انفجار مین در روژهلات کردستان سالانه صدها نفر را در روژهلات کردستان کشته و یا مجروح میگرداند. تنها در ده روز گذشته در استانهای مرزی روژهلات کردستان، دستکم ۶ حادثه انفجار مین روی داده که به کشته شدن دستکم سه تن و مجروح شدن پنج نفر دیگر در استانهای ایلام و کرمانشاه منجر شده است. اگرچه مسئولان جمهوری اسلامی ادعا میکنند که بسیاری از اراضی استانهای مرزی در روژهلات کردستان را بهصورت کامل پاکسازی کردهاند اما وقوع چندین انفجار در طول تنها ده روز در استانهای روژهلات کردستان و قربانی شدن چندین نفر، بهخوبی ادعای کذب مسئولان جمهوری اسلامی را آشکار میسازد. عیسی بازیار "متخصص پاکسازی میادین مین و گلولههای عمل نکرده" که چندین سال به کار پاکسازی میادین مین در استانهای مرزی روژهلات و ایران مشغول بکار بوده و خود از مصدومین انفجار مین میباشد، اخیراً با انتشار نامهای سرگشاده به نهادها و مراجع بینالمللی و نیز نهادهای مربوطه در ایران، به این امر اعتراض کرده و خواستار رسیدگی فوری به این وضعیت در روژهلات کردستان و سایر استانهای مرزی در ایران شده است. متن نامه سرگشاده عیسی بازیار بدین شرح است:

"کشته شدن افراد مدنی براثر انفجار مین درسایه بیمسئولیتی جمهوری اسلامی ایران
در ده روز گذشته و نیمه دوم ماه فوریه ۲۰۱۷، در ۶ حادثه مختلف انفجار مین در ایران، ۸ نفر قربانی انفجار مین شدند که سه تن از این اشخاص در استان ایلام و در حین کارهای روزمره با مین برخورد کرده و در دم کشته شدند. ۵ نفر دیگر بهسختی مجروح گشتند که در این میان یک کودک ۱۳ ساله نیز دیده میشود. کشور ایران با دارا بودن بیش از ۴۸۰۰ مصدوم مین و ۲۰۱۵ کشته، یکی از مراکز عمده قربانیان مین در جهان است .مرزهای این کشور با گذشت ۲۸ سال از اتمام جنگ ۸ ساله، هنوز هم آلوده به مین است و همچنان قربانی میگیرد. "جمهوری اسلامی ایران" عضو کنواسیون منع به کارگیری مینهای زمینی موسوم به "اتاوا" نیست و تاکنون برغم وسعت آلودگی زیاد، به این معاهده نپیوسته است. بنابر ماده ۴ تا ۷ این معاهده، کشورهای عضو متعهد (مؤظف) به اعمالی هستند که کاشت و ساخت و انباشت مین را برای کشورهای عضو این معاهده ممنوع میکند.
جمهوری اسلامی ایران، به کاشت مین در مرزهای خود، بهعنوان یک ساز و کار دفاعی مینگرد و این کار را [همچنان] ادامه میدهد. (عطف به نامه وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی؛ در بهمن ١٣٨۵،) که در واکنش به انتقادات سازمانهای جهانی منع به کارگیری مینهای زمینی، طی نامهای وجود مین در مرزهای ایران را ضروری اعلام کرد. در بخشی از بیانیه وزارت امور خارجه آمده است: "مرزهای ایران گسترده هستند و گذرگاهی برای عبور قاچاقچیان و تروریستها است. بنابراین نهادهای دفاعی ایران استفاده از مینهای زمینی را بهعنوان یک ساز و کار دفاعی پذیرفتهاند".
