چند روزیست خبر ورود نیروهای سوریه دموکراتیک (ق.س.د) به شهر رقا در سر تیتر خبرگزاریهای مطرح دنیا قراردارد. از آنجا که رقا عنوان پایتخت دولت اسلامی (داعش) را یدک میکشد؛ فتح آن ضربهای سنگین به اقتدار داعش است. از طرفی رقا منطقهای ژئواستراتژیک است و انتخاب آن بهعنوان پایتخت از طرف داعش بیدلیل نیست. رقا از نظر جغرافیایی بر کرانه رود فرات واقع شده و منطقه کشاورزی مهم و حیاتی در اختیار دارد. سد فرات به عنوان مهمترین سد آبی سوریه که یکی از منابع اصلی تأمین آب و برق است نیز در رقا قرار دارد. از نظر سوقالجیشی رقا کانونِ به هم رسیدنِ چندین منطقه مهم به شمار میرود و بهدلیل نزدیک بودن به عراق، از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا عناصر مسلح داعش، از طریق این شهر میان عراق و سوریه تردد میکنند. از طرف دیگر قرار داشتن فرودگاه نظامی الطبقا اهمیت راهبردی رقا را دو چندان کرده است برای اینکه این فرودگاه نظامی دارای ابعاد جغرافیایی و راهبردی مهمی در مرکز سوریه است.
بهطور کلی میتوان گفت: تسلط بر این منطقه سوقالجیشی موازنات طرفهای درگیر در جنگ سوریه را تغییر میدهد و نیروهای سوریه دمکراتیک را بهعنوان یک نیروی تأثیرگذار در سوریه و خاورمیانه مطرح میکند. اما پرسش پیشرو این است دلایل گسترش و توانامندی نیروهای سوریهی دموکراتیک در چه چیزی نهفته است؟
همانطور که میدانیم نیروهای سوریه دموکراتیک ائتلافی از نیروهای سیاسی و نظامی کرد، عرب، سریانی، آشوری، ارمنی و ترکمن است که در خلال جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۵ تأسیس شد. افزون بر این هدف آنها ایجاد خودمدیریتی به طور سراسری و ایجاد سوریهای دمکراتیک است. هسته اصلی نیروهای سوریه دمکراتیک، یگانهای مدافع خلق (ی.پ.گ) هستند که "عبدالله اوجالان" را بهعنوان رهبری معنوی خود قبول دارند و از پارادایمی که ایشان در دفاعیاتش ارائه داده است پیروی میکند. پس میتوان دلایل قدرت نیروهای سوریه دمکراتیک را در پارادایمهای ارائه شده توسط رهبر خلق کرد عبدالله اوجالان یافت که نیروهای نیروهای سوریه دموکراتیک از آن حمایت میکنند. مهمترین نقاط قوت این نیرو را میتوان در موارد زیر یافت که نشآت گرفته از دیدگاههای ایشان است.
برساخت "ملت دموکراتیک": این برساخت یکی از دلایل محبوبیت و استقبال اتنیکهای غیر کرد در جغرافیای سوریه است که باعث محصور نشدنش در جغرافیای روژاوای کردستان شده است. این برساخت تمامی اتنیکها، ادیان و مذاهب را به رسمیت میشناسد و حقوق یکسان برای سهیم شدن تمام اقشار وطیفهای جامعه در زندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه قائل است. این سیستم که نوعی دمکراسی از پایین به بالا است و توسط شوراهای مردمی تشکیل میشود، به ایجاد جامعهای آزاد، فارغ از قدرتطلبی و انحصارگرایی استوار است.
سیستم نوین دفاعی: همانطور که اشاره شد هسته اصلی نیروهای سوریه دموکراتیک، یگانهای مدافع خلق هستند که از تجربه نظامی قابل توجهی در جنگ با داعش برخودار هستند و ائتلاف با نیروهای عرب، آشوری، ارمنی، ترکمن و سریانی به قدرت آنها افزوده است. از طرفی در این سیستم دفاعی هرکس مسئول دفاع از شهر و منطقه زندگی خود است که به وسیله انجمنهای نظامی اداره میشود. از فواید این سیستم میتوان گفت: که تعداد زیادی از کسانی که مسئولیت امنیت مناطق مسکونی را به عهده دارند خود مردم هستند و این باعث میشود برای کنترل و حفظ امنیت مناطق پاکسازی شده از داعش و دیگر گروهها، نیرو و هزینهی زیادی صرف نشود و توجه نیروهای نیروهای سوریه دموکراتیک به خطوط نبرد باشد. این در حالیست که میزان بسیاری از هزینهها مادی و نیروهای نظامی دیگر طرفهای درگیر در جنگ سوریه، صرف کنترل مناطق تحت حاکمیت شود که این موضوع خود نیرو نظامی و هزینههای بسیاری در پی دارد.
دیپلماسی و سیاست: "خط سوم" يا به عبارتی نيروی سومی كه توسط جنبش آزادیخواهی خلق کرد در حال توسعه در خاورمیانه میباشد نوعی نگاه فلسفی به سیاست است که سیاست را حوزه کسب آزادی میداند که همه تنوعات اجتماعی و ملیتها در آن سهیم هستند. بدیهیست که چنین خطی راه را برای دخالت نیروهای خارجی میبندد. نه دچار ملیگرایی خاورميانه و پروژه خاورميانه بزرگ غرب میشود و نه به ابزاری در دسته دول استیلاگر برای جنگ نیابتیشان تبدیل میشود. دولتهای جهان ناچارند که با این نیروی سوم همکاری کنند زیرا روز به روز بر قدرت و اعتبار آنها افزوده میشود و همین امر به گسترش مناسبات دیپلماتیک آنها کمک میکند.
زن آزاد: یکی از محورهای مهم این پارادایم برابری حقیقی حقوق زن و مرد است. از آنجا که نیمی از جامعه را زنان تشکیل میدهند سهیم شدن زنان در مدیریتهای اجتماعی، سیاسی و نظامی، نقطه عطفی در مبارزات برابری طلبانه در منطقه است. شاید بتوان نکته حائز اهمیت در توامندی نیروهای سوریه دمکراتیک را در این دانست که زنان مستقیماً در مسائل سیاسی و نظامی دخیلاند؛ چیزی که تاکنون کمتر نظیری داشته است. زیرا در اکثر جنگها زنان عمدتاً به کارهای پشت جبههای میپرداختند یا اگر مستقیماً در جنگ شرکت داشتند در سیاست نقش کارآمدی ایفا نمیکردند.