بخش کردستان خواهد افتاد تا از هویت، اراده آزادیخواهی خلق، خاک و سرزمینشان پاسداری نمایند.
و بیش از هر خلقی، لازم است که خلق روژهلات کردستان به پاسداری از روژاوا و شنگال برخیزند. چون دوشبهدوش فرزندان سرزمینمان، از این بخش از کردستان نیز دهها تن از فرزاندمان روژهلات قهرمانانه جنگیده و به شهادت رسیدهاند. دیگر وقت آن فرارسیده است تا خلق کرد در روژهلات کردستان، همچنان که از شنگال و کوبانی پشتیبانی نمودند، بههمان شیوه به خیابانها بیایند و برضد دولت فاشیستی ترکیه، مرحله تازهای از مبارزه را شروع نمایند. همزمان وقت آن رسیده است تا جوانان روژهلات کردستان برای خنثیسازی سیاستهای انکارگرایانه و تصفیهگرانه رژیم فاشیستی ترکیه و همچنین خیانتهای بارزانی، بار دیگر به مقاومت روژاوا و شنگال ملحق شوند و از مبارزه بیمثال شهیدان و مبارزان و خلق قهرمانمان کنند. از طرفی این وظیفه متوجه احزاب، جریانها، جامعه سیاسی، سیاستمدار، روشنفکران ایرانی و روژهلاتی میشود که در زمینه حفظ دستاوردهای آزدایخواهانه خلق روژاوا و شنگال، با مبنا قرار دادن خط مشی سوم، برضد فاشیسم به مقابله برخیزند و زندگیای آزاد و دمکراتیک را بیافرینند.