رییسمشترک شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کردستان (ک.ج.ک) بهمناسبت فرارسیدن سال نوی خورشیدی، ضمن تبریک این روز به کردهای هر چهار بخش کردستان، گفته است: "آ.ک.پ و م.ه.پ امروز برای کردها به ضحاک تبدیل شدهاند و این نوروز باید در برابر این اشغالگران به قیام تبدیل شود. خلق کرد در این نوروز جواب محکمی به اشغالگری خواهند داد"
رییسمشترک ک.ج.ک که در گفتگویی با خبرگزاری فرات به ارزیابی اوضاع سیاسی کردستان و منطقه و نیز مراسم نوروز امسال پرداخته است. باییک فرارسیدن نوروز را به تمامی رفقای راه آزادی، خلق کرد و دوستان کردها تبریک گفته و تأکید کرده است "ما قطعاً پیروز میدان خواهیم بود و مبارزات راه آزادی و دمکراسی را در نوروز ۲۰۱۷ گسترش خواهیم داد". رییسمشترک شورای رهبری ک.ج.ک در این گفتگو اذعان داشت:
"نوروز یکی از جشنهای کهن ملتهای جهان است. این روز، روز تولد دوباره طبیعت است و نیرومندتر شدن اراده را تداعی میکند. نوروز این معنا را در خود دارد. اما این روز برای کردها دارای معنای دیگری نیز میباشد. این روز برای کردها به معنی امید، برخاستن، تولد دوباره است و ارزشهای، فرهنگی، اجتماعی، فرهنگی را در خود حمل میکند. شرایط جغرافیایی کردستان و سرنوشتی که برای آن رقم خورده است، این معنا را به نوروز کردها داده است. داستان کاوه آهنگر برای کردها، معنایی جداگانه دارد و با تاریخ و جغرافیای این سرزمین در ارتباط است. کردستان جغرافیاییست که جامعه پیشا تاریخ، جامعه نئولیتیک و فرهنگ بشریت در آن خلق شده است. همچنین جغرافیاییست در کنار آن مفاهیمی چون دولت و تمدن آفریده شدهاند و در تاریخ خود به محل جنگهای شمال و جنوب و شرق و غرب تبدیل شده است. این سرزمین سرزمینیست که در آن امپراتوریهایی ایجاد شدهاند و بههمین خاطر همیشه عرصه رقابت نیروهای اشغالگر بوده است. بههمین خاطر وضعیت جغرافیای کردستان، در تاریخ کردها مرحلهای تازه از اجتماعی شدن و فرهنگ این خلق را برای آنها بوجود آورده است. جغرافیای کردستان دارای شرایطیست که مقاومت و دفاع از خود را بوجود آورده است".
جمیل باییک رییسمشترک شورای رهبری ک.ج.ک در ادامه اظهارات خود گفت: "مفهوم داستان کاوه آهنگر امروز برای کردها نوین شده است و معنایی با واقعیات حاضر کردستان را دارد. درواقع داستان کاوه آهنگر تنها یادگرفتن یک داستان نیست بلکه این داستان شخصیتهای اجتماع و ارزشهای آن را به تصویر میکشد و این مفهوم را القا میکند که در برابر ظلم، ستم، بیوجدانی و ناحقی، باید به قیام برخاست. کردها این واقعیات را درک نمودهاند و امروز کردها در برابر ظالمان به پا خاستهاند و این عمل هماکنون در تمام منطقه درحال گسترش است. حماسه کاوه آهنگر هزاران سال در کردستان زیسته شده است و زین پس نیز تا هزاران سال دیگر ادامه خواهد داشت و تا زمانی که ظلم وجود خواهد داشت، مقاومت کردها نیز ادامه خواهد داشت. یک خلق موجودیت خود را با مقاومت تداوم میبخشد؛ این یک حقیقت است. از طرفی شاهد ظلم، سرکوب، تداوم استیلا و حمله به ارزشهای خلق هستیم و از طرف دیگر نیز حقیقت خلق را میبینیم که با تداوم سنت مقاومت کاوه آهنگر موجودیت خود را تداوم بخشیده است. بههمین دلیل میبینیم که در نوروز داستان مقاومت کاوه در برابر ضحاک بازگو میشود و این حماسه با حقیقت نوروز یکی شده است.
