زریبار در غرب شهر مریوان یکی از زیستگاههای طبیعی است که با مصوبه سازمان محیط زیست ایران در سال ۸۸ به عنوان پناهگاه حیات وحش معرفی شده و هرگونه تغییر کاربری و ساخت و ساز در حریم آن ممنوع است. زریبار یکی از زیباترین دریاچههای آب شیرین جهان است که مردم منطقه طی سالهای متمادی با آن زیستهاند و از هر لحاظ به آن وابستهاند. این دریاچه بر روی مردم منطقه تاثیر بسیار دارد همچنین یکی از بکرترین حیات وحشهای منطقه را در خود جای داده و طبیعت بکر آن گونه های بسیاری از جانداران را در خود پرورش داده است.

مسئولین دولتی خواهان تصاحب منابع طبیعی بکر و بهره برداری اقتصادی صرف [استثمار] و افزایش سرمایه خود هستندو به منافع مردم و حیات طبیعی آن هیچ توجهی ندارند و در طی سالهای اخیر بارها اقدام به سودجوییهای شخصی نمودهاند.
در آخرین مورد اقدام به احداث یک مینی پالایشگاه در فاصلهی دو کیلومتری دریاچه زریبار نمودهاند. بر این اساس چهل هکتار از زمینهای کشاورزی منطقه واقع در دشت بیلو که هنوز هم زیر کشت هستند برای احداث این مینی پالایشگاه اختصاص یافته است.
در اینجا باید یادآوری نمود که به دلیل ضعف شدید اطلاعاتی و در نتیجه ی ارزیابیهای غلط و غیر متعهدانه زیست محیطی سازمان حفاظت محیط زیست. بدترین مکان ممکن به این مینی پالایشگاه اختصاص یافته است که میتواند مجموعه ای از فرصتهای اقتصادی، تفریحی و گردشگری را به کلی از بین ببرد و ادعای نهادهای دولتی برای ایجاد شغل برای بیکاران را بە تمامی زیر سئوال میبرد. احداث این پروژە دولتی در واقع از بیکار نمودن آنانی است کە با مشقت امرار معاش میکنند.
سرمایهگزار این پروژه صندوق ذخیره فرهنگیان است که خود آلوده به اختلاص هشت هزار میلیارد تومانی است و تعدادی از اعضای آن مورد پیگرد قانونی قرار گرفتهاند و این مسئله خود موجات شک و تردید چند برابر را فراهم کرده است.
به ادعای مسئولین مربوطه این طرح با اهداف اشتغالزایی ارائه شده است اما مطالبات مردم جهت رفع بیکاری ایجاد منطقهی آزاد تجاری و گردشگری است. نه احداث یک مینی پالایشگاه و استخدام چندین ده نفر کارگر ساده که هیچ تغییری در وضعیت معیشت مردم ایجاد نخواهد کرد.
علاوه بر اینها آنچه باعث نگرانی شهروندان مریوانی و انجمنهای محیط زیستی شده است زیانهای بسیار و غیر قابل جبرانی است که احداث این مینی پالایشگاه میتواند به محیط زیست منطقه وارد آورد.
بر اساس برآوردها در صورت احداث این مینی پالایشگاه سالانه حدود ۵۶۰۰۰۰ متر مکعب آب مصرف خواهد شد که بوسیله ی حفر چاه تامین میشود. این حجم بسیار زیاد آب مصرفی باعث کاهش منابع آب زیرزمینی خواهد شد و در بلند مدت به دریاچه و کل منطقه لطمه جدی وارد خواهد آورد، زیرا آب زریبار از چشمههای کف آن و از سفرههای آب زیرزمینی تامین میشود و در صورتی که سفرههای آب زیرزمینی منطقه کاهش یابد دریاچه نیز به تدریج کم آب وحتی خشک خواهد شد.
مسئلهی بسیار نگران کننده دیگر پسماندهای ناشی از این مینی پالایشگاه است که خود به خود باعث آلودگی شدید خاک، آب و هوا خواهد شد و خسارات جبران ناپذیری به بار خواهد آورد. نزدیکی محل احداث مینی پالایشگاه به دریاچه باعث سرازیر شدن پسماندها به داخل آب و دشتهای منطقه خواهد شد و کل خاک و آب و هوای منطقه آلوده خواهد گشت و همین امر باعث نابودی زیست بوم منطقه در دراز مدت میشود.
غیر از این با توجه به جو منطقه و جهت وزش باد و هوا، آلودگی هوا به صورت عمده به سمت شهر مریوان خواهد بود و کل آلودگی هوای ناشی از مینی پالایشگاه به سمت شهر مریوان خواهد رفت و باعث آلودگی شدید هوا میشود که علاوه بر وضعیت نامتبوع ایجاد شده به مرور سبب انواع بیماریهای تنفسی و ریوی در میان شهروندان خواهد شد.
