تصویر

کاراییلان: شهید شوان یکی از قهرمانانی بود که کوبانی را آزاد کرد

مراد کاراییلان، ضمن گرامیداشت یاد شوان جیلو گَوَر، عضو شورای فرماندهی ه‌پ‌گ که در نتیجه حملات دولت ترکیه در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۳ به شهادت رسید، گفت: «رفیق شوان نقش بزرگی در آزادی کوبانی ایفا کرد. او یکی از قهرمانان گمنام کوبانی بود.»

مراد کاراییلان، فرمانده نیروهای مدافع خلق (ه‌پ‌گ)، یاد شوان جیلو گَوَر (یونس دمیر)، عضو کمیته مرکزی حزب کارگران کوردستان (پ‌ک‌ک) و عضو شورای فرماندهی ه‌پ‌گ را که در نتیجه حملات دولت ترکیه در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۳ در مناطق حفاظتی مدیا به شهادت رسید، گرامی داشت.

کاراییلان با بیان اینکه شهید شوان گَوَر در طول ۳۱ سال تاریخ مبارزه‌اش در هر بخش از کوردستان جنگیده و فداکاری‌های بزرگی از خود نشان داده است، اظهار داشت که او در بسیاری از مقاومت‌ها، از درسیم تا آمد، از کوبانی تا شنگال و مقاومت زاپ، نقشی تاریخی ایفا کرده است. کاراییلان گفت: «هرچه درباره فدائیان قاطع و شجاعی که خود را بر اساس اندیشه‌ها و تفکرات رهبر آپو آموزش داده‌اند، بگوییم، کم است.» او تأکید کرد که شهید شوان گَوَر در طول زندگی انقلابی خود ۵ تا ۶ بار زخمی شد اما هرگز از مبارزه دست نکشید. کاراییلان با بیان اینکه شهید شوان گَوَر عمیقاً به رهبر آپو، شهدا و ارزش‌های میهن‌دوستی پایبند بود، به ویژه از مردم گَوَر خواست تا از این مبارز شجاع صیانت کنند.

ارزیابی‌های مراد کاراییلان، فرمانده ه‌پ‌گ، درباره شوان جیلو گَوَر، عضو کمیته مرکزی پ‌ک‌ک و عضو شورای فرماندهی ه‌پ‌گ، به شرح زیر است:

«رفیق شوان جیلو گَوَر (یونس دمیر) یکی از رفقای ما بود که عضو کمیته مرکزی حزب ما، پ‌ک‌ک، بود. او نقش بزرگی در فعالیت‌های مبارزه آزادی کوردستان ایفا کرد. او در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۳ به همراه گروهی از رفقایش در منطقه آواشین، خط بارزان، به شهادت رسید. رفقایش کَریم آمَد و شَروان کوبانی نیز در کنار او بودند. بدون شک، شهادت آنها برای ما یک ضایعه بزرگ بود.

رفیق شوان جیلو در مبارزه ما به عنوان رفیقی سخت‌کوش و آماده برای هر کاری شناخته می‌شد. او اصالتاً اهل گَوَر بود؛ با ارزش‌های کوردی و میهن‌دوستی بزرگ شده بود و از یک خانواده زحمتکش می‌آمد. خودش هم یک انسان زحمتکش بود. او بنّا بود؛ در کارهایی مانند کاشی‌کاری و موارد مشابه کار کرده بود. در آن دوره نیز به توسعه مبارزه آزادی کوردستان علاقه‌مند شده بود. به همین دلیل، مدتی هم کار کرد و هم در فعالیت‌های نظامی این جنبش شرکت داشت. پس از آن، تحت تأثیر رفقا قرار گرفت و در سال ۱۹۹۳ در منطقه زاگرس به صفوف گریلا‌ پیوست. همانطور که قبلاً اشاره کردیم، رفیق شوان یک انسان زحمتکش بود. تا سطح ابتدایی تحصیل کرده بود. با آگاهی میهن‌دوستی و کورد بودن به صفوف جنبش ما پیوست. او نماینده جوهر میهن‌دوستی گَوَر بود. در سال ۱۹۹۳، به عنوان یک جوان ۲۵ ساله کورد به صفوف ما پیوست. از روزی که پیوست تا آخرین لحظه، همیشه تلاش زیادی کرد. او به خاطر شخصیت زحمتکش خود شناخته می‌شد.