در صد سال گذشته میبینیم که اشغالگران و استیلاگران فرصتهای جدیدی را برای تحمیل ارزشها و فرهنگ خود بدست آوردهاند [اشاره به دولتملتهای ماحصل جنگ جهانی اول]. آنها در تلاش بودهاند تا فرهنگ نوروز را در میان خلق از بین ببرند یا اینکه آن را از معنا خالی نمایند. از طرف دیگر در دوران اقتدار امپراتوری عثمانی و قدرت نظامی، سیاسی و فرهنگی آن، تاحدودی توانستند که فرهنگ خود را به خلق قالب نمایند. اما در قرن ۱۹ تا قرن ۲۰ نوروز به شیوهای قدرتمند جشن گرفته شده و و ارزشهای مقاومت آن دوباره شکوفا شده ومفاهیم دمکراتیکی چون عدالت، برابری و حق را در خود حمل نموده است.
در مقابل، در منطق دولتملتگرایی که در سده ۱۹ بوجود آمده، ملتپروری [تقدیس ملت] نیز بوجود آمد و با گذشت زمان از طرف عثمانیان نیز پذیرفته شد. جنبش ملیگرایی نیز در میان عثمانیان رشد پیدا کرد و برضد ارزشهای ملی خلق کرد اتخاذ موضع نمودند. درست شدن چنین ذهنیتی به معنای حمله به ارزشی به نام نوروز و تکثر فرهنگی در یک منطقه از طرف آنهاست. آنها سعی نمودهاند تا در پروسه ملتسازی خود، با حمله ارزشها، فرهنگ و ویژگیهای خلق کرد، آنها را در درون خود ذوب نمایند؛ بهویژه پس از اعلام جمهوری ترکیه [در سال ۱۹۲۳]، این عمل شدت بیشتری یافت. در برابر موصل و کرکوک، همکاری غرب را بدست آوردند تا بتوانند حملات خود را به کردها وسعت ببخشند. در صدر این اقدامات نیز ممنوع نمودن مراسم نوروز بهعنوان سمبل کردها بوده است.
در سالهای ۱۹۷۰ این روند سرعت بیشتری یافته و پس از آن در میان ترکها این فکر و اعتقاد درست شده است که کردها دیگربار نخواهند توانست که برخیزند. همچنین اعتقاد پیدا کردند که کردها زان پس با اشتیاق فراوانی به سمت ترک شدن قدم بر میدارند و روند قتلعام زان پس آنگونه پیش خواهد رفت. در ابتدای سالهای ۱۹۷۰، نورزو تنها در منطقه بوتان و مناطق اطراف آن جشن گرفته میشد. این امر نشان میدهد که غیز از منطقه بوتان و مردین، کردبودن تا سطح خطرناکی در معرض تهدید قرار گرفته بود.
در آن زمان در باشور کردستان نیز هرچند که نوروز جشن گرفته میشد، اما مفهوم و محتوای آن تاحدود بسیاری از معنا خالی گشته بود و از حقیقت خود دور گشته بود. از یاد بردن نوروز و جشن نگرفتن آن، این حقیقت را نشان میدهد که موجودیت کردها تا سطح وسیعی در معرض خطر قرار گرفته بود و خلق دیگر از ارزشهای خود پاسداری نمینمود. اگر دولت ترکیه تا حدودی در سیاستهای خود پیروز شد، به این موضوع برمیگردد که توانست فرهنگ نوروز را با مانع روبرو سازد. همانطور که کردها را تا دم مرگ برده بودند، نوروز را نیز تا دم مرگ کشیده بودند. اینها سیاستهایی بودند که عمداً اعمال میشدند.
جمیل باییک در انتهای اظهارزات خود ضمن تبریک سال نو به تمامی خلق کرد و دوستان کردها، اذعان داشته که "نوروز امسال برای خلق کرد بسیار مهم میباشد. در شرایطی بهسر میبریم که در خاورمیانه توازنات سیاسی از نو شکل میگیرند و فرصتی تاریخی برای کردها بهوجود آمده است. بههمین خاطر نوروز امسال باید این مهم را تداعی نماید که کردها به عنوان یک ملت نباید مورد انکار قرار گیرند و در آینده خاورمیانه باید دارای جایگاه دمکراتیک و آزاد خود باشند. من از تمامی کردها میخواهم که اراده خود را در نوروز امسال به نمایش بگذارند و بر همین اساس، نوروز امسال را به تمامی خلق کرد تبریک میگویم".