بر اساس برآوردهای اولیه میزان نفتای ورودی ۲۰۰۰۰ بشکه در روز خواهد بود که از راه زمینی و توسط تانکرها از جنوب کردستان(عراق) به مینی پالایشگاه منتقل میشود. علاوه بر این میعانات گازی عسلویه نیز به آنجا منتقل میشود.
این امر سبب رفت و آمد هرچه بیشتر تانکرها به منطقه خواهد شد که در سالهای اخیر شهروندان مریوانی اثرات مخرب آنرا مشاهده کردهاند.
رفت و آمد تانکرهای نفتی سبب ناامن شدن جادههای منطقه شده و شاهد تصادفات، آتش سوزی و کشته شدن تعدای از شهروندان بودهایم. غیر از اینها واژگونی گاه و بیگاه تانکرها سبب آلودگی شدید محیط زیست منطقه شده است.
در چند سال اخیر تعداد این واژگونیها بسیار افزایش داشته که در همهی موارد خود مردم منطقه اقدام به پاکسازی مواد نفتی ریخته شده نمودهاند و هر بار با دست خالی و بسیج عمومی شهروندان، نفت ریخته شده پاکسازی شده است.
در سال گذشته در همین راستا تعداد زیادی کمپین تشکیل شده و به دفعات شاهد اعتراضات عمومی برای جلوگیری از رفت و آمد تانکرها بودهایم که هر بار با دخالت نیروهای امنیتی متوقف شده است.
خبر احداث مینی پالایشگاه نارضایتی عمومی شهر مریوان و روستاهای اطراف را در بر داشته و آنها تاکید کردهاند که به هیچ وجه اجازه به احداث آنرا نخواهند داد. در چند ماه گذشته شرکتهای مسئول اجرای طرح بدون آگاهی قبلی اقدام به شروع کار خود نموده و ماشین آلاتی را به دشتهای منطقه وارد نمودهاند، اما با تجمع مردم منطقه روبهرو شده و مجبور به توقف کار شدهاند.
در این راستا انجمنهای زیست محیطی منطقه و استان نارضایتی شدید خود را اعلام نموده و کمپینهای بسیاری با شعار " نه به پالایشگا" تشکیل دادەاند، یکی ازفعالترین این انجمنها، انجمن سبز چیا است.
بنا بر گزارشات، اعضای این نهاد زیست محیطی به دستگاههای اطلاعاتی فراخوانده شدهاند و از آنها خواستهاند که در این زمینه سکوت کنند در غیر اینصورت با آنها برخورد جدی خواهد شد و حتی تهدید به زندانی نمودن اعضا و منحل نمودن انجمن کردهاند.
اما شهروندان و فعالین زیست محیطی اعلام کردهاند به هیچ وجه در برابر سودجوییهای گروهی از مسئولین تسلیم نخواهند شد و تحت هیچ شرایطی اجازهی احداث مینی پالایشگاه را نخواهند داد.
مورد قابل تأمل واکنش مسئولین دولتی منطقه میباشد، همچون همهی موارد قبلی مسئولین فقط در فکر منافع فردی خود و رژیم هستند و به مطالبات شهروندان و منافع منطقه هیچ توجهی ندازند.
در این میان منصور مرادی به عنوان نمایندهی مریوان و سولاوا در این زمینه هیچ اقدام روشنی ننموده و گفتە میشود کە نامبردە شخصا در تاسیس پالایشگاه ذینفع است و برای انجام پروژە هم در هماهنگی کامل با مسئولان دولتی شرکای خود است.
انجمنهای زیست محیطی منطقه به خصوص انجمن سبز چیا بارها از ایشان در این مورد کمک خواسته و خواهان برگزاری جلسات و دیدار و گفتگو در این زمینه شدهاند، اما وی هیچ پاسخی بە درخواست این نهادهای مردمی نداده است.
تخریب روژهلات کردستان و بویژە مریوان تنها بە ایجاد این پروژە دولتی محدود نشدە است. بە آتش کشیدن روزانە جنگلهای زیبای مریوان، ایجاد سد در مسیر رودخانەها و انباشت زبالەهای شهری مریوان از سوی شهرداری این شهر در طول دە سال گذشتە در جغرافیای زیبای این شهرستان بخش کوچکی از بیابانی نمودن و نابودی این بخش از زاگرس است کە از سوی مراکز ویژە دولت جمهوری اسلامی ایران برنامە ریزی گردیدە است. بدون شک ساکنان مریوان خود باید همت نمایند و برای توقف همیشگی پروژەهای اینچنینی صدای اعتراض خود را بە گوش همە برسانند. با وجود اصرار عناصر وابستە بە دولت و سازمانهای آن، خلق اجازە نخواهند داد زریبار مریوان بە سرنوشت دریاچە اورمیە مبدل شود.
در پایان آنچە میباید گفتە شود اینست کە تخریب و ویرانی میهن کُردها حملەای آشکار بر حیات خلق است. تدوام این وضعیت راە انتخاب گزینەهای دیگری را بر اساس مفاهیم اخلاقی- سیاسی میهندوستانە و بە موازات معاهدەهای بینالمللی برای حفاظت از تدوام حیات مشروع مینماید.