جمیل باییک: مقاومت خواهیم نمود و پیروز خواهیم شد
رییسمشترک شورای رهبری ک.ج.ک در گفتگویی با خبرگزاری فرات به تشریح رویدادهای سیاسی ترکیه و کردستان پرداخت. باییک به همهپرسی قانون اساسی آ.ک.پ اشاره کرده و گفته است: ما پیروز نهایی خواهیم بود
رییسمشترک شورای رهبری ک.ج.ک در گفتگویی با خبرگزاری فرات به تشریح رویدادهای سیاسی ترکیه و کردستان پرداخت. باییک به همهپرسی قانون اساسی آ.ک.پ اشاره کرده و گفته است: ما پیروز نهایی خواهیم بود
رییسمشترک شورای رهبری ک.ج.ک در گفتگویی با خبرگزاری فرات به تشریح رویدادهای سیاسی ترکیه و کردستان پرداخت. باییک به همهپرسی قانون اساسی آ.ک.پ اشاره کرده و گفته است: ما پیروز نهایی خواهیم بود
رییسمشترک شورای رهبری ک.ج.ک در اظهارات خود به اعلام وضعیت اضطراری پس از کودتای نافرجام ۱۵ ژوییه اشاره کرده و آن را بهمثابه کودتای دیگری مانند کودتای ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۰ ارزیابی نمود و گفت: "تلاش برای تغییر قانون اساسی ترکیه که آ.ک.پ با استفاده از همهپرسی ۱۶ آوریل درصدد آنست، تلاش برای ترمیم و تعمیر قانون اساسی ۱۹۸۲ ترکیه میباشد که در آن مدیدریت اقتدارطلبانه اساس گرفته شده بود. هدف از قانون اساسی ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۲، نابودی کردها بود و هماکنون نیز تلاشهای آ.ک.پ و م.ه.پ برای تغییر قانون اساسی، ادامه همان ذهنیت و تلاش برای نابودی دگرباره کردهاست. ما این عمل را بهمعنای اشاعه جنگ قلمداد میکنیم. بههمین خاطر ما مخالف تغییر قانون اساسی هستیم. این تغییرات هیچ نفعی را برای خلق کرد و دیگر خلقهای ترکیه در پی نخواهد داشت. برعکس با این تغییرات، یک نظام اقتدارگرا در ترکیه درست خواهد شد. ما به هر عمل غیردمکراتیکی نه خواهیم گفت و به هر عمل دمکراتیکی آری خواهیم گفت؛ چون این موضوع در ارتباط با منافع خلق کرد میباشد. گفتن نه به رفراندم فرصتی تاریخیست تا سیاستهای اقتدارگرایانه آ.ک.پ لبا شکست مواجه شود. پیروزی رأی آری در رفراندم، بهمعنی تشدید جنگ خواهد بود".
جمیل باییک رییسمشترک ک.ج.ک در ادامه اظهارات خود تأکید کرد که پیروزی آ.ک.پ/م.ه.پ در رفراندم قانون اساسی ترکیه بهمعنای تشدید جنگ در ترکیه و باکور کردستان خواهد بود. این قانون اساسی جدید هیچ سودی را برای ترکیه و کردستان بهدنبال نخواهد داشت و ما به مثابه جنبش آزادیخواهی، در برابر آن مقاومت خواهیم نمود و آن را نیز گسترش خواهیم داد. اگر نیز این رفراندم پیروز شود، لازم است که مقاومتها در برابر آن گسترش یابند. میتوان گفت که با آن حساب، جنگ تنها محدود به [باکور] کردستان نخواهد بود. قبلاً در برخی مناطق ترکیه عملیاتهایی اجرا میشد اما زان پس، ترکیه نیز کمتر از باکور کردستان عرصه جنگ نخواهد بود. آنها خفقان نیروهای دمکراتیک و کردها را مبنا قرار میدهند و هرگز قصد ندارند که از طریق راهکار دمکراتیک مسلئه چارهیابی شود. آنها هیچ اعتقادی به چارهیابی مسئله ندارند. آنها بههیچ وجه نمیخواهند تا ترکیه دمکراتیزه شود؛ صرفاً به خاطر اینکه کردها از این روند بهرمند نشوند.