برای پذیرش هر مسئولیتی آماده بود

در چهار سال اول دوره حضورش در مبارزه، در جیلو و به طور کلی در منطقه زاگرس، به ویژه در اطراف چارچلا فعالانه کار و در جنگ شرکت کرد. یک بار، در جریان یک عملیات در گَوَر از ناحیه سینه زخمی شد. پس از این اتفاق، به منطقه خاکورک رفت و در سوران مأموریت یافت. سه سال در آنجا ماند. به عنوان یک مبارز باتجربه در بسیاری از عملیات‌ها، به ویژه عملیات‌های تهاجمی، شرکت کرد. در هر شرایطی، خود را آماده انجام مأموریت می‌دید. هنگامی که نیروهای ما در سال ۱۹۹۹ از باکور کوردستان عقب‌نشینی کردند، در سال‌های ۲۰۰۰ تعداد بسیار کمی رفیق در آنجا باقی مانده بود. برای ادامه پیشرفت در دوره جدید، لازم بود که برخی رفقا به مناطق دیگر بروند. این رفقا برای تقویت سازماندهی و فعالیت‌ها در فرآیند جدید مأمور شدند. برای این منظور، یک ساختار ویژه برای عبور برخی رفقا به باکور ایجاد شد. در این چارچوب، رفیق محمود شرنَخ برای منطقه آمَد و رفیق شوان برای منطقه ارزروم مأمور شدند.

منطقه موش، وارتو، چولیگ و ارزروم، یعنی منطقه‌ای تا پانوس، یک منطقه دشوار است. رفیق شوان پنج سال در این منطقه ماند و همه می‌گفتند: 'اگر شوان از اینجا برود، تمام کارها از هم می‌پاشد. ' زیرا رفیق شوان فرمانده این منطقه بود. او هر کاری را شخصاً انجام می‌داد. به عنوان مثال، هنگامی که قرار بود رفقایی به درسیم بروند، او شخصاً آنها را به درسیم می‌رساند. او راهنمای بسیار خوبی در منطقه بین درسیم، آمَد و چولیگ بود، هر دره، هر نقطه را می‌شناخت. می‌دانست کجا چه اتفاقی افتاده، چگونه به کجا برود. تسلط او بر اراضی بسیار قوی بود. دانش او در این زمینه به سرعت توسعه یافت؛ هوش عملی بسیار بالایی داشت. او هم فرمانده منطقه بود، هم پیک و هم یک عملیات‌گر فعال. رفیقی بود که به هر کاری تمایل داشت و برای هر مأموریتی آماده بود. او بعداً منطقه خود را ترک کرد و آموزش دید. در بسیاری از فعالیت‌های عملی شرکت کرد. رفیقی بود که آماده فرستاده شدن به هر مکانی بود.

حدود ۳ سال در کوبانی ماند

مدتی در آکادمی گاره آموزش دید و سپس بنا به نیاز به کوبانی رفت. او حدود سه سال در کوبانی ماند. پس از آن به شنگال رفت و سپس برای مدت طولانی در مناطق حفاظتی مدیا خدمت کرد. او بیش از ۳۰ سال در صفوف مبارزه فعالیت عملی انجام داد. همیشه در کوهستان بود؛ هرگز از کوه پایین نیامد و هر جا که نیاز بود، حضور داشت. یعنی او رفیقی بود که در تمام بخش‌های کوردستان خدمت کرده بود. او در گَوَر بزرگ شده بود، اما ریشه‌های خانواده‌اش به اطراف آواشین، یعنی باشور کوردستان می‌رسید. او با فرهنگ کوردی و ارزش‌های کوردی بزرگ شده بود. در صفوف مبارزه ابتدا به عنوان یک مبارز شرکت کرد؛ سپس با کاردانی خود متمایز شد و به ترتیب وظایف تیم، جوخه، دسته، یگان، فرماندهی ناحیه، منطقه و جبهه را بر عهده گرفت. پس از آن عضو شورای فرماندهی ه‌پ‌گ شد و سپس به عنوان عضو کمیته مرکزی پ‌ک‌ک انتخاب شد.

