لازم است هر شهروند کردستان از ماهیت احزاب پیرامون خود آگاە باشد. یکی از رویکردهایی کە باید از آن آگاە باشیم حزب دمکرات کردستان عراق (پ.د.ک) است. فلسفە وجودی این حزب چیست؟ اهداف این حزب کدامند؟ پ.د.ک بە کدام نیروها تکیە کردە است و در کردستان چە اقدامات [و یا دستاوردهایی] را کسب کردە است؟ و ...

واکنشها بە حملە ۲۵ آوریل ۲۰۱۷ هواپیماهای جنگندە ترکیە بە نیروهای ی.ب.ش/ه.پ.گ در شنگال و قرارگاە یگانهای مدافع خلق در قرچوخ در سطح ملی، منطقەای و بینالمللی همچنان ادامە دارند
پس از سخنان طیب اردوغان –رییس جمهوری ترکیە- کە گفت:"ما پ.د.ک و جناب آقای بارزانی را [از حملەهای هوایی ۲۵ آوریل] مطلع کردیم" همە نگاهها بە سوی پ.د.ک و مسئولین این حزب معطوف شدند. سازمان استخبارات این حزب موسوم بە پاراستن، وزارت پیشمرگ و مسئولین حکومت اقلیم با صدور بیانیەهایی حضور نیروهای پ.ک.ک د شنگال را عامل اصلی حملە جنگندەهای ترکیە عنوان کردند. از دیدگاە این جریانها حملە نیروهای اشغالگر بە خاک کردستان مشروع است اما حضور نیروهای یک حزب کردی نامشروع است. با توجە بە این تفکر در قتلعام ۱۹۲۵-۱۹۳۸ دولت ترکیە هیچ گناهی مرتکب نشدە است، بلکە شیخ سعید پیران و سید رضا درسیمی مسئولند. این طرز تفکر بە ما میگوید کە رژیم بعث سرنگون شدە صدام در جنایت انفال و هلبجە مسئول نیست و در حقیقت طالبانی و بارزانی مسئول این فجایع هستند. ذهنیت مذکور میگوید کە در فروپاشی جمهوری مهاباد و اعدام پیشوا قاضی محمد رژیم پهلوی مسئول نیست، در اساس خود قاضی محمد و خلق کرد مسئولند. بلە با این حساب در قتلعام قامشلو هم کردهای روژاوا مقصرند نە رژیم بعثی بشار اسد.
هم حملە دولت ترکیە و هم سخنان مسئولین پ.د.ک کە حمایت آشکار از هجوم دولت ترکیە بە حضور پ.ک.ک در افکار عمومی کردستان و سازمانهای کردی بە نگرانیها دامن زد
بسیاری در مورد تدارکات ارتش ترکیە و آغاز حملە هوایی و زمینی رژیم ترکیە بە روژاوا، شنگال و مناطق حفاظتی مدیا سخن بە میان آوردند. مدارک و اسناد فراوانی منتشر شدند کە حاکی از زمینەسازی برای ترور مسئولین پ.ک.ک بودند. در رسانەها هم علنا اعلام شد کە دولت ترکیە تنها قادر بە انجام چنین کارهایی نخواهد بود و مسئولین پ.د.ک و سازمان پاراستن در انجام دسیسەها با رژیم ترکیە همکاری میکنند. پ.د.ک مدارک امنیتی را در اختیار ارتش ترکیە قرار دادە است و مسعود بارزانی شخصا با رؤسای عشایر و معتمدین ایزدی نشستی را در اوایل تابستان سال گذشتە برگزار کرد و از آنان خواستار مشارکت در جنگ علیە پ.ک.ک شد.
هدف چیست؟
خلق کرد و افکار عمومی کردستان امروز برای پاسخ بە این پرسش لحظە شماری میکنند کە هدف پ.د.ک از این اقدامات چیست. سیاستهای پ.د.ک از سوی برخی احزاب و جریانهای "غیرقابل درک" عنوان میشود. سازمانها، جنبشها و احزاب هر چهار بخش کردستان بر روی مبانی مشترک و مطالباتی گردهم میآیند. تنها یک نقطە مشترک را هم کە داشتە باشند بدون شک آن است کە علیە همدیگر بە دولتهای اشغالگر پناە نمیبرند و بە جای آن سعی در گسترش رابطە با احزاب کردی را امتحان میکنند. در چنین شرایطی سئوال اینجاست کە چرا حزب پ.د.ک و ضمیمەهای آن تا این حد سرنوشت خود را تا این سطح با استعمارگری رژیم ترکیە گرە زدەاند و از خلق کرد و احزاب کردستانی رویگردان شدەاند؟ کدام نیرو و یا دیدگاە، کدام سیاست و استراتژی/تاکتیک پ.د.ک را بە چنین کاری وادار میکند؟ پ.د.ک با وجود اعتراض وسیع خلق وجود نیروهای ارتش ترکیە در جنوب کردستان را نادیدە میگیرد، چرا از حضور نیروهای پ.ک.ک تا این اندازە نگران است؟
این سئوالی است کە بە ذهن انسان کرد [حتی آنانی کە بە پ.د.ک هم رأی دادەاند] خطور کردە است.