اگر در نتیجه این رفراندم نیروهای فاشیست موفق شوند، ما مقاومت تاریخیای را از خود به نمایش خواهیم گذاشت. ما نیروهای جنگ را بسیج خواهیم نمود. آنها خود نیز میگویند که پس از ۱۶ آوریل (۲۷ فروردین) دامنه جنگ را گسترش خواهند داد. درواقع آنها راهکار مخصی را ندارند و نمیدانند که با مسئله چگونه برخورد نمایند. این اظهارات آنها بهمعنی گسترش دامنه جنگ خواهد بود. بدون شک آنها افکار خیالیای را در ذهن میپرورانند. تاکنون دهها حکومت بر مسند قدرت نشستهاند تنها بهاین خاطر که ما را نابود کنند، اما تمامی آنها خود شکست خوردند".
شرایط داخلی ترکیه و نیز شرایط منطقه و جهانی بهخوبی نشان میدهد که آ.ک.پ/م.ه.پ هرچند هم که بخواهند دامنه حملات خود را افزایش دهند، باز هم نخواهند توانست توفیقی داشته باشند؛ آنکه مقاومت خواهد کرد و پیروز خواهد شد ما هستیم. اگر آنها میخواهند در هر جایی به ما حملهور شوند، ما نیز در هرجایی با استفاده از تمامی توان خود به آنها پاسخ خواهیم داد؛ جواب ما اینگونه خواهد بود".
رییسمشترک شورای رهبری ک.ج.ک در پاسخ به این پرسش که "آیا در شرایط کنونی ممکن است که پروسه صلح بار دیگر با ترکیه شروع شود؟" پاسخ داد: "ممکن نیست که در ترکیه پروسه صلح شروع شود. بدین علت که پروسه صلح، میل برای چارهیابی مسئله کرد است. در جایی که میل برای چارهیابی مسئله کرد نیست، چگونه ممکن است که صلح برقرار شود؟ رهبر آپو در ۲۸ فوریه ۲۰۱۵ (۹ اسفند ۹۳) مقدمات پیمان "دلمهباغچه" را شروع نمود و از طریق هیأت ه.د.پ و مسئولان حکومت آن را به افکار عمومی ترکیه و جهان رساند. وقتی که ما گفتیم که مواردی دیگر در آن قید شود، رهبر آپو گفت که " بگذارید به همین شیوه منتشر شود". رهبر آپو با پیمان دلمهباغچه درصدد بود تا راه را بر روند دمکراتیزاسیون ترکیه هموار نماید و از آن طریق راه را بر قتلعام کردها توسط سیستم اقتدارگرایی که در مسند قدرت است ببندد. رهر آپو مشاهده نمود که اردوغان درصدد است تا یک نظام هژمونیک و اقتدارگرا درست نماید و برای مقابله با آن، پیمان دلمهباغچه را پیشکش نمود. [متن] این پیمان، دمکراتیزه شدن ترکیه را در پی خواهد داشت. اما بهاین دلیل که اردوغان مخالف روند دمکراتیزاسیون است، مشاهده نمود که ادامه این روند دمکراسی را در ترکیه به دنبال خواهد داشت و با آن مخالفت نمود. در حقیقت در آن زمان اردوغان "قانون امنیت" را در مجلس به تصویب رسانده بود. با این "بسته امنیت داخلی"، برای هجوم به کردها در ۷ ژوئن آماده شد. پس از رد پیمان دلمهباغچه، انزوا بر رهبر آپو را تشدید نمودند. با این وجود رهبر آپو در انتخابات ۷ ژوئن درصدد بود تا راه را بر جنگی محتمل ببندد. در مقابل اردوغان انتخابات ۷ ژوئن را قبول نکرد، با م.ه.