حقایقی که مخالفان پ.ک.ک نمی‌توانند ببینند|همن سیدی

اخیراً بخش فارسی تلویزیون صدای امریکا در برنامه‌ای جانبدارانه و غیرحرفه‌ای، با دعوت از دو میهمان مخالف پ.ک.ک و همراهی مجری تلویزیون، اتهاماتی را مبنی "روابط تنگاتنگ پ.ک.ک و جمهوری اسلامی" پخش نمود که در فضای رسانه‌ای...

اخیراً بخش فارسی تلویزیون صدای امریکا در برنامه‌ای جانبدارانه و غیرحرفه‌ای، با دعوت از دو میهمان مخالف پ.ک.ک و همراهی مجری تلویزیون، اتهاماتی را مبنی "روابط تنگاتنگ پ.ک.ک و جمهوری اسلامی" پخش نمود که در فضای رسانه‌ای کردی بازتاب گسترده‌ای یافت. همن سیدی تحلیلگر سیاسی به این امر واکنش نشان داده و در نوشتاری به روشن‌سازی برخی از مسائل پشت پرده پرداخته است. متن نوشتار همن سیدی که باعنوان "حقایقی که مخالفان پ.ک.ک نمی‌توانند ببینند" منتشر شده بدین شرح است:

"افرادی نزدیک به پارتی [بارزانی‌ها] سعی دارند تا پیروزی‌های غیرمنتظره [اخیر] پ.ک.ک را در قالب "قرار گرفتن پ.ک.ک در بلوک ایران، تحلیل نمایند؛ و البته تلاشی منفعلانه، ضدنقیض و بدون‌نتیجه به این دلایل:

 

یک: شعار "برادری خلق‌ها" [که پ.ک.ک بر آن اصرار می‌ورزد]، با نگرش جمهوری اسلامی که اساساً بر محور نابرادری، نابرابری و نیز سلطه قوم فارس بنیان نهاده شده، جور در نمی‌آید. همزمان کسانی که تلاش دارند این شعار را برضد منافع خلق کرد بکار گیرند، فراموش می‌کنند که در "[پروژه] برادری خلق‌ها"، ملت تحت‌ ستم و طالب حقوق خود، بیش از ملت‌های دیگر بهرمند می‌شود. این [شعار پ.ک.ک] نمی‌گوید که "برادری خلق‌ها منهای خلق کرد"!. همان‌طور که در روژاوا نیز به‌وضوح شاهد آنیم، برادری خلق‌ها تاکنون بیشترین سود را متوجه خلق کرد ساخته است؛ به‌طوریکه دشمنان کردها نتوانسته‌اند به مانند گذشته خلق‌های دیگر را برضد خلق کرد تحریک نمایند.

 

دو: شعار "زندگی مسالمت‌آمیز تمامی ادیان و مذاهب"، با سیستم جمهوری اسلامی که بر اساس نابرابری ادیان و سلطه مذهب شیعه بر دیگر مذاهب و ادیان بنا شده، به‌هیچ‌وجه هم‌خوانی ندارد. همزمان، زندگی مسالمت‌آمیز ادیان مستقیماً در راستای منافع خلق کرد است که متأسفانه به چند دین و مذهب مختلف تقسیم شده‌اند. [واضح است که] هرگونه اشاعه تفرقه در میان ادیان و مذاهب، مستقیماً به ضرر کردها تمام خواهد شد. وظیفه‌ای که متأسفانه حکومت باشور کردستان در آن موفق عمل ننموده [را می‌توان به‌‌عنوان یک مثال ارائه داد]. حکومت باشور کردستان نه تنها نتوانسته است کردها را در زیر یک چتر متحد نماید، بلکه روزبه‌روز کردهای باشور را به بلوک سنی نزدیک می‌نماید. در این گیرودار بخش عمده‌ای از خلق هولیر، خود را به یک ترک سنی مانند اردوغان نزدیک‌تر می‌بینند تا یک کرد شیعه در خانقین و یک کرد ایزدی در شنگال.

 

سه: شعار برابری نژادی و برابر زن و مرد [که ایدئولوژی پ.ک.ک بر آن بنا نهاده شده]، نه تنها با سیستم جمهوری اسلامی همخوانی ندارد بلکه خود بزرگترین تهدید برای رژیمی‌ست که در ۳۸ سال گذشته "نابرابری زن و مرد" را در سیستم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود نهادینه نموده است. تاکنون هیچ‌وقت ندیده‌ایم که رسانه‌های حکومتی جمهوری اسلامی، تصویر یک گریلای زن و یک مبارز زن کرد را نشان دهند و یا اینکه در بحث و تحلیلاتشان از سیستم "ریاست‌مشترک" در درون [ایدئولوژی] پ.ک.ک، روژاوا و جنبش آپویی حرفی به میان آورند.