برای پاسخ بە این پرسشها نمیتوان تنها بە منافع حزبی و یا رسیدن بە اقتدار، منافع عشیرەای و یا منافع اقتصادی تکیە کرد، باید دلایل قابل قبول و مهمتری وجود داشتە باشند کە پ.د.ک را بە اتخاذ چنین سیاستی وادار کردە است.
در گام اول برای جواب بە این سئوالات باید بە فلسفە وجودی حزب دمکرات کردستان عراق (پ.د.ک)، اهداف آن، تکیەگاە[های] آن و نقش آن در تاریخ کردستان پرداختە شود.
اگر کە گفتە شود پ.د.ک حزبی کردستانی نیست بسیاری از افراد و گروهها اعتراض خواهند کرد اما در ادامە بخشهای این سلسلە مقالات خواهیم دید کە حزب دمکرات کردستان عراق برای نابودی هویت و ایستار مستقل انسان و جامعە کرد در سالهای ۱۹۲۵ تشکیل شدە است و در سال ۱۹۴۵ هم اعلام موجودیت کردە است. اگر چە بسیار دردناک است اما باید قبول کرد کە منافع پ.د.ک و رهبران آن تنها در صورت بە حاشیە راندن خطمشی آزادیخواهانە کردها متحقق خواهد شد. سازماندهی مذکور تا چە حدی در این راستا موفق عمل کردە باشد بە همان اندازە هم خود را ارتقا دادە است. ایستار پ.د.ک بجز انجام وظیفە محولە چیز دیگری نیست.
اگر بە سیستم مدیریتی پ.د.ک نگاە کنیم خواهیم دید کە این حزب را باید وادار بە پیروی خطمشی دمکراتیک و کردستانی نمود، البتە با تمام کوششی کە در این راستا نیاز داریم اما باید نیک بدانیم کە بسیار مشکل است کە در این کار موفقیتی کسب کنیم. در وضعیت جاری [خصومت علنی و آشکار با مقاومت خودمدیریتی در شمال کردستان، مخالف و اعلام دشمنی با حضور پ.ک.ک در شنگال، خصومت ریشەای با پژاک و دشمنی آشکار و علنی با انقلاب روژاوا] کە بە استراتژی پ.د.ک و رهبران آن بجای ایجاد رابطە مبدل شدە و خواهان نابودی زمینەهای مبارزە خلق کرد برای دستیابی بە آزادی است. این امر بە خوبی نشان میدهد کە پ.د.ک و رهبری آن تا چە حد از توافق دمکراتیک فاصلە گرفتەاند. بە همین دلیل هم تنها یک گزینە باقی میماند. گزینەای کە برای کردها دردناک است؛ جنگ. تحولات روزانە ما را بە سوی این تنها گزینە باقیماندە سوق میدهد.
بە همین دلیل هم انتظار اتخاذ واکنشی ملی از سوی پ.د.ک تنها خوشبینی محض خواهد بود. اما اتخاذ واکنشی برعکس آنچە گفتیم با فلسفە وجودی پ.د.ک منطبق است. اگر بە ایستار حزب دمکرات کردستان عراق از روز تأسیس تا بە امروز در قبال هر چهار بخش کردستان نگاه کنیم با واقعیت مذکور روبرو خواهیم شد. در تحلیل خود در این رابطە در نظر داریم کە بە واکاوی تاریخ بپردازیم و سیاستهای امروز پ.د.ک را بیشتر بشناسیم.
وضعیت تشکیل پ.د.ک را میتوان با وضعیت تشکیل حزب جمهوریخواە خلق (ج.ه.پ) در جمهوری ترکیە مقایسە کرد. همانطور کە پس از فروپاشی سلطنت عثمانی و واگذاری بالکان، اژە، دریای سیاە، موصل-کرکوک چگونە بە جمهوری کوچکی رضایت دادند، پ.د.ک هم در قبال دست کشیدن از کردستان بە ایجاد دولتی کوچک در جنوب کردستان رضایت میدهد. پ.د.ک در آغاز تأسیس خود در دیدار با نیروهای امپریالیست پیماننامەای را در این راستا بە امضا رساندە است. همچنان کە در آناطولی ملیگرایی ترکیە بنیان گذاشتە شد، بە آسانی میتوان گفت ملیگرایی کُرد در جنوب کردستان [میتوان آنرا ملیتپرستی سفید کُردی هم نامید] از سوی خانوادە بارزانی تشکیل شد.