رفیق شوان رفیقی بود که از صفر شروع کرد و خود را کاملاً با تلاش خودش ساخت. از این نظر، او نقش بزرگی در مبارزه ایفا کرد. او فردی بود که در زمینه‌های عملی حضور داشت، باهوش، باتجربه و توانا بود. همیشه خط مشی رهبری را اساس قرار می‌داد، دائم مطالعه می‌کرد. شاید مانند دیگر رفقا آموزش زیادی ندیده بود، اما برای درک خط مشی، درک رهبر آپو و توسعه خود بر پایه خط مشی آزادی، آزادی زنان و خط مشی رفاقت تلاش زیادی کرد. با پشتکار در مطالعه و درک، خود را آموزش داد. یعنی رفیق شوان خود را با تلاش خودش پرورش داد. او چندین بار در دوره‌های آکادمی شرکت کرد، آموزش دید؛ اما در عین حال خودش هم یک مربی بود. همه چیز را در عمل آموخته بود. بارزترین ویژگی او سخت‌کوشی او بود. می‌توانست در هر موضعی از خود محافظت کند. از جاهایی عبور می‌کرد که نه راهی بود و نه راهنمایی؛ اما او طرحی می‌ریخت، آینده را می‌دید و پیش می‌رفت.

در هر قدم محتاط بود. به خوبی می‌دانست که چگونه رفقایش را مستقر کند، چگونه حرکت کنند، چگونه از خود محافظت کنند، چگونه در اراضی بجنگند، چگونه نیروهای خود را تقسیم کنند، چگونه از یک درگیری خارج شوند. او در این زمینه‌ها یک متخصص تمام عیار بود. او در کوهستان‌های کوردستان، به ویژه از کوهستان‌های زاگرس شروع کرده و تا مناطق چولیگ، ارزروم، موش، درسیم، آمد در بسیاری از مناطق کوردستان مبارزه کرد. همچنین در روژهلات کوردستان از شاهو تا هورامان تقریباً در هر منطقه‌ای حضور داشت. همچنین در مناطق باشور و روژاوا نیز همیشه به عنوان یک رفیق فداکار و سخت‌کوش خدمت کرد. دومین ویژگی بارز رفیق شوان، تواضع بسیار زیاد او بود. هر چقدر هم کار می‌کرد، هر چقدر هم وظایف بزرگی را بر عهده می‌گرفت، هرگز از آنها صحبت نمی‌کرد.

جنگ کوبانی را هماهنگ کرد

او شخصیتی شجاع، قاطع و همواره تردیدناپذیر داشت. موضعی داشت که خط مشی رهبر آپو را مبنا قرار می‌داد. موضعی محکم در خط مشی آزادی داشت. همه او را به عنوان رفیقی ساده، صادق، پاک و صرفاً مشغول خدمت به جنبش و مردم می‌شناختند. هر درخواستی از او می‌شد، نه نمی‌گفت. همیشه برای هر نوع فداکاری آماده بود. به عنوان یک فدائی آپویی، در جنگ به یک متخصص تمام عیار تبدیل شده بود. یعنی یک مبارز شجاع بود. خدمت می‌کرد اما هرگز لاف نمی‌زد. زیاد صحبت نمی‌کرد، زیاد بحث نمی‌کرد؛ اما کار خود را با جدیت تمام انجام می‌داد. او واقعاً یک فدائی متواضع و دلیر بود. به عنوان مثال، مقاومت کوبانی یک مقاومت تاریخی بود، یک جنگ اراده بزرگ علیه داعش به نمایندگی از مردم کورد و جنبش ما انجام شد. در آن دوره، داعش در قوی‌ترین حالت خود بود. اعتماد به نفس زیادی داشت، تیم‌های انتحاری زیادی تشکیل داده بود، حمله پشت حمله انجام می‌دادند.

آنها تمام سلاح‌ها و خودروهای زرهی ارتش عراق در موصل و تمام تجهیزات فنی ارتش سوریه در رقه را گرفته بودند. و با این تجهیزات به کوبانی حمله کردند. جنگ بسیار سختی در کوبانی رخ داد. اما همانطور که می‌دانیم، در آن جنگ پیروزی به دست آمد. خب، چه کسی جنگ را در آن دوره پیروزی هماهنگ می‌کرد؟ رفیق شوان جیلو. رفیق شوان هماهنگ کننده، یعنی فرمانده کل جنگ در کوبانی بود. البته تنها نبود؛ آنها یک تیم بودند، با هم کار می‌کردند. اما کسی که جنگ را هدایت می‌کرد، برنامه‌ریزی می‌کرد و هماهنگ می‌ساخت، او بود. در آن دوره بحث‌های تاکتیکی در جریان بود؛ آیا جنگ باید یک جنگ جبهه‌ای باشد یا با تاکتیک‌های گریلایی پیش برود؟ در این مورد بحث‌هایی وجود داشت. نتایج دلخواه در بحث‌ها به دست نیامده بود. به همین دلیل، رفیق شوان با نیروی خود به آنجا رفته بود تا بحث‌های مربوط به راه و روش به نتیجه برسد. وضعیت بسیار بحرانی بود، رفقا وارد عمل شدند و در کوبانی پیروزی به دست آمد. اینها قهرمانان گمنام هستند.

