نامه‌ی سما کوچر قبل از عملیات فدائی

سما کوچر گریلای یژاستار که مارس سال گذشته یک عملیات فدائیانه علیه نیروهای اشغالگر ترکیه در آگری انجام داد در نامه‌ای دلایل اقدام خود را شرح داده و احساسات خود را بیان کرده است.

«روشن آشکارا» گریلای یژاستار با نام سازمانی سما کوچر در تاریخ ۳۱ مارس ۲۰۲۰ یک عملیات فدائیانه علیه نیروهای اشغالگر ترکیه در کوه آرارات انجام داد. او در نامه‌ای که دوازدهم فوریه پارسال نوشته، هدفش از این عملیات را بیان کرده است.

سما کوچر در نامه خود به حصر رهبر عبدالله اوجالان، هجوم نسل‌کشی و حملات به زنان کورد پرداخته و می‌نویسد:

"از جوانی تحمل انزوای علیه رهبر آپو را نداشتم. اکنون این نامه را نیز با همان تحمل‌ناپذیری می‌نویسم. می‌خواهم در برابر این همه نیرنگهای کثیف و انزوا یک عملیات فدائیانه انجام دهم.

اسم من روشن آشکارا با نام کد سما کوچر است. سال ۱۹۹۵ در سِرت متولد شدم. ما ۸ خواهر و برادر، ۴ دختر و ۴ پسر هستیم و من فرزند هفتم هستم. بعد از دوره آموزشی به صفوف پ.ک.ک پیوستم. طی این روند دشوار، گرم و بی‌رحمانه، تمام بشریت آزادیخواه به ویژه رهبر آپو و خلق کورد در حال ایجاد یک سیستم دمکراتیک علیه حکومت فاشیست ترکیه هستند. شکنجه‌های ناجوانمردانه و بازی‌های خائنانه بی‌وقفه علیه رهبر آپو ادامه دارد. شکنجه رهبر آپو به معنای شکنجه و توهین به تمام تاریخ بشر است. دولت آ.ک.پ و م.ه.پ و در صدر آنها قدرت‌های هژمونیک بین المللی مسئول این امر هستند.

در جنگ جهانی سوم در خاورمیانه، قدرت های سلطه‌طلب در سیاست خود با حکومت ترکیه گزینه دیگری ارائه نمی‌دهند، بنابراین هر روز با بحران، هرج و مرج، یأس و مرگ مواجهیم. کوردستان را به دو تقسیم کردند، کافی نبود، آن را به چهار بخش تقسیم کردند، این هم کافی نبود و اکنون می‌گویند چیزی به نام کوردستان وجود ندارد. خواستند خلق کورد که مقابل استعمار عصیان می‌کند را قتل‌عام و در تاریخ دفن کنند.

در سرزمین ما همچنان حصر، آزار و اذیت، تجاوز، شکنجه و مرگ ادامه دارد. البته که بی‌تفاوتی در برابر این وضع به معنای تسلیم شدن در برابر بردگی است. رهبر آپو همیشه برای روشن ساختن حقیقت و اخلاق همزیستی آزاد، راه روشنگری را در پیش گرفته است.

جنگی غیر اخلاقی انجام می‌شود

رهبر آپو راه حلی برای مشکلات خاورمیانه پیدا کرده و در حال حاضر در جزیره امرالی تحت انزوا قرار داده شده تا از آشکار شدن حقیقت این امر جلوگیری کنند. اگر تاریخ از دست رفته بازگردانده شود، نقاب سیستم برداشته خواهد شد. آنگاه چهره‌های واقعی ایالات متحده و ترکیه آشکار خواهد شد، بنابراین توطئه پانزدهم فوریه تصادفی نبود، بلکه می‌خواستند یک تاریخچه را پنهان کنند. زیرا با نگاه رهبری، تاریخ خود را تجدید و احیا می‌کند و امیال قدرت‌طلبانه حاکمان ناکام می‌ماند. زنان کورد که تسلیم برده‌داری در برابر استعمار نشدند طی تاریخ در منازعات و عصیان‌ها، وظایف مادرانه خود را انجام داده و به کوشش خود ادامه دادەاند. سال ۲۰۱۸ نیز یک زن کورد، لیلا گوون برای از بین بردن حصر متمرکز بر رهبر آپو و دفاع از اثر تاریخی ما زنان، پیشگام فداکاری شد.