"مرکز مینزدایی کشور" وابسته به "وزارت دفاع و نیروهای مسلح" بدون توجه به تکرار مداوم این حوادث مرگبار، کماکان عملکرد ضعیف خود را در مورد پاکسازی میادین مین بهعنوان پاسخ ارائه داده است. از سوی دیگر جمهوری اسلامی نیز با وجود هشدارهای جهانی، هنوز به پیشنهاد کشور "بوسنی" مبنی بر "پاکسازی اصولی میادین مین" که در "نشست ۲۸ شورای حقوق بشر سازمان ملل" و چرخه بررسی ادواری نقض حقوق بشر در کشورهای عضو شورای حقوق بشر موسوم به UPR)) که از سوی ایران پذیرفته شده و قول پاکسازی اصولی را نیز داده است، کماکان هیچ نکته مثبتی در این باره انجام نداده و توجهی نکرده است. در سال ۲۰۱۶، [دستکم] ۷۶ نفر قربانی انفجار مین در دوبخش نظامی و غیر نظامی شدند که ۹۰ درصد این افراد قربانی، از میان مردم مدنی بودند.
قوانین داخلی مرکز مین زدایی و استانداردهای جهانی در این مورد چه میگویند؟
دستور عمل پاکسازی در "مرکز مینزدایی کشور" که بومیسازی شده است، برگرفته از استانداردهای پاکسازی جهانی است (توسط UNIMASتهیه و تنظیم میشود) این دستورالعمل ملاک پاکسازی در مرکز مینزدایی است ولی از سوی مسئولان این مرکز، جنبه صوری داشته و به آن عمل نمیشود. در بخشی از این دستورالعمل که به نام (AIMAS) شناخته میشود آمده است که "نهاد ملی مین موظف است برای پاکسازی مناطق آلوده به مین اقدامات جامع را به کار برد" که تاکنون اینگونه نبوده است.

در آیمس (AIMAS) ۱۰۶۰ در مورد مسئولیت نهاد ملی مین چنین گفته شده است؛
الف- آلودگی مینها ابتداً و نهایتاً یک مسئولیت ملی است و بههمین خاطر دولتها (یا مقامات ملی مربوطه) در قبال قربانیان در همه مناطق تحت تأثیر مینها مسئولیت دارند. این مسئولیت شامل مناطق شناخته شده و ناشناخته، مناطقی که پاکسازی شده یا تحویل مقامات ملی یا اجتماعات داخلی شده، مناطقی که خنثی شده، یا در نتیجه فرآیند آزادسازی زمین مینهای آنها کاهش داده شده میشود. فقط وقتی یک آژانس تکمیلی مستقیماً و معمولاً مسئول یک منطقه تحت تأثیر باشد، این آژانس میتواند مسئول مصدومان آن منطقه نیز باشد. فقط در این صورت اعتبار این ادعا باید مورد به مورد اثبات شود.
اعلام اتمام پاکسازی، پیشتر درباره استان "کرمانشاه" در سال ۱۳۹۱ صورت گرفت. پس از انجام و اعلام این کار غیرکارشناسی و کاملاً اشتباه، شهروندان بسیاری در این استان، قربانی انفجار مین و مواد منفجره باقی مانده از جنگ شدند. این فجایع بیانگر عدم پاکسازی علمی و صحیح در اراضی آلوده بود.
در ماده ۱۰ بند ۳ شرحِ خدماتِ پیمانکارِ مصوبِ "مرکزِ مینزداییِ کشور" که برای پیمانکاران عملیاتِ مین تدوین شده است، شرح خدمات عامل اجرایی عملیات مینروبی (پیمانکار) و یگانهای پاکسازی کننده ملزم به رعایت استانداردهای جهانی هستند.
ماده ۱۰ از بند ۳ شرح خدماتِ عامل اجراییِ عملیات مینروبی
علامتگذاری همه زمینهای آلوده و مشکوک براساس IMAS ۸.۴۰ یا روشِ اجراییِ مصوب و ابلاغی
آیمس یا استانداردهای جهانیِ پاکسازی، ملاک عمل در این شرح خدمات است؛ پس باید دید عملکرد "مرکز مینزدایی کشور" از نظر این استانداردها چهگونه است.
