چند روزی بیشتر تا انتخابات ۱۲مین دوره ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا باقی نمانده است. بدونشک در حال حاضر میدان انتخاباتی مبدل به میدانی رقابتی گشته و هر کدام از نمایندگان انتخابات بخصوص ریاستجمهوری در راستای کسب آرا، آماده پایمال نمودن رقبا و مبدل نمودن یکدیگر به نردبانی برای بالا کشیدن خویش میباشند
واضح است که اینجا هدف خدمت به جامعه نیست و انتخابات و مدیریتی همراه با اخلاقی اجتماعی موضوع بحث نبوده؛ بالعکس جهت حفظ پایههای اقتدارگرای ایران بوده و دادن الفاظ راستگرایی و اصلاحطلبی به نمایندگان انتخاباتی، تنها روپوشیست برای پنهان ساختن سیمای واقعی دولت. محافظهکار باشند یا بهظاهر اصلاحطلب، هدفشان یکی بوده و خارج از اوامر رهبر ایران اگر بخواهند نیز نمیتوانند یک گام در راستای اهداف و مطالبات جامعه بردارند. متأسفانه انتخابات تنها کاری که برای جامعه میتواند انجام دهد، فریب دادن جامعه و دادن وعده و وعیدهای رنگین و دروغین بوده تا رسیدن به اهداف خویش که نشستن بر کرسی اقتدار میباشد.
زنان نیز در این راستا بیشترین آمار قربانی شدن این سیاستها را به خود اختصاص میدهند. با شرایط کنونی هرگز نمیتوان گفت که رییس جمهور در ایران میتواند در راستای منافع جامعه خدمت مینماید. رییسجمهور در ایران وسیلهایست که دولت از این طریق، سیاستهای اقتدارگرایانه و حکومتی خویش را بر جامعه تحمیل میسازد. این در حالیست که رییسجمهور همچنان که از اسمش هم پیداست، قطعاً باید نماینده مردم بوده و بجای فریب دادن خلق تحت شعارهای رفرمخواهانه، باید با اتکا بر مطالبات و پروژههای دمکراتیک، هم جامعه را مدیریت نموده و هم در برابر خطرات و تهدیدهای خارجی از آنها دفاع نمایند.
پروژههایی که "جامعه دمکراتیک و آزاد روژهلات کردستان – کودار"، جهت انتخاباتی سالم و دمکراتیک پیشنهاد نموده بود، بهترین راهکار بوده و با مشارکت ارادی خلق میتوانست مثمرثمر باشد و بهترین راهکار برای آینده ایران و تمام خلقهایش را به دنبال داشته باشد. جامعه ایران که از پتانسیلی دمکراتیک و مردمی برخوردار است، میتوانست با مدنظر قرار دادن پیشنهادات کودار جهت قشر جوان، زنان، باورداشتها و مذاهب گوناگون، خلقهای ایرانی، و افکار و اندیشههای متنوع در این کشور را به شیوهای اساسی مستحکم سازد. واضح است هر حکومتی که بر اراده و نیروی ذاتی جامعه تکیه کند و پایههای خویش را بر آن بنا نهد، فناناپذیر خواهد بود.
بجای ترویج سیاست اعدام جهت ایجاد ترس و از بین بردن بهاصطلاح جرم و فساد در جامعه، میتواند با ایجاد بستری دمکراتیک، زمینه جرم را از میان بردارد. افزایش آمار اعدام سالانه نشانه دمکراتیک بودن آن کشور نیست، بلکه اثباتیست بر فاشیسم و دیکتاتوری حاکمیت موجود و این موضوع برای دولت ایران جای خوشحالی نبوده و به مرور زمان گور خویش را با دست خویش آماده خواهد ساخت. حاکمیت ایران با شروع مرحله جدیدی از انتخابات و تنها نشاندن اشخاص جدید در ردیف نامزدهای انتخاباتی، نمیتواند مرهمی بر وضعیت موجود در ایران بگذارد. چون دیالکتیک جامعه نیز تا مدت زمانی مشخص میتواند سرکوب و سیاستهای ناعادلانه و غیردمکراتیک موجود را تحمل نماید. انفجاری که بر اثر نتیجه این سرکوب و فشار بوجود بیاید، انقلابی دیگر را در ایران به دنبال خواهد داشت؛ بخصوص عدم حضور زنان در مقام ریاست جمهوری واقعیت ذهنیت مردسالار و زنستیز، که همزمان جامعهستیز نیز بوده را بیان نموده است. در چنین شرایطی نمیتوان انتظار داشت با تغییر شخصی به شخص دیگر وضعیت ایران دچار تغییر و تحولات جدی شود.