پ به همپیمانی دست زد و در سالگرد پیمان لوزان جنگ را آغاز نمود. هدف از این جنگ شکست کردها بود. جبهه کردها در باکور، روژاوا، باشور و روژهلات قوی شده بود. در تمامی خاورمیانه، جنبش آزادیخواهی کردها به نیرویی اساسی تبدیل شده بود. اردوغان این قدرتگیری کردها را خطری برای خود احساس نمود و بههمین دلیل جنگ را آغاز نمود. به همین دلیل است که جنگ تا امروز نیز ادامه دارد. آنها درصدد هستند تا کردها را نابود نمایند. با این شرایط آیا شروع نمودن پروسه صلح با آنها ممکن خواهد بود؟ بدونشک چنین نخواهد بود. آنها میخواهند تا سیاستهای سرکوب کردها در قرن ۲۰ را همچنان ادامه دهند. ترکیه از قدرتگیری کردها در باکور کردستان و شمال سوریه بهشدت وحشت دارد. اگر در باشور کردستان با پ.د.ک [منظور حزب دمکرات کردستان عراق به سرکردگی مسعود بارزانی] به ایجاد روابط دست میزند، تنها بهخاطر [ضدیت] با پ.ک.ک است؛ پ.ک.ک را مانند یک خطر بزرگ برای خود میبیند. بههمینخاطر برای اینکه پ.ک.ک را تصفیه نماید، با پ.د.ک به ایجاد روابط دست میزند. حال با این شرایط میتوان انتظار داشت که پروسه صلح بار دیگر شروع شود؟ در اینجا به مرحلهای که ذهنیت را عوض نماید، احساس نیاز میشود تا ظلم و سیاست نسلکشی و سرکوبی که در پیش گرفتهاند، از میان برداشته شود".
جمیل باییک در ادامه ارزیابیهای خود به مسئله روژاوا و شمال سوریه اشاره کرده عنوان کرده که "روژاوا و شمال سوریه در تمامی منطقه تأثیرات خود را برجای خواهد گذاشت". رییشمشترک شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کردستان گفت: "در سوریه بیش از دو و نیم میلیوم کرد زندگی میکنند. نه تنها در روژاوای کردستان، بلکه در حلب، رقا و دمشق نیز جمعیتی تأثیرگذار از کردها زندگی میکنند. آنها فرصت و پتانسیل آن را دارند که در سیاستورزی در سوریه تأثیرگذار باشند. اهمیت روژاوا قبل از هر چیز بهمثابه ادامه موجودیت فرهنگی و سیاسی کردها میباشد. کردها در سوریه به مانند ترکیه نیر مورد انکار قرار میگرفتند. شاید دشمنی با کردها در سوریه به شیوه ترکیه نبوده باشد اما همچنان این دشمنی وجود داشت. وقتی که با کشورهای ایران، عراق و ترکیه مقایسه میشود، سوریه دارای سیاستهای نرمتری در قبال کردها بود اما همچنان موجودیت کردها مورد قبول واقع نمیشد. و همچنین پذیرفته نمیشد که کردها با زبان خود، فرهنگ خود و هویت خود زندگی کنند. کردها در آنجا با قتلعامی بلندمدتمواجه بودند.
اکنون در روژاوای کردستان مشاهده میکنیم که یک سیستم سیاسی و ادامه حیات اجتماعی با مشارکت اعراب، سریانیها، ترکمنها و چچنها درحال اجراست. بههمین دلیل بههیچوجه امکان ندارد که کردها سیستم قبلی را قبول نمایند. هدف آنها تشکیل یک دولت جداگانه نیست، آنها میخواهند که تمامی سوریه دمکراتیک شود. اندیشههای رهبر آپو بر همین مبناست. ایشان میخواهد که سوریه دمکراتیک شود و کردها در آنجا به زندگیای آزاد و دمکراتیک نائل آیند. رهبر آپو میخواهد تا کردها در فدراسیون دمکراتیک شمال سوریه بهشیوهای مستقل، دمکراتیک و آزاد، به حقوق خود مانند زبان، فرهنگ و هویت خود دست یابند".