کارزار شکستن حصر، نابودی فاشیسم و آزادسازی کوردستان که توسط لیلا گوون و ناصر یاغز آغاز شد، در تمام کشورهای خاورمیانه و اروپا گسترش یافت. از آنجا که این یک وظیفه وجدانی بود، همه تا جایی که توانستند این حرکت را پیش بردند. در جریان اعتصاب غذا در سیاه چال‌ها، هشت رفیق، قهرمانانه به شهادت رسیدند. اوغور شاکار برای ادای وظیفه میهنی خود در اروپا بدنش را به آتش کشید و به شهادت رسید. روزه مرگ کادرها، حکومت ترکیه را با بیچارگی بزرگی مواجه کرد.

آنها می‌خواستند مثل همیشه پای رهبری را بگیرند و به این وضع پایان دهند. رهبری بار دیگر نقش و مسئولیت خود را بر عهده گرفت. با ارسال عشق، سلام و آرزوی موفقیت برای همه اعلام کرد که اقدام شما به هدف خود رسیده و برای انجام اعتراضات دمکراتیک فراخوان داد. پس از برقراری این تماس، اعتصاباتی که به هدف خود رسیده بودند خاتمه یافت. بلافاصله پس از آن، حکومت ترکیه دوباره چهره کریه خود را نشان داد و عملیات نظامی علیه عفرین، شنگال، مخمور، قندیل، مناطق حفاظتی مدیا و شمال کوردستان را افزایش داد. جنگی غیراخلاقی به راه انداخته ولی اگر متکی به فناوری و پرواز ۲۴ ساعته هواپیماهای بدون سرنشین نبود حتی نمی‌توانست یک قدم بردارد. حکومتی که با حقیقت جنگ آشناست وقتی چنین هراسان و پرخاشگر شده باشد یعنی به پایانش نزدیک است.

برای عملیات احساس آمادگی می‌کنم

حتی وقتی کودک بودم و نمی‌توانستم به درستی هدف خود را درک کنم، قادر نبودم اسارت رهبری را تحمل کنم و تاکنون این عدم تحمل را تجربه می‌کنم.

این بی‌تحملی ۲۴ ساعته با من بود اما صبور بودم. بدنبال توطئه پانزدهم فوریه در سال‌های اخیر منزوی‌سازی در امرالی به یک گره کور بدل شد.

وقتی حکومت ترکیه، سیاست، دمکراسی و همزیستی آزادانه را درک نکند، ما حق داریم انواع اقدامات را انجام دهیم. البته جای تردید است که چقدر این اقدامات را درک خواهد کرد. چون در این دوران غنی، او فقط چشم خود را به قدرت بسته، بنابراین کور و عقیم مانده است.

دور سراسر ترکیه را دیواری کشیده و آن را به زندان بدل کرده. در این زندان هم هزاران زندان ساخته و هر خانه یک زندان است. هرکسی که تسلیم استعمار نشود، می‌خواهد که زهر بنوشاند. من می‌خواهم کابوس شب‌های سیاه دشمن در برابر این سیاستهای کثیف باشم و با عملیات موفقیت‌آمیز خودم به منزوی‌سازی در امرالی، توهین به والاترین ارزش‌های رهبر آپو و نیست‌انگاری زنان، پاسخ دهم.

خودم را برای انجام این عمل آماده می‌بینیم و آن را در فرایند کنونی ضروری می‌دانم. می‌خواهم راه شهیدانمان زیلان، سما، ویان، آرین، دوغا، زنار، ارش، آندوک و ده‌ها قهرمانی که نامی از آنها نمی‌نویسم را در این مسیر مقدس ادامه دهم. بعضی اوقات به آن فکر می‌کنم، از زمان اولین کلمه‌ای که برای آزادی از دهانتان بیرون می‌آید، از زمانی که گفتید "کوردستان مستعمره است" تاکنون برای آزادی علیه استعمار می‌جنگید.

شما بخصوص از رویكرد بی‌حقوقی زنان متنفر و خشمگین بودید. زندگی بدون زن نمی‌تواند باشد. اگر معنای زندگی زن است، پس زن حرف اول را می‌زند.