ابتدا که این بند از استانداردها بههیچوجه در قراردادهای امانی خود مرکز یا پیمانکاران دیده نمیشود و هیچ علامتگذاری در این مناطق مشاهده نشده است و همه قربانیان از عدمِ وجودِ علایمِ هشدار دهنده، اظهار بیاطلاعی نمودهاند و تنها با یک علامتگذاریِ ساده میتوان از بسیاری از این حوادث پیشگیری کرد. حال که ملاک عمل نهاد ملی مین، عمل کردن پیمانکاران و گروهای پاکسازی کننده به این قوانین بینالمللی است، نگاهی به این استاندارد ها میاندازیم:
در استان کرمانشاه در بهمن ماه سال ۹۱ جشن پاکسازی گرفته شد و تمامی این استان "منطقه پاک" اعلام شد.
در ابتدا فرض را بر این میگذاریم که مرکز مینزدایی بهعنوان نهاد ملی مین، بههیچ شکلی این مناطق را اعلام اتمام پاکسازی نکرده است؛ این در حالی است که در آذربایجان غربی و استانهای کردستان و کرمانشاه اعلام شده که پاکسازی آن به پایان رسیده است، اما برای بررسی مسئولیتهای نهاد ملی مین در تمام نقاط آلوده در جهان، این موضوع را فعلاً نادیده گرفته و در ادامه به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت.
این بررسی فنی براساس استانداردهای پاکسازی تدوین شده در متمم ۲ استانداردهای جهانی تدوین شده، در آخرین نسخه بهروزرسانی شده در سال ۲۰۱۳ است. در این دستورالعمل جهانی (IMAS) بخش ۷.۱۱ در مورد مسئولیت کارفرما در بند "ب" این بخش توضیح داده شده است که: مناطق خطرناک باید براساس وجود و قابل اعتماد بودن اطلاعات و مستقیم یا غیرمستقیم بودن شواهد برای هر خطر، به دو دسته خطرناک مشکوک (SHA) و خطرناک قطعی (CHA) تقسیمبندی شوند. مناطقی که فقط شواهد غیرمستقیم مبنی بر وجود مین دارند، باید مناطق "خطرناک مشکوک" نامیده شوند. مناطقی که شواهد مستقیم مبنی بر وجود مین دارند باید مناطق "خطرناک قطعی" نامیده و برای هر منطقه علامتگذاری مناسب تهیه شود.
این در حالی است که در حادثههای اخیر و بسیاری حوادث مشابه، هیچگونه اطلاعرسانی و یا ثبت علامت صورت نگرفته و همچنین در همان استانداردها در بخش ۸.۱ بهصراحت توضیح داده شده است قبل از اتمام و اعلام "اتمام پاکسازی" و تحویل زمین آلوده، باید این زمین تا مدتها تحت نظر گرفته شود و اطمینان حاصل کرد که هیچ شواهدی دال بر آلودگی در زمین نیست، بعد به مراجع ذیریط و مردم و ساکنین محلی اعلام نمود که این منطقه پاک و قابل تردد است. در این موارد هیچگاه این قوانین نه اجرا شده و نه پس از رخ دادن حوادث نسبت به علامتگذاری دوباره یا پاکسازی مجدد اقدام شده است.
مرکز مینزدایی که ریاست آن برعهده "سردار امیر احمدی" است، در همه حوادث رخ داده هیچ توضیحی در این موارد نداده و مسئولیت این حوادث را در سکوت و بیخبری و عدم رسیدگی به حادثه بعدی پیوند داده است. و تنها نظارهگر کشته و مصدوم شدن افراد مدنی بر اثر انفجار مین است.

راهکارها برای کاهش قربانیان مین:
در روند عملیات پاکسازی میادین مین در جهان، قوانین کامل و تحت نظارت سازمانهای ناظر بر اجرای استانداردها مانند GICHD وUNIMAS تدوین شده است که به اختصار آیمس (IMAS) نامیده میشود، که شامل بخشهای زیادی از ابتدای کار پاکسازی تا انتهای آن را در برمیگیرد و تمام کشورهای آلوده به مین از این استانداردهای قراردادی استفاده میکنند. عملیات مینروبی مانند هر تخصصی، دارای استانداردهای بینالمللی و واژگان منحصر به این تخصص است.