رییسمشترک ک.ج.ک اذعان داشت که روژاوا برای کردها و مخصوصاً برای آنها بسیار مهم و حیاتیست. ایشان گفت: "زندگی آزاد و دمکراتیک خلق کرد، تضمینی برای روند دمکراتیزاسیون خاورمیانه است. [برعکس] دمکراتیزه شدن خاورمیانه، هیچربطی به خارج [یعنی مداخلات خارجی] ندارد. با دمکراتیزه شدن منطقه، زندگی آزاد و دمکراتیک کردها نیز تضمین خواهد شد. بههمین خاطر دمکراتیزه شدن سوریه برای ما اهمیت بسزایی دارد. دمکراتیزه شدن سوریه، تنها به این کشور محدود نخواهد شد و تمامی منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد. تأثیرات آن بهمانند دومینو [ادامهدار] خواهد بود. اگر سوریه دمکراتیک شود، ترکیه و عراق نیز دمکراتیک خواهند شد.
رهبر آپو همیشه بر ارتباط خلق کرد با خلق عرب در منطقه تأکید ورزیده بود و اذعان داشته بود که این ارتباط راه را بر تغییرات بزرگی در خاورمیانه هموار خواهد نمود. انقلاب روژاو به مثابه پلی خواهد بود میان کردها و جهان عرب که ما به مثابه خلقی محترم به آنها مینگریم".
باییک در ادامه به بررسی تحولات شنگال و تحرکات اخیر حزب دمکرات کردستان عراق اشاره کرده و گفت: "برای فهم وضعیت شنگال، لازم است که مسئله را از روز شروع حمله داعش به شنگال تا امروز بررسی نمود. وقتی که داعش در ۳ آگوست ۲۰۱۴ (۱۲ مرداد ۹۳) به شنگال حمله نمود، پ.د.ک در آنجا مقاوتی نکرد و از آنجا گریخت. در نتیجه این سیاست، خطر قتلعام متوجه ایزدیها شد. این درحالیست که ما قبلاً آنها را آگاه کرده بودیم و گفته بودیم که نیروهای خود را در آنجا مستقر خواهیم کرد تا در برابر خطرات مقابله کنیم. اما پ.د.ک با این اظهارات که "نیازی به این کار نیست؛ نیروهای ما در آنجا حضور دارند"، این موضوع را رد نمود. با این وجود جنبش ما یک تیم ۱۲ نفره را به منطقه اعزام نمود. پ.د.ک در برابر آن نیز موانعی را ایجاد نمود و ۳ تن از آنها را بازداشت نمود. اما وقتی که داعش آمد، پ.د.ک مقاومتی نکرد و ایزدیها با قتلعام روبرو شدند. صدها هزار تن از ایزدیها برای اینکه از قتلعام فرار کنند، خود را به کوهها رساندند. گریلاها در مناطق استراتژیک مستقر شدند و از قتلعام جلوگیری نمودند. ی.پ.گ و ی.پ.ژ و نیز گریلاهای ه.پ.گ کریدوری را ایجاد نمودند و ایزدیها را از آنجا خارج نمودند. در این نبرد به داعش اجازه داده نشد تا تمامی شنگال را تسخیر نماید. هزارن زن و کودک اسیر داعش شدند و هزارن نفر نیز کشته شدند. در واقع قتلعام ۷۳ به آنها تحمیل شد و چیزی نمانده بود که با نابودی مواجه شوند. نابودی ایزدیها در شنگال، نابودی تمام ایزدیها بود. لازم است در این بین نتایج عدم مقاومت پ.د.ک بهخوبی بار دیگر از نظر گذارنده شود.