مثلاً تا به امروز در هیچ کجا مصاحبه‌ای نکرده، در هیچ کجا در مورد اینکه چگونه کوبانی را آزاد کردند، صحبت نکرده است. اما کسی که در آن دوره هماهنگی را فراهم کرد، شوان جیلو بود. خلاصه رفیق شوان چنین رفیقی بود. بسیار متواضع بود، همه کارها را برای مردم و سازمان انجام می‌داد. هر چقدر هم کار می‌کرد، هر چقدر هم موفقیت‌های بزرگی به دست می‌آورد، همیشه خود را بدهکار می‌دید. یعنی حتی اگر دنیا را فتح می‌کرد، شوان همان شوان باقی می‌ماند. هرگز از تواضع خود دست نمی‌کشید، همیشه شخصیت ساده، صادق و طبیعی خود را حفظ می‌کرد. حتی اگر دنیا را فتح می‌کرد، باز هم مانند یک مبارز، یک جنگجو رفتار می‌کرد. او چنین رفیقی بود. پس از آزادی کوبانی، حملات به سمت روستاها و شهرها آغاز شد. در این فرآیند، رفیق شوان در حملات منبج و طبقا نیز شرکت کرد. یک مرکز هماهنگی کلی وجود داشت، اما رفیق شوان به عنوان فرمانده کوبانی در این فرآیند نیز فعالانه خدمت کرد. یعنی او در هر یک از این حملات نقش‌های مهمی بر عهده داشت. همانطور که قبلاً اشاره کردیم، این جنگ‌ها به صورت جمعی انجام شد؛ رفقای زیادی نقش داشتند. رفیق شوان نیز در تمام حملات شرکت کرده بود اما هرگز از آن صحبت نمی‌کرد.

نقشی تاریخی در مبارزه ما ایفا کرد

سپس، در سال ۲۰۱۷ به شنگال رفت. او مأموریت رفیق عگید جویان (که او نیز یکی از مبارزان شجاع گَوَر بود) را بر عهده گرفت. در آن دوره، رفیق عگید مأموریت خود را به پایان رسانده بود، نقشی تاریخی در فرآیند آزادی شنگال و توقف نسل‌کشی ایفا کرده بود، می‌خواست به منطقه بوتان برود. چنین درخواستی داشت و به همین دلیل رفیق شوان جایگزین رفیق عگید شد. شوان پس از رفیق عگید این وظیفه را بر عهده گرفت و تقریباً تا آوریل ۲۰۱۸، نزدیک به یک سال، به مأموریت خود ادامه داد. در آن زمان، جنبش ما تصمیم گرفت نیروهای ه‌پ‌گ را از شنگال خارج کند. پس از این تصمیم، رفیق شوان با گروهی از رفقایش، که خودش هم در میان آنها بود، منطقه را ترک کرد و به مناطق حفاظتی مدیا رفت. در آنجا، در خطوط زاپ، آواشین و خاکورک فعالیت کرد. از ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳ که به شهادت رسید، در این مناطق خدمت کرد. در آن مناطق تلاش زیادی کرد، نقش مهمی ایفا نمود.

در سال ۲۰۲۲ در جریان مقاومت زاپ، رفیق شوان دوباره وظیفه هماهنگ‌کنندگی را بر عهده گرفت. او و رفیق آلان، هماهنگی جنگ را با هم به پیش بردند. یکی از سخت‌ترین مقاومت‌های تاریخ ما، یعنی مقاومت زاپ، در آن دوره اتفاق افتاد. در آن فرآیند، رفیق شوان به همراه رفقایش، هماهنگی جنگ را بر عهده گرفت. در سال ۲۰۲۳ نیز در حال آماده‌سازی برای یک حمله جدید برای زاپ و آواشین بود. در حین این آماده‌سازی‌ها، دشمن محل آنها را کشف کرد و به مدت دو روز حملات هوایی شدیدی انجام داد. در نتیجه این حملات، رفیق شوان به همراه گروهی از رفقایش به شهادت رسید. بدون شک، همانطور که در ابتدا اشاره کردیم، شهادت آنها برای ما یک ضایعه بزرگ بود. رفیق شوان رفیقی بود که از پایین‌ترین رده جنبش ما شروع کرد و تا عضویت در کمیته مرکزی پ‌ک‌ک، عضویت در شورای فرماندهی ه‌پ‌گ و فرماندهی مناطق حفاظتی مدیا ارتقا یافت و نقشی تاریخی در مبارزه ما ایفا کرد. او در حین انجام این وظایف مقدس به شهادت رسید.