 

نتیجه: واقعیت این‌ست که پارتی و بارزانی، انتظار پیروزی‌های پ.ک.ک و روژاوا را نداشتند. آن‌ها به‌هیچ‌وجه انتظار نداشتند که امریکا از پ.ک.ک پشتیبانی نماید. [این جناح کرد] خودشان را برای درست شدن دومین حکومت کردی آماده نکرده بودند و چنین می‌پنداشتند که راه ارتباطی کرد با جهان خارج، تا ابد تنها از طریق "هولیر" [پایتخت اقلیم کردستان] خواهد بود. چنین می‌انگاشتند که حکومت‌شان به‌صورت "تنها نمونه" باقی خواهد ماند و تا ابد تمامی کردها نازشان را خواهند کشید و چشم بر اشتباهات و فسادهای اقتصادی‌شان خواهند بست. آن‌ها فکر می‌کردند که سرنوشت کرد همیشه "یک کارت خواد بود و نه یک بازیگر". برای آن‌ها قابل حضم نیست که پ.ک.ک چگونه به یک بازیگر و به نیرویی تبدیل شد که ابرقدرت‌ها از آن حساب می‌برند؛ پیش‌بینی‌های آن‌ها درست از آب درنیامد.

 

[در این برنامه] سی دقیقه پ.ک.ک و روژاوا را مورد تحلیل قرار می‌دهند اما حاضر نمی‌شوند که حتی یک کلمه در مورد اینکه روسیه و امریکا هم‌اکنون از خودمختاری کردها در روژاوا و یا موفقیت آزمون ی.پ.گ دم می‌زنند، بر زبان بیاورند. اذعان نمی‌دارند که چگونه از اروپا و امریکا نیروهای داوطلب مردمی به روژاوای کردستان می‌آیند و دوش به دوش کردها مبارزه می‌کنند و شهید می‌شوند. درحالی از قرار گرفتن پ.ک.ک در بلوک ایران سخن می‌گویند که حاضر نیستند شوک وارد آمده به ایران در نشست آستانه را ببینند؛ آن زمان که روسیه در قانون اساسی سوریه از خودمختاری کردها و حکومت محلی [برای آن‌ها] بحث می‌کند و دقیقاً روی همان نکته‌ای تأکید می‌کند که ایران همیشه از آن می‌ترسید.    

 

با توپ‌و تشر از فدراسیون شمال سوریه یاد می‌کنند اما زبانشان نمی‌چرخد که بگویند کردها برای اولین بار در تاریخ هزاران ساله‌شان به "دریاهای آزاد" دست پیدا کرده‌اند. از همکاری سوریه و ی.پ.گ دم می‌زنند اما نمی‌گویند که در تابستان گذشته در حسکه چه اتفاقی افتاد  و چگونه ارتش سوریه به دست ی.پ.گ شکست خورد و چگونه وقتی جنگنده‌های سوریه برای بمباران حسکه به پرواز درآمدند، نیروی هوایی روسیه و امریکا به رژیم سوریه هشدار دادند و آن را در منطقه خلع‌سلاح کردند.

 

از همه عجیب‌تر اینکه هیچ جوابی ندارند که سناتور مک‌کین در کوبانی چکار می‌کند و ترامپ چگونه ترکیه را ناامید کرده است وقتی که در "منطقه امن سوریه"، ی.پ.گ نقش اصلی را برعهده خواهد گرفت و  ارتش ترکیه هیچ نقشی نخواهد داشت.

 

به‌طور کلی [مشخص است] که اوضاع پارتی و تحلیلگرانش خوب نیست. بعضی اوقت سروکله‌شان پیدا می‌شود و با هل دادن چند "ضد کرد" و منفعت‌طلب، می‌خواهند با درست نمودن یه "جنگ [داخلی یا] برادرکشی"، شانس خود را برای بی‌تأثیر نمودن دستاوردهای [ایدئولوژی] پ.ک.ک امتحان کنند اما این حقیقت به‌زودی برایشان آشکار خواهد شد که این جنگ [احتمالی]، به‌مثابه کوبیدن آخرین میخ بر تابوت خودشان خواهد بود.

 

پارتی بهتر است بجای صرف هزینه برای مهره‌های درجه چهار و پنج خود، در "گراند پلان" [برنامه‌های طلایی] خود تعمق نماید و استراتژی خود را بر اساس نزدیکی و روابط دوستانه و هم‌پیمانی با کردهای روژاوا و پ.ک.ک برقرار سازد و با متحد شدن، از فرصتی که پس از صد سال برای کردها فراهم آمده استفاده کند. پ.ک.ک نیز درست شدن دولت کردی در باشور کردستان را به اراده و خواست کردهای این منطقه تعمیم دهد، از آن پشتیبانی نماید و در زمینه دمکراتیزه شدن آن تلاش نماید".

 

لازم به یادآوری‌ست که نظرات نویسنده الزاماً دیدگاه گردانندگان خبرگزاری فرات نمی‌باشد.