[اسماعیل] بیشکچی در دانشگاه دهوک، از رفراندم و استقلال کردستان بحث میکند و میگوید: "برای استقلال اقلیم کردستان، کردها نباید بمباران شیمیایی هلبجه را از یاد ببرند و بدانند که چگونه و برای چه "انفال" شدهاند. همچنین باید مرکز امنیتی دوران بعث در شهر سلیمانی (امنیت سرخ) در مقابل چشمانشان باشد. پس از این همه فلاکت، کردها باید مستقل شوند، رفراندم برگزار کنند و از طریق رفراندم، به اهداف خود دست یابند
بیشکچی کتابهای زیادی را در مورد مسئله کرد نوشته است و از لحاظ جامعهشناختی، سیاسی و اجتماعی، عمل مثبتی را انجام داده است. به عبارتی دیگر، در مورد شناساندن مسئله کرد، به عنوان شخصیتی حرفهای توانسته است بهخوبی و بهصورتی گسترده این کار را انجام دهد. اما برای چارهیابی [مسئله کرد]، نتوانسته است طرحی عملی را برای این مسئله بحرانی ارائه دهد.
نگارنده اکثر کتابهای این نویسنده را خوانده است. [اما] اختلافنظر با وی زمانی شروع میشود که گفته است: "یک حکومت شکستخورده محلی، بسیار بهتر از یک حکومت خوب توسط اشغالگران کردستان است".
شاید یک حکومت اشغالگر خوب برای یک خلق ستمدیده وجود نداشته باشد؛ اما مصیبت در وجود حکومت خوب و بد نیست، بلکه مشکل اصلی در وجود سیستم دولتملتگرا و دینی و مذهبیست. بیشکچی نمیداند که چرا در اقلیم کردستان که ۲۶ سال تحت حکمرانی اقتدار محلی هستیم، در این مدت اوضاعمان به اندازه ذرهای از [حکومت] اشغالگران بهتر نبوده است؛ اوضاعمان دقیقاً مانند [دوران زمامداری] حکومت بعث است و حتی در مواردی نیز بسیار مصیبتبارتر.
بیشکچی میگوید: "خلق کردستان چگونه میتواند "امنیت سرخ" را از یاد ببرد"، ولی نمیگوید که خلق کرد [در باشور کردستان] چگونه میتواند زنان آکره را از یاد ببرد؟ از انفال بحث میکند، ولی از جنگ داخلی سخنی به میان نمیآورد که در طی آن بیش از ۳۰ هزار انسان کرد کشته و زخمی و مفقود الاثر شدند و بیش از نیم میلیون نفر آواره!
چرا بیشکچی از به یغما بردن یکونیم میلیون بشکه نفت توسط پارتی [بارزانیها] و یکیتی سخنی نمیگوید؟ چرا بە ترور و مرعوب نمودن روزنامهنگاران اعتراف نمیکند؟ چرا از تجارت با تروریستهای داعش حرفی به میان نمیآورد؟ چرا از وابستگی پارتی (بارزانیها) به ترکیه بهعنوان سرسختترین دشمن کردها حرفی نمیزند؟
بیشکچی وقتی که در دهوک مشغول ارائه سمینار خود بود، جنگندههای ترکیه منطقه بادینان را در چند کیلومتری محل سمینار بمباران میکردند. بیشکچی از کرد بحث به میان میآورد درحالی که از محاصره اقتصادی روژاوا توسط بارزانیها دم نمیزند که هماکنون به نبرد سهمگینی با تروریستهای داعش مشغولاند. نمیدانم بیشکچی با چه منطق و توجیهی از کودتای پارتی برضد بزرگترین نهاد قانونی اقلیم کردستان شانه خالی میکند؟
بیشکچی به تقاضای پارتی و آ.ک.پ آمده است و درصدد است تا برای مضحکهای بهنام رفراندم تبلیغات کند. میخواهد با تحریک حس ملیگرایی کردها، بجای تاریخ سیاه بعث، تاریخ سیاهتر این اقتدار را در حمایت از پروژە پارتی- آ.ک.پ بنشاند.
بیشکچی خوب میداند که رفراندم برای استقلال، استقلال باشور کردستان را درپی نخواهد داشت بلکه این پروژه، نهایتاً افزایش یکی از ایالتهای ترکیه میباشد. بههمین خاطر این پرسش پیش میآید: آیا واقعاً بیشکچی این واقعیت را نمیداند؟ و یا اینکه میداند و میخواهد به پروژه آ.ک.پ- پارتی یاری رساند؟ شاید بیشکچی میخواهد در اواخر عمر خود این چنین خدمتگذاری دیگری به دولت ترکیه نشان دهد؟
جواب تمامی این سوالات را میتوان در خود آن سمینار که پس از رفراندم ترکیه برگزار شد، جستجو کرد. حزب حاکم ترکیه از هیچ کوششی برای تحریف و تحمیل شکست به ستاتوی موجود در باشور کردستان فروگذار نخواهد کرد. چون به خوبی میداند که پارتی نمیتواند آینده باشور کردستان را برایش تضمین نماید و همزمان اشغال آن را به بهانه "دولت کردی" بهعنوان تنها راهکار قلمداد میکند.
اصرار بیشکچی و تبلیغ برای پروژه آ.ک.پ- پارتی، راستگویی و تاریخ [نزدیکی وی به کردها] را گرفتار طوفانی عظیم خواهد ساخت. من به شخصه، بیشکچی را هماکنون بخشی از پلان آ.ک.پ-پارتی میدانم؛ پلانی که نتیجتاً اشغال "منطقه زرد" [دهوک و هولیر، مناطق تحت نفوذ بارزانیها] و حتی تمامی اقلیم کردستان را تحت عنوان دولت مستقل کردی در پی خواهد داشت!
ترجمه: سینان کرماشان