نیروهای امپریالیسی کە در سالهای مابین ۱۹۲۵-۱۹۴۰ بە قتلعام کردها پرداختند، از سوی دیگر بە تقسیم کردستان با توسل بە زور در سال ۱۹۲۶ بسندە نکردند و این بار با تشکیل بخشی بە نام کردستان زمینەهای نژادپرستی کردی را فراهم کردند تا با این شیوە موقعیت نیروی رهایی بخش را بە در اختیار این جریان قرار دهند. رهبر خلق کرد –عبداللە اوجالان- این وضعیت را اینگونە تعریف کرد؛ همچنانکە ج.ه.پ زمینەهای دولت- ملت تُرک [نژادپرستی] را ایجاد کرد بە همان شیوە هم برای کردها زمینە دولت کوچکی را فراهم میآورد.
پس از تشکیل جمعیت هیوا از سوی رفیق حلمی –یکی از همکاران شیخ محمود برزنجی- در سلیمانیە، زمینەهای تأسیس پ.د.ک فراهم گردید. سال ۱۹۴۳ برضد دولت عراق قیام آغاز شد. اما دولت عراق کە از سوی انگلیسیها مورد حمایت بود بە قیام کردها حملە کرد و قیامی کە پیشاهنگی آنرا بارزانیها بر دوش گرفتە بودند سرکوب کرد. پس از این شکست مصطفی بارزانی و ۱۰ هزار پیشمرگە وی بە ایران پناە بردند. در ایران سازمان رزگاری را تشکیل دادند. این سازمان شعبە کردستان عراق جمعیت ژ.ک (جمعیت احیای کُرد-ژیانەوەی کورد) بود. از این تاریخ ببعد سازمان هیوا منحل شد و بە سازمان رزگاری پیوست.
رزگاری و سازمانهای دیگر کرد کە از اعلام جمهوری کردستان در مهاباد [در ۲۲ ژانویە ۱۹۴۶] جسارت کسب کردە بودند در ۱۶ آگوست ۱۹۴۶ حزب دمکرات کردستان عراق را تأسیس کردند. مصطفی بارزانی بە عنوان رییس حزب انتخاب شد. از سال ۱۹۷۹ هم مسعود بارزانی [پسر مصطفی بارزانی] ریاست این حزب را بدست گرفت.
قیام ۱۹۶۱
پس از شکست قیام های کُردی در سالهای پس از ۱۹۲۰ کە رهبری آنرا زمینداران و شیوخ برعهدە گرفتە بودند اینبار احزاب دمکرات کردسستان از ۱۹۴۵ خود را همچون حزبهای معاصر معرفی کردند. پس از اعدام پیشوا قاضی محمد هم مصطفی بارزانی خود نمایی کرد. پس از اظهار وجود در جمهوری کردستان در مهاباد [مصطفی بارزانی در این دورە یکی از فرماندهای نظامی است] بە جماهیر شوروی فرار کرد. در سال ۱۹۵۸ پس از انقلاب جمهوری در عراق بە این كشور بازگشت. با وجود آنکە امکان توافق وجود داشت اما با حمایت نیروهای بینالمللی –بویژە انگلستان و ترکیە- در سال ۱۹۶۱ با حکومت عراق اعلام جنگ نمود. توافق ۱۹۶۴ هم پ.د.ک را تا فروپاشی سوق داد.
از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۵ بە دلیل فقدان فقدان نیروی جایگزین و ظلم رژیم بعث ، فعالیت سیاسی در جنوب کردستان نتوانست بر مبنای خط مشی مستقل کردها شکل گیرد. در مرحلەای کە آنرا گردننهادن [بە کُردی؛ ئاشتبەتاڵ] مینامد با پیشاهنگی ابراهیم احمد و جلال طالبانی علیە ریاست مصطفی بارزانی اپوزیسیون شکل گرفت و با حمایت ایران در سال ۱۹۷۵ اتحادیە میهنی کردستان (ی.ن.ک) اعلام موجودیت کرد. از این تاریخ ببعد مابین ی.ن.ک کە مورد حمایت ایران بود و پ.د.ک کە مورد حمایت ترکیە روابط متشنجی شکل گرفت.