رهبر آپو زمانی که در سال ۲۰۰۷ خلق ایزدی متوجه قتلعام شدند و ۶۰۰ الی ۷۰۰ نفر از آنها کشته شدند، شرایط خطرناک موجود نسبت به خلق ایزدی را دید و خواست تا تدابیر لازم در این زمینه اخذ شوند. ما در این زمینه با پ.د.ک مشورت نمودیم اما این حزب تدابیر امنیتی را اتخاذ ننمود. ایزدیها میراثی تاریخی متعلق به بشریت و کردها هستند. اگر ما از ایزدیها محافظت نکنیم، چه کسی باید از آنها محافظت کند؟ اگر نیرویی سیاسی [و دمکراتیکی] از ایزدیها پاسداری نکند، نمیتواند از خود و انسانیت محافظت کند. بههمین دلیل ما از شنگال پاسداری نمودیم و آنها را همکاری نمودیم تا خودمدیریتی خود را ایجاد نمایند. اگر خودمدیریتی و [سیستم] خوددفاعی ایزدیها وجود میداشت، آ«ها تا آخرین نفر از شنگال محافطت میکردند و هرگز شنگال را بجای نمیگذاشتند".
رییسمشترک شورای رهبری ک.ج.ک تأکید کرد "برای اینکه قتلعامهای قبلی بر ایزدیها تکرار نشود، این خلق باید سیستم خودمدیریتی داشته باشند. پ.د.ک شنگال را تنها گذاشت و این مورد بهخاطر ملاحضات سیاسیشان بود. آنها نمیخواستند در برابر داعش نبرد کنند. در این میان آیا مبارزات ما برای اعلام خودمدیریتی و استقلال ایزدیها چیزی غیر از یک امر حقوقیست؟ این یک وظیفه انسانی، وجدانی و اخلاقیست. لازم است این امر را تشویق نمود و از آن پشتیبانی نمود. آیا میشود گفت که "آنها برضد داعش در شنگال جنگیدند و ایزدیها را از قتلعام نجات دادند، اما حالا باید آنجا را ترک کنند؟" لازم است که شنگال به سیستم خودمدیریتی و خوددفاعی دست یابد. بدون این امر، ترک نمودن شنگال بهمعنای بیمسئولیتی در برابر ایزدیها، تاریخ و انسانیت است. پ.ک.ک هیچوقت درنظر ندارد که بر شنگال حاکمیت پیدا کند. شنگال باید به شنگالیها متعلق باشد و از طرف خود آنها مدیریت و مورد دفاع قرار گیرد. در زندگیای اینچنینی، تمامی نیروهای سیاسی میتوانند سهیم شوند. در جایی که خودمدیریتی دمکراتیک وجود داشته باشد، باید کسی از کارسیاسی کسی واهمهای نداشته باشد. اما پارتی چنین نگاهی به موضوع ندارد".
جمیل باییک در ادامه گفت: "ما میخواهیم که تمامی مشکلات با استفاده از کنگره ملی [کرد] چارهیابی شود. وقتی گریلا به شنگال رفت، پ.د.ک در آنجا حضور نداشتند و موجودیتی از آنها نمانده بود. ما هیچجایی را اشغال نکردهایم. برضد داعش نبرد صورت گرفت و در این راه نیز شهدایی تقدیم شد. مسولیت تمام اتفاقات ناگوار در شنگال، برعهده پ.د.ک است. ما میخواهیم که مشکلات را از طریق کنگره ملی چارهیابی نماییم چون پ.د.ک نیز نیروییست که در کردستان دارای اهمیت میباشد. ما برخوردی را برای نابودی پ.د.ک نداریم. اما تلاش پ.د.ک برای تصفیه نمودن پ.ک.ک همواره وجود داشته است و راه را بر مشکلات بزرگی خواهد گشود. از نظر ما، برای چارهیابی مشکلات باید در کنگره ملی شرکت نمود و مشکلات را اط سریق دیالوگ حلوفصل نمود".