IMAS یا استانداردهای عملیات مینزدایی این بخش مربوط به آگاهیرسانی از خطرات مین MRE را در IMAS-۰۸/۵۰ گردآوری و در اختیار نهاد ملی در هر کشور الوده به مین قرار داده شده است. در تشریح این استانداردها، بهطور مشخص نهاد ملی مین مؤظف شده؛ ارایهگر و جمعآوری کننده اطلاعات تلفات انسانی و نحوه عملکرد بهینه در راستای پیشبرد جامع امر آگاهیرسانی از خطرات مین (MRE) و فرآیند ارزیابی کلی و کامل آن اطلاعات را برای برنامهای گستردهتر و نظارت و ارزیابی و توسعه سازمان آگاهیرسانی از خطرات مین به طور مداوم و نه برای یک بار به کار گیرد. در ایران این استانداردها بومیسازی شده است ولی متأسفانه هیچیک از گروهای پاکسازی کننده، اطلاعی از این استانداردها ندارند و طبق روال معمول خود کار پاکسازی را که مبنای میلیتاری (نظامی) دارد، پیش میبرند و همین امر باعث عدم دقت لازم در کیفیت پاکسازی شده است و در بخش مسئولیتهای مدنی نهاد ملی مین نیز عملاً این استانداردها جایی در دستور کار مرکز مینزدایی ندارند. به طور مثال:
در استانداردهای پاکسازی آیمس (استاندارد ۸.۰۵۰) بخش آموزش، اطلاعات و راهکارهای زیادی را در جهت آموزش ساکنین مناطق آلوده به مین در نظر گرفته است. چند بخش از این قوانین به شرح ذیل است؛
۱. ارزیابی نیازها؛ هدف از ارزیابی نیازها در آموزش خطرات مین، داشتن اطلاعات ضروری و در اختیار گذاشتن همگانی برای آموزش خطرات مین است. در این قانون خطرات محلی مین و مواد منفجره بجای مانده از جنگ یا گلولههای عمل نکرده (UXO) تحت ارزیابی آموزشدهندگان یا مربیان آموزشی باید قرار گیرد. اطلاعات اولیه شامل اطلاعاتی است که بهطور مستقیم از سطح منطقه جمعآوری میشود؛ و این امر میبایست مبنا و اساسی برای اخذ تصمیمات، درباره اولویت نیازها و پاسخ بهینه برای هدف نهایی و فعالیتهای میدانی، نظارتی آینده را ایجاد کند. بهطور مثال یک فرد ساکن مناطق مینزده، هر روزه در آن منطقه در رفتوآمد است و او بهتر از هر کسی به چگونگی آرایش میادین مین و حتی مختصات جغرافیایی آن وارد است و در نتیجه از پتانسیل این افراد بهخوبی میتوان استفاده نمود. در بخش دیگر این قانون، مسئولیتهای نهاد ملی عملیات مینزدایی (NMAA) بخوبی شرح داده شده است
در تبصرههای این قانون مسئول بودن نهاد ملی مین در قبال شهروندان را شرح میدهد؛
۱. نهاد ملی مین باید تضمین نماید که نیازهای آموزش خطر مین با تسهیل و هماهنگی و نظارت در جمعآوری اطلاعات مطابق با استانداردهای بینالمللی صورت گیرد.
۲. باید یک مرکز اطلاعاتی راهاندازی شود. این بانک اطلاعاتی باید در برگیرنده اطلاعات کامل و جامع از وضعیت منطقه، اطلاعات بخشهای دیگری مانند بهداشت و رفاه را در برگیرد تا برای مربیان آموزشی کار آموزش آسانتر گردد. هماکنون بهعلت وجود دلایل بسیاری از قبیل امنیتی بودن آمار مصدومین و مجروحین، هیچکدام از آموزشدهندگان در این سطح قرار ندارند و آموزش خطر مین به صورت رندوم (تصادفی) صورت میگیرد که این امر نه کافی و نه لازم است.
