زیر سیمای ظاهراً آرام جمهوری اسلامی ایران، تشویش و نگرانی عمیقی موج میزند. انتخابات ریاستجمهوری ۹۶ نتیجهاش هرچه باشد، ازهماکنون هزینههای زیادی برای نظام ایجاد کرده. ظهور و سقوط احمدینژاد در این انتخابات، نشان داد که فرزندان صادق جمهوری اسلامی نهایتاً فتنهگرانی دور ریختنی خواهند بود. مناظرات و کشمکش جریانهای سیاسی حاضر در انتخابات، پرده از جنگ قدرت شدیدی برداشت که در درون جمهوری اسلامی برپاست. تمام پروندههای اعدام، زندان، اختلاس و فسادی که سران جمهوری اسلامی همیشه سعی بر مختومه اعلانکردن آنها داشتند، طی مناظرات انتخاباتی دوباره باز شدند. حرفهایی که روحانی و رئیسی و دیگران علیه هم زدند نشان داد که جمهوری اسلامی علاوه بر فشار نیروهای جهانی و منطقهای در درون خود نیز دچار انشقاق و چنددستگی شدید است. این افشاگریها، تمام آن چیزی بود که سالهاست نظام زیر سیمای گاه خشمگین و گاه خندان خود سعی بر پنهانسازی آنها داشته. افشاگریها در مناظرات چنان سهمگین بود که حاکمیت هرگز نمیتواند از زیر بار آن شانه خالی کند.
۳۸ سال اعدام و اینک انتحار سیاسی
مباحثی که نامزدها در مناظرهها مطرح کردند اثبات نمود که هیچکدام از جریانات سیاسی جمهوری اسلامی قادر به خروج از بنبست کنونی نیست. قضیه "۳۹ سال اعدام" که روحانی به آن اشاره کرد، قلب جمهوری اسلامی را هدف گرفت و نوعی انتحار سیاسی نظام بود. دفاع اژهای از این اعدامها نیز گویای نهادینهشدن ذهنیت داعشگونه در جمهوری اسلامی است. نه محافظهکاری رئیسی، نه نظامیگری قالیباف و نه اعتدالگرایی روحانی هیچکدام نمیتوانند سایه جنگ و بحران را از سر نظام کم کنند. میرسلیم، هاشمیطبا و جهانگیری نیز بهعنوان کادرهای قدیمی نظام تقلای بیهودهای به نمایش گذاشتند. مناظرات تلویزیونی بیشتر به اعترافات تلویزیونی شباهت داشت؛ منتها اینبار اعترافکنندگان بدون شکنجه و بازجو لب به سخن گشودند! کارنامه ناموفق این کاندیداها، کارنامه ناموفق تمام ادوار جمهوری اسلامی بود.
نگاه جمهوری اسلامی به مسئله کرد
اعتراف بخش محافظهکار جمهوری اسلامی به وجود مسئله کرد حائز اهمیت است. ابراهیم رئیسی از حقوق کردها صحبت کرد! چنین گفتهای دلالت بر آن دارد که جمهوری اسلامی متوجه ظهور بازیگر سیاسی مستقلی به نام کرد در خاورمیانه است. اما هم گفتههای رئیسی و هم اشارات دیگر کاندیداها به مسئله خلقها، آموزش به زبان مادری و نظایر آن، چنان محافظهکارانه و در لفافه بود که نمیتوان گفت نظام جمهوری اسلامی، دست به انتخاب استراتژی نوینی در خصوص مسائل داخلی بهویژه مسئله کرد زده است. جمهوری اسلامی با هراس به مسئله کرد و دیگر خلقهای ایران نگاه میکند و دچار درماندگی آشکاری در این زمینه است.
اکنون همه درباره کوردها و موقعیت استراتژیک آنها در تحولات خاورمیانه بحث میکنند. آمریکا، روسیه، کشورهای عرب، اتحادیهی اروپا همهوهمه درباره کردها، سیاستها و برنامههایی را مطرح میکنند. اما کردها با دقت، رفتار همه این نیروها را رصد میکنند و تنها با نیروهایی حاضر به تعامل میشوند که جایگاه سیاسی کردها را بپذیرند. کردها با آن دسته از نیروهای سیاسی خاورمیانه حاضر به همراهی هستند که بپذیرند در کنار کردها یک فدراسیون دمکراتیک تشکیل بدهند. ملت کرد برای شراکت و همپیمانی با دیگر ملتها چنین شرطی دارد. ملت عرب، واقعیت کرد را درک کرد و اکنون در شمال سوریه با کردها به یک همپیمانی استراتژیک رسیده است. این امر میتواند در سایر نقاط خاورمیانه نیز تحقق یابد. "تعامل دمکراتیک با کردها" را فعلاً برای ایران، یک فرصت ازدسترفته باید شمرد.
انفجار هویتطلبی در ایران
جمهوری اسلامی نمیتواند با قانون اساسی غیردمکراتیک، سیاستهای سرکوبگرانه، زنکشی و کردستیزی، خود را به سال ۱۴۰۰ خورشیدی برساند. همهچیز برای انفجار هویتطلبی ملتهای درون ایران آماده است. این واقعیتی است که جمهوری اسلامی نمیتواند از آن بگریزد. همینکه نام جمهوری اسلامی ایران در کنار نام القاعده و داعش جای داده شد، نشان میدهد که جامعه جهانی عزمش را برای کوبیدن امواج تغییر بر گستره ایران، جزم نموده. رفتار همه کاندیداهای ریاستجمهوری عاری از درایت در برابر این خطر بود.
جمهوری اسلامی از دمکراسی میترسد؛ بههمین دلیل جمهوری اسلامی در نظر جامعه جهانی ترسناک جلوه میکند. تجارب کشورهای پیرامون ایران نشان داد که هرچه حکومتی در نظر جامعه جهانی ترسناکتر به نظر برسد، ائتلاف سفتوسختتری برای مقابله با آن حکومت شکل میگیرد. هر رئیسجمهوری که از درون صندوقهای انتخابات ۹۶ بیرون آید باید بسیاری کارها انجام دهد تا بتواند از نام ایران، هراسزدایی کند. او به چیزی به مراتب پرهزینهتر و جذابتر از برجام نیاز دارد.
بایکوت کفایت نمیکند
بایکوت انتخابات ریاستجمهوری بهخودیخود کفایت ایجاد تغییر سیاسی در ایران را نمیکند. اعترافات نامزدهای ریاستجمهوری درباره سیاستهای داخلی چنان تکاندهنده بود که جریانات سیاسی تحولخواه و مبارز میتوانند حول آن مسائل وارد یک کارزار سیاسی جدی شوند. امید است خلق کرد برای شوراهای شهر و روستا افراد میهندوست و شایستهای را برگزینند و از طریق این مدیریتهای بومی برای پیشبرد دمکراسی، فشار سیاسی و اجتماعی لازم را بر دولت وارد سازند.