گفتید زن آزاد، کشور آزاد، مرد آزاده. با این فلسفه، زن زنده شد و به وجودش پی برد. او در صفوف پ.ک.ک بزرگ شد، جنگید، زیبا شد و با قدرت خویش می‌جنگد. ما حقیقت خود را در حقیقت شما پیدا کرده‌ایم، حتی اگر کمی باشد. زنی که نمی‌توانست حرفی بزند، امروز در مورد سیاست روی میز می‌نشیند و دنیا را به چالش می‌کشد. آن‌ها آقایانی را که با موضع رادیکال خود تسلیم ذهنیت فئودالی شده‌اند، به سفره آزادی دعوت می‌کنند.

می‌خواهم خودانتقادی را در عمل انجام دهم

رهبرم،

شما در مورد ما بسیار کنجکاو بوده‌اید و از ما انتظاراتی دارید. می‌خواهم اینگونه به آنها پاسخ دهم. کنجکاوی شما مسیر را برای ما روشن می‌کند و منبع روحیه می‌شود. بازتعریف افراد بزرگ و آزاده‌ای مثل شما کمی دشوار است. من زندگی با آرزوی شما را به عنوان یک پدیده ایدئولوژیک در نظر می‌گیرم. لحظاتی هستند که برایشان دلتنگی می‌کنم، به آنها فکر می‌کنم.

وقتی مروری بر خود می‌کنم پاسخی به خیلی چیزها می‌یابم. به خصوص سخت ترین اوقات من زمانی است که اسارت شما اینقدر طولانی می‌‌شود. در حضور شما صادقانه خودانتقادی می‌کنم زیرا وظایفی که به عنوان یک شخص به من محول کرده‌اید هنوز به سطح مورد نظر شما نمی‌رسند.

من خودانتقادی زیادی به دلیل حصری که بر روی شماست انجام داده‌ام. با این عملیات می‌خواهم انتقاد از خود را عملی کنم.

معتقدم دفاع از ارزش‌های مورد بحث شما همان دفاع از کوردستان آزاد به عنوان بزرگترین رویایی است که مردم ما با آن زندگی می‌کنند. پاسخ شهدای قهرمان ما این بود که برای آزادی رهبری، خلق و میهن در برابر فاشیسم جان‌فدایی کردند. شما افرادی مانند سما، زیلان، ویان، مظلوم، چاران، آرین، زنار، ارش، آندوک و دوغا را از عدم به وجود آوردید.

رهبرم، این یک اقدام احساسی نیست. رویای شما یک کوردستان آزاد است که اکنون با فرهنگ تجاوز زندگی می‌کند، مادران صلح ما در خیابان‌ها لگدمال می‌شوند و دختران جوان هر روز با تجاوز روبرو می‌گردند. من می‌خواهم بدهی‌ام را به همه آنها بپردازم. من عشق، سلام و بهترین آرزوهایم را به رهبرم تقدیم می‌کنم که نزدیکترین اما دورترین من است.

پیش از هرچیز از خودم گلایه می‌کنم که جدا از این عملیات نمی‌توانم اقدام بزرگتری به شما هدیه کنم. من به عنوان یک دختر جوانتان باید با مأموریتی که رهبر آپو برایمان معین کرده بود با موفقیت بیشتری مقابلتان می‌آمدم، نه فقط با یک عملیات.

این نظر به معنای دست کم گرفتن نیست، اما شما دوست دارید رهبر آپو را از نزدیک لمس کنید نه از نظر جسمی دور. و هر روز با این خواب می‌خوابی و بیدار می‌شوی. موضوعی که رهبری مورد انتقاد قرار داد این است که اگر رفاقت شما قوی بود، شاید شما نظام امرالی را نابود می‌کردید و اکنون رهبری در میانتان بود. نه یک رویا. اما این را به عنوان یک سرنوشت در نظر نگیرید. هر مکانی که از رهبر آپو یاد می‌شود باید جای مقاومت و آزادی باشد. اول از همه‌، خود را در ایدئولوژی رهبر آپو توسعه، آموزش و سازمان دهید.