هر چه درباره فدائیان قاطع و شجاعی که خود را بر اساس اندیشه‌ها و تفکرات رهبر آپو آموزش داده‌اند، بگوییم، کم است. این گونه رفقا همه چیز خود را فدای مردم و حزب کرده‌اند. می‌دانم که در طول زندگی انقلابی خود حداقل ۵ تا ۶ بار زخمی شد. تا آنجا که می‌دانم، سه بار جایزه موفقیت دریافت کرد. اما پس از ورود به مدیریت، جایزه دریافت نمی‌شود، بلکه مسئولیت‌ها افزایش می‌یابد. یعنی در زمان فرماندهی تیم و یگان جایزه دریافت می‌شود. در تاریخ جنبش ما بسیاری از فدائیان ارزشمند و قهرمانان شجاع ظهور کرده‌اند؛ یکی از آنها شوان گَوَر است. او عمیقاً به ارزش‌ها، به خط مشی رهبر آپو، به ارزش‌های جنبش و شهدا پایبند بود. به یاد دارم که وقتی انتقاد از خود می‌کرد، اشک از چشمانش سرازیر می‌شد. انتقاد از خود می‌کرد، کاستی‌های خود را نقد می‌کرد. می‌خواست هر مأموریتی که به او داده می‌شد را به انجام برساند. او احساس رفاقت بسیار قوی داشت. یک رفیق بسیار محترم بود. با تواضع خود به همه احترام می‌گذاشت. تعهد عمیقی به ارزش‌ها، آرمان و خط مشی داشت. یعنی رفیقی بود که هر کاری از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد.

مردم گَوَر ما باید از چنین فدائیانی صیانت کنند

البته هر کس در سطح مشخصی است و رفیق شوان نیز چنین بود. اینها را به این دلیل نمی‌گویم که او به شهادت رسیده است؛ نه، اینگونه نیست. او هر کاری از دستش برمی‌آمد با توجه به توانایی خود انجام می‌داد. وقتی به تاریخ مبارزه و مقاومت ۳۰-۳۱ ساله او نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که او از مناطق بسیاری عبور کرده و فداکاری‌های بزرگی از خود نشان داده است. بدون شک، ریشه این امر در میهن‌دوستی عمیق منطقه گَوَر است. مردم گَوَر ما باید از چنین فدائیانی صیانت کنند. باید آرمان آنها را در آغوش بگیرند. باید بیشتر از آنها صیانت کرد و به چنین فدائیانی افتخار کرد. واقعاً باید به چنین مبارزان ارزشمند، صادق، پاک و خدمتگزار به مردم افتخار کنند. وقتی چنین قهرمانانی از یک منطقه ظهور می‌کنند، آن منطقه قطعاً باید به آنها افتخار کند. دشمن نیز از میهن‌دوستان گَوَر، جولَمِرگ و آن خط بسیار می‌ترسد. حتی دشمن بزرگترین حملات را انجام داده و عوامل کُنترایی را به کار گرفته تا این میهن‌دوستان را متفرق کند و از پیوستن آنها به صفوف جنبش ما جلوگیری کند.