هر دو نیرو پس از سال ۱۹۷۵ بە شیوە دو جریان سیاسی با نیروهای هژمونیک (ایالات متحدە آمریکا، انگلستان، اسراییل ، ایران و ترکیە) روابط خود را تقویت کردندو بە سوی دولت-ملت در چهارچوب فدرالیسیم گام برداشتند. بە دلیل فقدان وجود جنبش ملی مدرن از سوی کردها بخش فوقانی جامعە کردستان با راهکارهای ویژە خود (نوکری برای بیگانگان) عمل نمود و این ویژگی ذهنیتی تا بە امروز هم ادامە دارد.
در بخشهای دیگر کردستان هم ضمیمەهای پ.د.ک تأسیس شدند. ضمایم پ.د.ک در شمال کردستان در سال ۱۹۵۹ همچون گروە موسوم بە جنبش ۵۹، سپس در سال ۱۹۶۵ همچون پ.د.ک-ترکیە اعلام موجودیت کردند. سپس پ.د.ک-ت، کوک و سترکا سور تحت نظر مراکز ضدگریلا (دوایر ویژە دولت ترکیە علیە جنبش آپوییستی) فعالیت کردند. در روژاوای کردستان ضمایم پ.د.ک شکل گرفتند. پس از ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو و عبدالرحمان شرفکندی -رهبران حزب دمکرات کردستان ایران- از سوی رژیم ایران، پ.د.ک بارزانیها بر حزب دمکرات و کوملە شرق کردستان هم سایە افکند و چنان بلایی بر آنان وارد کرد کە تا امروز هم همچنان ضعیف و محدود باقی بمانند.
پ.د.ک در دهەهای ۷۰ و ۸۰ سدە گذشتە نە تنها جنبشها و گروههای چپ-سوسیالیست [کە در کردستان درصدد آغاز مبارزە بودند] را نابود کرد، بلکە در عین حال در بخشهای دیگر کردستان هم ضمیمەهای خود را تأسیس کرد. مرحلە تصفیەگری پ.د.ک بدون شک نە تنها بە احزاب دیگر محدود شد بلکە نیروهای آزادیخواە درون خود را هم تصفیە نمود. پ.د.ک بارزانیها بە شیوەای علنی دکتر شوان –سعید قرمزیتوپراک- رییس پ.د.ک-ترکیە را تصفیە نمود و اینگونە این حزب را بە دو بخش تقسیم کرد. این مورد نمونە واضح سیاستهای پ.د.ک است. بە همین شیوە در جنوب کردستان هم افراد زیادی را از میان برد.
پ.د.ک-ترکیە حین اعلام موجودیت پ.ک.ک در شمال کردستان با ادعای "اجازە فعالیت مارکسیست-لینینستها را در کردستان نخواهیم داد" اقدام بە تهدید و دسیسە نمودند. این سیاست خود را هم از جنبە سیاسی و هم نظامی بە مرحلە اجرا گذاشتند. عبداللە اوجالان –رهبر خلق کرد اعلام کردە کە در دیدار با مسعود بارزانی [سال ۱۹۸۵] در سوریە ، بارزانی آشکارا از ایشان درخواست کردە کە بە کارزار ۱۵ آگوست [آغاز جنگ نظامی علیە رژیم ترکیە] پایان دهند.
این مورد بدون شک از مبارزە سیاسی و منافع حزبی فراتر میرود و ریشەای ایدئولوژیک و اساسی دارد. پ.د.ک از روز تأسیس خود تا بە امروز در تمام کردستان نقش سازمان ناظر را با حمایت نیروهای بینالمللی بر دوش گرفتە و تحت نظارت گلادیوی ناتو همچون بخشی از آن فعالیت نمودە است. با توجە بە سیاستهای صدسالە نیروهای امپریالیست، برای تحت کنترل گرفتن خاورمیانە در سیاستهای هژمونیک مسئلە کردها نباید چارەیابی شود. اینگونە مسئلە همیشە وجود خواهد داشت و جنگ هم مداوما ادامە دارد. نقشی کە بە بارزانیها و پ.د.ک واگذار شدە است با این سیاست مرتبط است. در مقابل اما پ.ک.ک سعی در چارەیابی مسئلە کرد با راهکار صلحطلبانە دارد. این راهکار مورد پذیرش نیروهای امپریالیستی نیست. بە همین دلیل هم حملە نیروهای پ.د.ک در دهەهای ۸۰ و ۹۰ میلادی آنچنان طبیعی دیدە میشود کە امروز هم قصد تکرار آنها را دارد.