۳. سازمانهایی که آموزش خطر مین (MRE) را بر عهده دارند، میبایست تمام شرایط فوق را برابر با استانداردهای آیمس و استانداردهای بومی (در ایران هیچ استاندارد بومی وجود ندارد) را مطابقت داده و سنجیده و کم و کاستیهای آن را جهت آموزش اصولی و پایین آوردن تلفات، بهواسطه آموزش صحیح در یک سازمان اطلاعاتی، گردآوری و نسبت به تصحیح و به روزآوری آن اقدام نمایند.
۴. حصارکشی و علامتگذاری مناطق آلوده به مین، یکی از مهمترین بخشهای پاکسازی مین در دنیا است که توسط علایم قراردادی و علایم به زبان ساکنین بومی آن منطقه باید تهیه و نصب شود و رصد و بازرسی مداوم از این علامتها جهت حفاظت از آن صورت گیرد.
در ایران هیچگونه علایم استانداردی برای میادین مین وجود ندارد و اگر در زمان احداث این میادین علامتی نیز وجود داشته، بهعلت فقر و دلایل دیگر، مردم بومی اقدام به فروش سیمهای خاردار، و تابلوهای هشدار میکنند. عدهی زیادی از این افراد برای کسب سود بیشتر، قربانی مینها شدهاند.
ایجاد دوره ها، کلاسها و کارگاههای آموزش مردمی "آگاهیرسانی از خطرات مین" در فصول مختلف و مکانهای متفاوت برای ساکنین اصلی و کوچندگان و عشایر در مناطق مختلف، با پایههای سنی متفاوت میتواند در کاهش آمار مصدومین مین تأثیر زیادی داشته باشد. این آموزشها مستلزم استفاده از مربیان مسلط به زبانهای مردمان آن مناطق، جهت درک بهتر مطالب است.
- راهکار پیشنهادی و لازم دیگر، نصب علایم هشدار دهنده ثابت و در مواردی جداسازی مناطق آلوده مین، به وسیله حصارهای غیرقابل نفوذ مانند سازههای بتنی و مستحکم است. استفاده از علایم قراردادی با درک تصویری و به کار بردن تابلوهای تصویری برای افراد کمسواد و بیسواد ساکن در این مناطق لازم و حفاظت مداوم و سرکشیهای مرتب به آنها جهت اطمینان از عدم امحای علایم، از جمله راهکارهای پیشنهادی در این رابطه است.
- برای کاهش میزان قربانیان مین میبایست نهاد ملی مین با تغییرات گسترده در مدیریت و گماردن افراد صاحب فن و متخصصین را در سطوح مدیریتی حسن نیت خود را در پیشبرد امر پاکسازی به اثبات برساند.
- مهمترین راهکار، تغییر اساسی در نحوه پاکسازی میادین مین است؛ پاکسازی اصولی و مطابق با استانداردهای پاکسازی، تربیت مسوولان و مجموعههای اجرایی زیر نظر مرکز مینزدایی توسط سازمانهای جهانی مانند (GICHD) که در این امر فعالیت میکنند و به طور مناسب و مفید نسبت به آموزش عوامل اجرایی در عملیات مینروبی اقدام میکنند، از ضروریات فعلی مرکز مینزدایی میباشد.
در پایان یاد آور میشود که مسئولیت مستقیم حوادث انفجار مین و قربانی شدن افراد بطور مستقیم برعهده "وزارت دفاع و مرکز مینزدایی کشور" است.
با تقدیم احترام
عیسی بازیار، متخصص پاکسازی میادین مین و گلولههای عمل نکرده
دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵
۲۷ فوریه ۲۰۱۷
رونوشت:
- خانم عاصمه جهانگیر گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران
- ریاست محترم شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد
- خانم شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل
- آقای فیروز علیزاده ریاست کمپین بینالمللی منع بکارگیری مینهای زمینیICBL
- مرکز مینزدایی وزرات دفاع جمهوری اسلامی ایران
- معاونت مهندسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح
- UNMAS ستاد مرکزی مقابله علیه مین سازمان ملل متحد
- مرکز بینالمللی مینزدایی بشر دوستـانه ژنــوGICHD