وقتی درک کردید که چقدر متحمل رنج، سرکوب، ذبح و بردگی می‌شوند، وقتی که قادر به تفکیک راستی و دروغ، درست و غلط، فقیر و ثروتمند و زندگی طبیعی و سرمایه‌داری شدید، آن وقت خود را بیشتر نزدیک رهبر آپو خواهید دید.

این ایدئولوژی رهبر آپو است. آفرینش زن آزاد، میهن آزاد، مردم آزاد و مردان آزاد. این برای ساختن یک زندگی دمکراتیک است. خلق کورد پس از شکل‌گیری پ.ک.ک مقاومت کرد و به آگاهی دست یافت. اما در برابر سیستم و ذهنیت امروز کافی نیست. جنگی که در خاورمیانه رخ می‌دهد بیشترین تأثیر را بر خلق کورد داشته است. برای همین بوده که خلق کورد بیشترین مبارزه علیه سیستم را انجام می‌دهد و کسانی را که خواهان آزادی هستند هدایت خواهد کرد. هرچه خاورمیانه با غنا و محاسن خود شناخته شود اما از طرفی به همان اندازه فئودالی و سلطه گری در آن مسلط است. تنها راه غلبه بر آنها رهبر آپوست. تقدیرگرا و احساساتی نباشید. این رویکرد، شما را به راه حلی نمی‌رساند. شما می‌بینید که حکومت‌ها و به ویژه ترکیه خونخوار هستند و فرزندان شما را مقابل چشمانتان زنده به گور می‌کنند.

زورشان به پ.ک.ک نمی‌رسد بنابراین خشم خود را بر مردم خالی می‌کنند. پ.ک.ک در میان مردم سازمان یافت و برای مردم می‌جنگد. رهبری حزب را نه تنها برای کوردها، بلکه برای تمام اقشار جامعه که این سیستم را قبول ندارند آغاز کرد. او عمر خود را برای زندگی دمکراتیک در کوردستان آزاد فدا کرد. برای آشکار کردن حقیقت تاریخ، رهبری در زندان بدون حتی یک ثانیه وقفه به مبارزه و مقاومت ادامه می‌دهد. این موضعگیری همیشه قدرت ما را تقویت کرده و راه ما را روشن کرده است. او دوباره اجساد مرده را زنده کرد. او بشارت تاریخ از دست رفته را به ذهنیت و فرمانروایان پنج هزار ساله داد.

بیایید تمام توان خود را کنار هم بگذاریم و جنگ خود را قویتر کنیم تا بتوانیم از این میراث محافظت کنیم. از نفرت خود علیه اسارت رهبر آپو بمبی بسازید و در مغز دشمن منفجر کنید. اکنون وقت آن است. هر روز و هر سالی که بگذرد از عمر رهبر آپو کاسته می‌شود.

اکنون وظیفه ماست که شانه به شانەی هم، قلبمان را در مشت قرار دهیم و این حصر را بشکنیم.

نترسید، هرچه دشمن حمله کند بدانید که همانقدر می‌ترسد. او می‌کشد، به زندان می‌اندازد، می‌کوچاند و هر آنچه بتواند انجام می‌دهد اما ما باید این را خوب بدانیم چون او دارای یک ایدئولوژی اساسی نیست در جایی خواهد ایستاد.

امید ما بیش از هر زمان دیگری بوده و نزدیکتر به آزادی هستیم. به عنوان یک دختر کورد به شما افتخار می‌کنم. سعی می‌کنم موثرترین عملیات را انجام دهم تا لیاقت شما را داشته باشم. چشم بچه‌های کوچک را می‌بوسم و سلام و محبت خود را برای بزرگ‌ترها می‌فرستم. برای همه شما آرزوی موفقیت می‌کنم.

به رفقای زن و مرد خود...