هر نیرویی با چە هدفی بە پ.د.ک کمک میکند؟
موضوع دیگری کە باید مورد ارزیابی قرار گیرد این است؛ قبل از همە ایالات متحدە آمریکا علیرغم آنکە از روابط پ.د.ک با ترکیە نگران است اما بە دلیل نقشی کە بە این حزب سپردەاند بە حمایت از آن ادامە میدهند. دولت- ملت کوچک کرد برای سیستم کاپیتالیسی یک نیاز است. اوجالان در این رابطە میگوید:"در توازن میان نیروها و دولتملتها، خاورمیانە دارای جایگاهی استراتژیک و غیرقابل چشم پوشی است. زیرا امنیت سیستم و نیاز بە انرژی نفت و بویژە فراهم نمودن امنیت اسرائیل و هژمونی آنان، برای تداوم خیال دستیابی بە دولت ملت کوچک کردها هر چە در توان داشتە باشند بە انجام میرسانند، بە این صورت یکی از حلقهای ویژە سیستمی کە در ۱۹۲۰ شکل گرفتە است دیدە میشود. در آغاز این دورە تا چە اندازەای بە دولت – ملت ترک سفید نیاز بودە است امروز هم بە همان اندازە بە دولت-ملت کرد سفید نیاز است."
همچون گذشتە امروز هم سعی بر آن است کە پ.ک.ک را وادار بە پذیرش کارکرد پ.د.ک در ایجاد دولت-ملت کوچک کرد نمایند. نیروهای بینالمللی چە در گذشتە و چە امروز میلی برای چارەیابی مسئلە کرد با نیروی ذاتی کردها و بە شکل مستقل و آزادانە نداشتە و ندارند. در اینجا باید موردی را خاطرنشان کرد: این نیروها مخالفتی با جنبشهای کردی ندارند، آنان تنها با جنبشی با کارکرد پ.ک.ک مخالفند. این نیروها با سیاستهای خود بر کردستان و دول اشغالگر کردستان درصدد ممانعت از چارەیابی مسئلە کرد و ایجاد کردستان آزاد و مستقلاند. نقشی کە در این میان پ.د.ک بر دوش گرفتە است در شرق، شمال و روژاوا سعی در تضیف مبارزە کردها نماید. بر این اساس از اوایل دهە ۹۰ میلادی حمایت از حکومت فدرال جنوب کردستان شکل گرفت و پس از مداخلە در سال ۲۰۰۳ در عراق بنیانهای دولت فدرال کردها در جنوب کردستان ایجاد شد.
پس از فروپاشی رژیم صدام حسین سیستم فدرال در قانون اساسی عراق بە رسمیت شناختە شد.
در سالهای اخیر ترافیک سیاسی مابین هولیر – آنکارا بە اوج خود رسیدە است. روابط اقتصادی چرکین میان پ.د.ک و آ.ک.پ بالغ بر میلیاردها دلار است. با این روابط تمام منابع زیرزمینی جنوب کردستان بە رژیم ترکیە واگذار شدە است. پ.د.ک در سیاستهای داخلی هم نسخە دوم سیاست آ.ک.پ را بر جنوب کردستان اعمال کرد. بە کودتای سیاسی متوسل شد. پارلمان را بە تعطیلی كشاند. وزرای جنبش تغییر را بە خانە فرستاد و با توسل بە زور خواهان تدوام حکومت خود است. پ.د.ک اجازە برگزاری انتخابات را هم نمیدهد. سیستم قضایی در جنوب را بە کنترل خود دراوردە است.
با وجود بحران سیاسی و اجتماعی در سالهای اخیر بیعدالتی توزیع درآمدها، عدم پرداخت حقوق کارمندها، بایکوت و اقدامات دیگر جنوب کردستان را بە وضعیتی بحران آمیز دچار کردە است. بە گفتە وزارت منابع طبیعی اقلیم کردستان، جنوب کردستان با وجود درآمد ماهانە ۱ میلیارد دلاری از فروش نفت، هم اکنون ۱۵ میلیارد دلار بە شرکتها و بانکهای خارجی بدهکار است. از سرنوشت میزان درآمدهای گمرک و مالیات هم نە خبری در دست است و نە کسی پاسخگوست.
جنوب کردستان نفت را بە بهای نازلی بە ترکیە هدیە میدهد، حکومت اقلیم بە تمامی بە ترکیە وابستە شدە و سیاستهای کاملا غلطی را در پیش گرفتە است. این حکومت با شکست کامل مواجە شدە است. جنوب کردستان بە شدت بە ایران و ترکیە وابستە است و در چنین شرایطی نخواهد توانست از استقلال سیاسی سخن بە میان آورد.