همانطور که می‌دانید، بسیاری از افراد، به ویژه میهن‌دوست ارزشمند ساواش بولدان و بسیاری دیگر به این شیوه به شهادت رسیدند. چرا؟ برای ترساندن مردم و وادار کردن آنها به عقب‌نشینی. اما دیدیم که به ویژه در جولمرگ و گَوَر، برعکس، یک ظهور شجاعانه به نمایندگی از جوانان گَوَر رخ داد. یک ظهور بسیار بزرگ بود. رفقای ارزشمند بسیاری وجود دارند که می‌توان نام برد، مانند رفیق رستم (یوجَل زیدان)، عگید جویان، وَلات هَرینکی، رزگار گَوَر، بَرچَم جیلو و روژین درسیم، گَوَر اَردَم، عَلی گَوَر و علی کانی روژ. به عنوان مثال، باگر گَوَر با ۳ رفیق خود عملیات فدایی انجام داده است. این رفقا قهرمانان شجاع گَوَر هستند. یکی از این قهرمانان، رفیق شوان گَوَر است که ما او را در سطح فرماندهی اعلام کردیم. همچنین رفیق رونی باز گَوَر است که در جایگاه نماینده و پیشگام جوانان است. رفیق رونی نیز به عنوان پیشگام در پیوستن جوانان ظاهر شد.

من می‌خواهم چند نکته درباره رفیق رونی نیز بگویم؛ رفیق شوان گَوَر کسی بود که به عنوان نماینده مردم گَوَر به صفوف جنبش پیوست. به همین ترتیب، رفیق رونی نیز به عنوان نماینده جوانان به صفوف پیوست و بدین ترتیب به یک پیشگام در کنفدرالیسم جوانان کوردستان تبدیل شد. هماهنگی آنها وظایف سطح بالا را در جنبش ما بر عهده گرفت. یعنی هم رفیق شوان و هم رفیق رونی به عنوان فرزندان منطقه گَوَر و جولمرگ با ریشه‌های میهن‌دوستی بزرگ شدند و به این ترتیب نقش‌های پیشگامانه‌ای در جنبش ایفا کردند. چه چیزی در شخص رفیق شوان و رفیق رونی برجسته است؟ به ویژه رفیق شوان هرگز به مدرسه نرفته بود. وقتی به میهن‌دوستی جولمرگ، شَمزینان و گَوَر نگاه می‌کنیم، یکی دیگر از نمایندگان آن، رفیق تِکوشَر بود؛ اصالتاً اهل شَمزینان بود اما در گَوَر بزرگ شده بود.

ما رؤیاها و اهداف شهدای خود را محقق خواهیم کرد

یعنی، نقطه مشترک این رفقا چیست؟ میهن‌دوستی عمیق است. وقتی این رفقا با اندیشه‌ها و خط مشی رهبر آپو آشنا می‌شوند، با فلسفه آپویی متحد شده و به قهرمانان بزرگی تبدیل می‌شوند. این واقعیت در شخص رفیق شوان به وضوح آشکار می‌شود. یعنی به عنوان یک کارگر به سازمان پیوست و عضو کمیته مرکزی پ‌ک‌ک شد. یعنی فلسفه رهبر آپو یک انسان را به چنین پیشگام بزرگی تبدیل می‌کند. همین امر در مورد رفقای زن نیز صدق می‌کند؛ به عنوان مثال، می‌توانیم از بَرچَم، روژبین و بسیاری دیگر از رفقای زن ارزشمند آن منطقه نام ببریم. ما نمی‌توانیم نام همه آنها را در اینجا بیاوریم اما این رفقا به صورت نمادین نماینده همه آنها هستند. یعنی زن کورد می‌تواند بر اساس اندیشه‌ها و تفکرات رهبر آپو خود را آموزش داده و فدائی شود. این در عمل ثابت شده است. زنان شجاع به این ترتیب از این سرزمین‌ها برخاستند.

این وضعیت در تاریخ جنبش ما صدها و هزاران بار ثابت شده است. چنین مقاومت‌هایی در شخص این رفقا توسعه یافته و آینده مردم ما، آینده مردم کورد را ساخت. مردم ما و ما امروز می‌توانیم با مبنا قرار دادن این فدائیان، خود را بازآفرینی کنیم. مردم ما می‌توانند به این ترتیب در دوره جدید و در ساختار جمهوری دموکراتیک خود را به یک نیرو و اراده تبدیل کنند. به همین دلیل همیشه باید از فدائیان خود صیانت کنند. ما نیز به عنوان رفقای این فدائیان، همیشه مدیون آنها خواهیم بود. قول می‌دهیم که به خط مشی آنها و خط مشی رهبر آپو پایبند باشیم. ما رؤیاها و اهداف آنها را به واقعیت تبدیل خواهیم کرد، یاد آنها را زنده نگه داشته و آنها را جاودانه خواهیم ساخت. بر این اساس می‌گویم: شهیدان نمی‌میرند، شهیدان نمی‌میرند.»