خالد احمدیان؛ کولبری که در اثر تیراندازی نیروهای انتظامی بینایی‌اش را از دست داد + [ویدیو]

شبکە حقوق بشر کردستان در مصاحبە اختصاصی با یکی از کولبرهای روژهلات کردستان بە نام خالد احمدیان، از شلیک نیروهای مرزبانی بە سر وی و کورشدن چشمان این جوان سخن بە میان آوردە است. این مرکز در ادامە گفتگو چگونگی زخمی شدن خالد و همچنین وضعیت فعلی ...

شبکە حقوق بشر کردستان در مصاحبە اختصاصی با یکی از کولبرهای روژهلات کردستان بە نام خالد احمدیان، از شلیک نیروهای مرزبانی بە سر وی و کورشدن چشمان این جوان سخن بە میان آوردە است. این مرکز در ادامە گفتگو چگونگی زخمی شدن خالد و همچنین وضعیت فعلی وی را با هم‌میهنان در میان گذاشتە است. خبرگزاری فرات این خبر را عینا بازنشر می‌کند

غروب روز «چهارشنبه ۴ اسفندماه» سال گذشته در نزدیک «روستای دلاوان» از توابع شهرستان پیرانشار چندین کولبر که فاقد بار بوده‌اند در فاصله نزدیک از سوی نیروهای انتظامی بدون اخطار قبلی مورد هدف تیراندازی قرار می‌گیرند که در جریان این تیراندازی  یک گلوله به چشمان، خالد احمدیان اصابت کرده و در نتیجه آن یک چشم او تخلیه شده و چشم دیگرش نیز بینایی‌اش را از دست داده است.

 

«خالد احمدیان»، «متولد ۱۳۶۹»، «روستای دهگرجی» از توابع شهرستان اشنویه ( شنو ) «متاهل» و «دارای دو فرزند» به نامهای «حدیث، دو ساله» و «محمد سامی، یک سالە» می‌باشد. او در گفتگوی اختصاصی با شبکه حقوق بشر کُردستان، اعلام کرد که آن شب اولین باری بود که برای کار کولبری به مناطق مرزی می‌رفته و در حالی که فاقد هر گونه باری بوده بدون اخطار قبلی و از فاصله نزدیک مورد هدف تیراندازی نیروهای انتظامی قرار گرفته است.

 

این کولبر در خصوص زخمی شدنش گفت:“ من به تازگی مغازه پوشاک فروشی را باز کرده بودم و برای تامین پوشاک مغازه تصمیم گرفتم به مرز برم. غروب ساعت ۱۹ روز چهارشنبه ۴ اسفندماه سال گذشته به روستای دلاوان رسیدم و در آنجا به ۵ کولبر اهل این منطقه ملحق شدم و به  به سمت کوهستان بالای روستا حرکت کردیم. تازه از روستا خارج شده بودیم و در یک سربالای در کمین نیروهای انتظامی قرار گرفته و در فاصله حدودا ده متری از نیروها، اولین شلیک به سر من اصابت کرد و همان لحظه چشمانم سیاه شد و دیگه هیچ چیزی ندیدم. از ترس نمی‌دانستم چکار کنم و در آن شب سرد و برفی از ترس جانم فرار کردم و در خودم را در کنار پنهان کردم و بقیه کولبران هم فرار کردند.”

 

 

خالد احمدیان به همراه دخترش

وی ادامه داد،“ همچنان صدای تیراندازی شنیده می‌شد و من هم خود را پنهان کرده بودم تا حدود یک ساعت گذشت، هیچ جایی را نمی‌دیدم و به خاطر اینکه احساس می‌کردم دارم بیهوش می‌شوم از آنجا پا شدم، دوباره در میان برف و سرما خودم را از آن محل دور کردم. دو ساعتی گذشت و من موبایل را از جیبم بیرون آوردم و شانسی توانستم یک شماره بگیرم، از دوستم خواستم به برادرم خبر بده که فوری با من تماس بگیرد. برادرم تماس گرفت و بهش اطلاع دادم زخمی شده‌ام و گلوله به چشمم اصابت کرده و الان نمی‌دونم کجام و ازش خواستم به همراه خانواده به منطقه بیان و من رو پیدا بکنند. برادر و پدرم به همراه تعدادی از آشنایان به روستای دلاوان آمده و شروع به جستجو من کردند بعد از دو ساعتی از طریق فریاد متوجه صدای آنان شدم و برادرم با من تماس گرفت و من هم اطلاع دادم که متوجه صدای آنها شده‌ام و با تلفنی و فریاد عاقبت خودشون رو به من رساندند و من رو پیدا کردند. آن شب خدا رحم کرد، اگر نه کشته می‌شدم.”

 

این کولبر در خصوص وضعیت چشمانش گفت:“ گلوله به چشم سمت راست اصابت کرده و  دکترها اول گفتند باید هر دو چشم تخلیه شود ولی بعدا یه دکتر دیگه گفت این جوان است و نباید چشم دیگه‌اش را تخلیه کرده و باید دست نگه داشت و دوباره براش تلاش کرد. الان چشم راستم تخلیه شده و چشم سمت چپم هم نابینا شده است. همان شب نیز که گلوله به چشم اصابت کردم با لمس کردن چشم متوجه شدم چشم راستم بیرون آمده است.”

 

پدر این کولبر نیز با صدای بغض گرفته به شبکه حقوق بشر کُردستان گفت:“ آن شب گلوله از نزدیک ابرو به چشم راستش اصابت کرده و از چشم چپش خارج شده است. بعد از اطلاع از زخمی شدن پسرم خودمان به آنجا رفته و پسرم را پیداش کردیم و به بیمارستان اشنویه منتقل کردیم. به دلیل شدت جراحات به بیمارستان اورمیه منتقل شده و یک شب آنجا بستری بود و دوباره از آنجا نیز با آمبولانس به تهران منتقل کردیم و یک هفته در یکی از بیمارستانهای تهران بستری شد.”

 

وی در خصوص شکایت از نیروهای مرزبانی گفت: ما نمی‌دونیم چکار کنیم چون هنگ مرزی  ما رو صدا کرد و اعلام کرده ما شلیک نکردیم و خبری از این قضیه نداریم و این در حالی است که پسرم آنها را دیده و از فاصله نزدیک به او شلیک کرده‌اند. چون گلوله از چشمانش خارج شده است. الان هم نمی‌دانم این نیروهای اونجا عمدی او رو رها کرده‌اند یا پسرم بعد از زخمی شدن از ترس جانش فرار کرده است، فعلا که وضعیت پسرم اینطوریه و نیاز به کمک داریم و کسی در این باره پاسخگو نیست. قبلا پسرم یه جای دیگه زندگی می‌کرد. الان دیگه برگشته خانه خودم در روستای دیگورجی و همراه خانواده‌اش با ما زندگی می‌کنه.”

 

افراد و نهادهای خیری که تمایل به کمک به این کولبر دارند، می‌توانند کمک مادی خویش برای معالجه این کولبر را به حساب بانک پدر ایشان به نام حسن خالدیان واریز نمایند.

 

شماره کارت: ۶۰۳۷۷۰۱۱۵۶۷۵۵۳۴۷ - بانک کشاورزی، به نام حسن خالدیان