انتخابات شورای شهر و روستا بدونشک مجزاتر از انتخابات ریاست جمهوری بوده و حداقل دارای زمینهای دمکراتیک بوده برای مشارکت تمام اقشار و افکار موجود در جامعه. اما همچنان نباید فراموش کرد که جمهوری اسلامی ایران تمام کاندیدهای انتخابات شهر و روستا را از غربال خویش عبور داده و سعی دارد که نمایندهایی مطابق با معیار دادههای خویش منتخب سازد. با این وجود، در انتخابات شورا همزمان میتوان این فرصت را یافت تا نماینده واقعی خویش را انتخاب نمود. این امر جهت مشارکت زنان نیز از زمینهای مساعدتر برخوردار میباشد.
باید بیاد داشت که حاکمیت نیز با اشراف بر این موضوع، برای اینکه تصویری مردمی و گویا داوطلبانه از انتخابات ریاست جمهوری نشان داده شود و به کشورهای خارجی و همسایه اثبات نماید که مردم ایران هنوز هم دلسوز و خواهان پابرجا ماندن نظام هستند، انتخابات شوراها و ریاستجمهوری را در یک روز قرار برگزار میکند. زیرا مهم نیست که چه تعداد آرا به صندوق انتخابات ریاست جمهوری انداخته شود؛ چنان اهمیت ندارد که مردم آن شخص را قبول داشته باشند یا نه، چون مردم بخواهند یا نه، شخصی که مدنظر رهبری ایران بوده، انتخاب خواهد شد، تنها تصویری که از ازدیاد و شلوغی مردم پای صندوق آرا در رسانهها نشان داده میشود، اهمیت دارد. این مورد را زمینهای خواهند ساخت جهت بهظاهر قوی ساختن خویش و مساعد ساختن جهت بازیهای سیاسی.
با توجه به پتانسیلی که برای دمکراتیک نمودن ایران دردرون شوراهای شهر و روستا وجود دارد، خلق ایران و بخصوص زنان در روز انتخابات باید بتوانند با آگاهی و علم بر سیاست موجود جهت انتخاب شورا پای صندوق انتخابات رفته و بتوانند شخص موردنظر خویش را نه با معیارهای دولتی، بلکه با معیارهای اجتماعی سنجیده و انتخاب نمایند. بدون شک نظام ایران سعی خواهد نمود که نامزدهای شورا را نیز تحت سیطره خویش گرفته و آنها را جهتدهی نمایند. نامزدهای شورا در شهر و روستا مسلماً باید بتواند نمایندگی خلق را بر عهده گرفته و این مسئولیت را نه در راستای منافع خویش بلکه جهت خدمت به جامعه بر عهده بگیرند. زنان بیشتر از هر قشر دیگری در جامعه بایستی در برابر این موارد هوشیار عمل کرده و اجازه ندهند که تنها همچون ابزاری برای افزایش تعداد آراء بکار گرفته شوند. بلکه در انتخابات شورا به چه کسی و برای چه رأی داده، باید با ارادهای جوهری انجام گرفته و نهایتاً رأی خود را واریز نمایند.
در انتخابات ریاستجمهوری نیز چنان که بارز و آشکار است جز بکار گرفتن زنان در مرحله انتخاباتی، هیچ خدمتی به جامعه زنان نخواهند نمود. هر رأی از طرف یک زن بر تعداد زنان اعدام گشته، زندانی، بهقتل رسیده و هیچ انگاشتن زنان در جامعه افزوده خواهد شد. مسیریست که در مراحل انتخاباتی و حتی در دورههای قبل نیز رییسجمهوری ایران طی نموده و مینماید. آینده ایران و بخصوص زنان به کجا خواهد رسید، از هم اکنون مشخص و پیشبینی شدهست. اگر تا بحال بجز وعدههای تکراری گذشته، هیچ پروژه و برنامهای جدید از لحاظ فکری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی برای زنان پیشنهاد و آشکار نگشته و بالعکس از جزئیترین حقوق زنان در جامعه نیز کاسته میشود، مشخصاً آینده زنان در ایران از وضع موجود نیز وخیمتر خواهد گشت و در راستای به کنج خانهها خزاندن از هیچ عملی دیکتارمآبانه ابا نخواهند نمود. آینده ایران و زنان و تمام خلقهای ایرانی را خود خلق و جامعه مشخص و ضمانت خواهند نمود نه دولت و دولتمردان زنستیز.
برای همین زنان هم نباید انتظار تغییر وضع موجود را از دولتمردان فاشیست داشته باشند و در این راستا آنچه که لازم بوده و باید انجام گیرد، زنان باید وارد عرصه عمل شده و برای ایجاد جامعهای دمکراتیک و آزاد، آگاهانه پیشاهنگی نموده و با اتکا به فکر و ایدئولوژیای زنانه، در تمام عرصهها ایفای نقش نموده. تنها در این صورت است که میتوانند به سیاست موجود مردمآبانه خاتمه داده و زمینهای دمکراتیک برای جامعه و تمامی زنان موجود در ایران فراهم سازند.