قبل از همه، من تحت تأثیر رفاقت، ارزش و میزان عشق ایجاد شده توسط رهبر آپو در پ.ک.ک قرار گرفتم. می‌توانم بگویم که من در اثر معیارهای رفاقت، قوی‌تر و محکم‌تر و دلسوزتر شدم. اگر سقوط کرده‌ترین افراد در صفوف پ.ک.ک بازآفرینی می‌شوند که در هیچ جای دیگر نمونه آن نیست، و اگر بهترین فرماندهان و رزمندگان پدیدار می‌شوند و اگر تا آخرین قطره خون خود می‌جنگند و قهرمانانه به شهادت می‌رسند، پس این عالی‌ترین و مقدس‌ترین رفاقت است. رهبر آپو این سازمان را سازمان شهدا می‌نامد. سازمان ما خود را با خون و بدن‌ها ایجاد کرده است. ایجاد یک همراهی واقعی دشوار است زیرا یک واقعه ایدئولوژیک است. اگر ما از نظر فلسفی و عقیدتی ۲۴ ساعته با رهبر آپو زندگی نکنیم، نمی‌توانیم رفیق باشیم. ما نه می‌توانیم به خود، نه به مردم، نه به رهبر و شهدای خود پاسخ دهیم.

رفاقت ما موضع ارزان را قبول نمی‌کند. زیرا ما زندگی‌ای داریم که تاریخچه‌ای دارد که با تلاش فراوان خلق شده است. ما نیز می‌توانیم معمولی زندگی کنیم، اما زندگی آزاد نیاز به افراد آزاد و همراهی دارد. از آنجا که این یک حزب آزاد است، جایی برای افراد پلید، حاکم، قدرت‌طلب، سنتی یا برده وجود ندارد. رهبر آپو نه تنها جوانان کورد، بلکه همه جوانانی که در یکسان‌ سازی ذوب شده ‌اند را فراخواند. و آنها برای دیدن حقایق، خود در این مسیر روشنگری سرازیر می‌شوند. بویژه، زنان مورد ستم قرار گرفتند و ماهیت زن در خاورمیانه وارونه و خنثی شده. زنان فقط موجودیت فیزیکی خود را حفظ کرده و آن نیز به عنوان یک موجودیت حرام مورد تعامل قرار گرفته است.

پس از ظهور رهبری و در تشکیل حزب با پیشگامی عظیمه‌ها، ساراها، بسی‌ها، بریتان‌ها، زیلان‌ها، دلال‌ها و این اواخر با چیچک‌ها، اکنون جنبش زنان، افسانه‌ای است. قبل از تشکیل حزب ما نمی توانیم در مورد آزادی زنان در کوردستان صحبت کنیم. زنان هیچ بودند. فقط خدمتکار مردان شمرده می‌شدند. اگر امروز زن در حزب ما به این سطح رسید، این با تلاش رهبر آپو و شهدا بود. به همین دلیل مسئولیت ها و بارهای ما سنگین است. این زندگی به ما تحویل داده شده است، ما می‌توانیم با اقدامات بزرگ در دفاع از این زندگی و رهبری و خلقمان، به دشمن پاسخ دهیم.

به رفقای عزیزم؛

همانطور که در ابتدا گفتم، آنچه من را ساخت، موضع گیری و برخورد رفاقتی رهبر آپو بود. حتی اگر بعضی اوقات به سبک خودم بعضی از دوستان را آزار داده باشم، همیشه از این کار پشیمان شده‌ام. چون ما حق این را نداریم. ما فقط حق ساختن یکدیگر را داریم. ما در حال مبارزه با ذهنیت مردسالار هستیم. مردان نیز باید این تلاش را انجام دهند، نه تنها زنان برده هستند بلکه مردان نیز برده‌ هستند. بنابراین، بیایید قطعات گمشده خود را کامل کنیم و از پ.ک.ک پشتیبانی کنیم. ما کسی به جز رهبر آپو نداریم. همه با ما خصمانه هستند. پس ما باید در ایجاد بهترین و مقدس ترین رفاقت‌ها تلاش کنیم.

انتقادهایی که در تحلیل‌ها و پلاتفورم‌ها به من وارد شد این بود که باید خود را از نظر ایدئولوژیک سازمان دهم، با ذهنیت مردسالار مبارزه کنم، سادگی را کنار بگذارم، سبک خود را اصلاح کنم و بسیاری از انتقادهای دیگر که موجب شد بر آنها متمرکز شوم و تغییر پیدا کنم.

این نیز یک واقعیت است که نمی توانم بگویم کاملا بر آنها فائق آمده‌ام. وقتی خودانتقادی می‌کنید در واقع قول می‌دهید که برای داشتن لیاقت آن قول، همدم خود باشید. من موضع ایدئولوژیک خواهم داشت، نه بر ضد جنسیت خودم و نه بر جنس مخالف. اگر به همه شما احترام نگذاشته‌ام از صمیم قلب از خودم انتقاد می‌کنم.

به خانواده میهندوست و دردمندم: رهبری را بخوانید و بیاموزید

اول از همه، معتقدم که شما این عملیات من را درک خواهید کرد، به شما اعتماد دارم. من خودم تصمیم این عمل را گرفتم و می‌خواهم آن را با اراده خودم انجام دهم. همانطور که می‌دانید، حزب ما با روحیه ایثارگری زندگی می‌کند و می‌خواهد هر جا ضعف وجود دارد وارد عمل شود و خلأها را پر کند. وظیفه ما آپوئیست‌ها است که این خلأها را در برابر نقاط ضعف امروز، در برابر انزوای انجام شده بر رهبرمان، در برابر کشتارهایی که مردم ما از آن عبور کرده‌اند، پر کنیم. من به عنوان یک مبارز پاژک می‌خواهم این مأموریت را داشته باشم و از آن استقبال کنم. دوست دارم باور داشته باشم که شما به عمل من معنی می‌دهید و احساسی نیستید. شما احساساتی خواهید بود، بنابراین من فقط از شما می‌خواهم که احساسات خود را آگاهانه بروز دهید.

اگر شخصی فاقد احساسات باشد، به این معنی است که از جامعه، اخلاق و انسانیت جدا شده است. نمی‌گویم بی عاطفه باشید. می‌گویم احساسی نباشید. پیشنهاد می‌کنم رهبر آپو را بخوانید تا درباره احساسات، فرهنگ، دین، فرقه، اخلاق، زیبایی و برابری جامعه بیاموزید. شما نیز مانند همه خانواده‌های کورد تحت فشار تهدید، آدم‌ربایی و مجازات دشمن بزرگ شده‌اید. می‌دانم که کینه و عصبانیت شما نسبت به دشمن حداقل به اندازه من است. می‌دانم دشمن با این عملیات من، شما را تحت فشار قرار خواهد داد. اما هرگز از تلاش و میهن‌دوستی خود فروگذار نکنید. خود را به خوبی سازمان دهید و بر دشمن بتازید. دشمن ترس زیادی از شما دارد، به قدرت خود اعتماد کنید. انتقام خود را به دیگران ارجاع ندهید. برای انقلاب به همه ما نیاز است. من به تعهد شما اعتماد دارم اما محدود به خودتان نباشید.

کارهای زیادی برای انقلاب باید انجام شود و اگر می‌خواهید این کارها را بخوبی انجام دهید، سازماندهی لازم است. شما رویکرد سازمانی ندارید. به همین دلیل زندگی شما در زندان‌ها گذشت. آیا تا به حال فکر کرده‌اید، روی این موضوع تمرکز کنید.

در خانواده از این بحث یک موضوع آموزشی بسازید. ترس شما بر دشمن باید بیشتر شود. ممکن است شما را مجازات کند، شما را تحت کنترل خود درآورد و حتی شاید کوچکترین شما را به زندان بیاندازد.

اما نترسید. رهبر آپو می‌گوید دشمن کسانی را که خود را ابراز کنند در زندان می‌اندازد و می‌خواهد آن‌ها را زندانی کند. نمونه‌هایی نظیر سما، سارا، مظلوم و کمال تنها در سیاه چال‌ها مقاومت نکردند، بلکه مورد ستایش هم قرار گرفتند. از زندان نترسید، از بردگی بترسید. برده‌داری به تو پایان می‌دهد، نه یک زندان. اگر از خانواده‌های میهن‌دوست نمی‌ترسیدند، اینقدر سخت نمی‌گرفتند. آینده شما مانعی برای دشمن است. این یک گام پیروزی برای آزادی شما است. مواظب خودتان باشید، من همه شما را خیلی دوست دارم و عشق صادقانه خود را می‌فرستم. کسانی که من را می‌شناسند و من را نمی‌شناسند، چشمان کوچولوها و دست بزرگان را می‌بوسم و درود می‌فرستم.

سلام و احترام انقلابی

۱۲ فوریه ۲۰۲۰

سما کوچر

سرحد"