اردوغان و توهم حکومت نئوعثمانی| سربرز کرماشان

انگار قرار نیست خاورمیانه لحظه‌‌ای روی آرامش را ببیند. هرروز با خبرهای جدید و غیرمنتظره‌ای روبه‌رو می‌شویم که حاکی از مداخلات نیروهای استیلاگر منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای در ژئواستراتژیک‌ترین قسمت جهان است

انگار قرار نیست خاورمیانه لحظه‌‌ای روی آرامش را ببیند. هرروز با خبرهای جدید و غیرمنتظره‌ای روبه‌رو می‌شویم که حاکی از مداخلات نیروهای استیلاگر منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای در ژئواستراتژیک‌ترین قسمت جهان است

چندی پیش خبر تهاجم ترکیه به بخش‌هایی از شنگال در عراق و روژاوای کردستان در سوریه، به‌مانند بمب در رسانه‌های کردی و جهانی منفجر شد. تهاجماتی  که به شهادت ۲۰ نفر از نیروهای مدافع خلق "ی.پ.گ" در شمال سوریه و ۶ پیشمرگ در شنگال انجامید. ترکیه هدف از این تهاجمات را ضربه زدن به نیروهای حزب کارگران کردستان اعلام کرده است. اما به‌راستی اهداف پشت پرده‌ حمله ترکیه چیست؟ در این نوشتار به بررسی تحرکات و تهاجمات ترکیه در منطقه می‌پردازیم.

 

برای درکی درست از تحرکات اخیر ترکیه باید فضای داخلی ترکیه را مورد واکاوی قرار دهیم، زیرا فعل ‌و انفعالات کنونی ترکیه تا حدود زیادی نشات گرفته از فضای سیاسی‌ـ اجتماعی داخل ترکیه است. با فرض اینکه رفراندوم اخیر ترکیه برای تغییر سیستم پارلمانی به ریاست‌جمهوری در صحت و سلامت انجام شد که چنین چیزی با شبه روبه‌رو است. اما بازهم با تحلیل آمار این رفراندوم می‌توان به نتایجی دست‌یافت که باید در تحلیلات خود مورد توجه قرار دهیم.

 

جامعه دوقطبی ترکیه زمینه‌ساز بحران:

همان‌طور که می‌دانیم رفراندوم ترکیه نشان از یک نتیجه ۵۱ به ۴۹ درصدی به سود ارودغان دارد. نتیجه‌ای که طعمی از برد ندارد؛ بلکه حاکی از تقسیم شدن جامعه‌ ترکیه به دو بخش موافق و مخالف اردوغان، ایجاد انشقاق، عدم مقبولیت حداکثری جامعه‌ِ از سیاست‌های اردوغان و دولتش را نمایان می‌کند. می‌توان گفت: اعتراضات مردمی وسیعی درراه است. اعتراضات که علاوه بر کردها به‌عنوان قشر ناراضی که دارای پیشنه‌ای تاریخی و مبارزاتی طولانی هستند، گستره‌ زیادی از دیگر جوامع ترکیه را نیز در برمی‌گیرد. زیرا اکثریت مردم ترکیه خواهان این نیستند که دمکراسی حداقلی ترکیه با طرح‌های حزب به‌ظاهر اسلام‌گرای "عدالت و توسعه" محدودتر شود و درهای ورود به اتحادیه اروپایی بر ترکیه بسته شود. لازم به ذکر است اقتصاد رو به سقوط ترکیه نیز برافزایش نارضایتی مردم ترکیه می‌افزاید. فراموش نکنیم نتایج این رفراندوم بدون در نظر گرفتن ۲۴ درصد از واجدین شرایط رای دهندگان است که در رفراندوم شرکت نکرده‌اند که اکثریت این افراد سیستم کنونی و سیستم وعده داده‌شده را مشروع و قبول نمی‌دانند و اگر این ۲۴ درصد از کسانی که رای نداده‌اند را به جامعه‌ مخالفان ترکیه اضافه کنیم اوضاع برای اردوغان وخیم‌تر می‌شود.

 

گرچه به‌نظر عده‌ای همگرایی و هم‌پیمانی دو جریان عمده‌ی مخالف اردوغان یعنی حزب دمکراتیک خلق‌ها (ه.د.پ) و حزب جمهوری‌خواه خلق‌ (ج.ه.پ) دور از انتظار است، اما حقیقت این‌ست که با کاهش اختیارات این  دو حزب در اداره‌ی کشور مجبور به هم‌پیمانی شوند همان‌طور که دو حزب عدالت و توسعه (آ.ک.پ) و حرکت ملی (م.ه.پ) در کنار هم جای گرفتند. به‌نظر می‌رسد حزب جمهوری‌خواه خلق، حزب دمکراتیک خلق‌ها و دیگر گروه‌های مخالفان اردوغان، در نهایت مجبور به همکاری شوند و با یکدیگر جبهه‌ متحدی در مخالفت با سیاست‌های اردوغان و دولتش ایجاد نمایند. دولت اردوغان که به‌خوبی به این امر آگاه است می‌خواهد به‌مانند آتاترک با نابودی مخالفان خود نگذارد اعتراضات شدت بگیرد. برای همین اردوغان با کوبیدن بر طبل جنگ خارجی با کردهای روژاوا، شنگال و قندیل همچنین جنگ داخلی با نیروهای حزب کارگران کردستان خواستار آن است که با در دستور کار قرار دادن سیاست فرافکنی، افکار عمومی جامعه‌ی ترکیه را از واقعیت و وضعیت بغرنج سیاسی-اجتماعی منحرف کند تا حکومت نوپای عثمانی گونه‌اش را تحکیم بخشد.

 

اهداف تهاجمات اخیر دولت ترکیه:

دولت ترکیه با حمله به شنگال و روژاوای کردستان چند هدف عمده دارد که اهم آن‌ها به شرح زیر است:

- انحراف افکار عمومی و کسب زمان مناسب برای پاک‌سازی یا جذب رهبران و اشخاصی که نقاط قوت احزاب و گروه‌های مخالف هستند.

- ایجاد حس ناسیونالیستی کاذب در ترک‌ها با ادعاهایی به‌مانند احیای امپراتوری عثمانی، که هدف از آن انحراف افکار عمومی از مشکلات داخلی است.

- تلاش برای تضعیف و نابودی نظام دمکراتیک شمال سوریه، زیرا این سیستم و نیروهایش نقش ترکیه را در منطقه‌ کم‌رنگ کرده است و باعث شده‌اند که ترکیه در عرصه‌ جهانی و منطقه‌ای نیز نتواند با استفاده از نفوذ خود در منطقه به باج‌گیری‌های خود ادامه دهد.

- ممانعت از فتح رقا به‌وسیله نیروهای سوریه دمکراتیک زیرا فتح رقه به‌وسیله این نیروها اوضاع ژئوپلیتیک منطقه را به نفع نیروهای سوریه دمکراتیک کاملاً دگرگون می‌کند و این امر باعث کم‌رنگ گردیدن هرچه بیشتر وجه بین‌المللی ترکیه به‌عنوان ژاندارام منطقه می‌شود.

- ایجاد اختلاف میان نیروهای هم‌پیمان بین‌المللی با نیروهای سوریه دمکراتیک؛ که این امر را با مهندسی رسانه‌ای و اعلام اینکه نیروهای هم‌پیمان از حمله ترکیه به شنگال و روژاوا آگاه بوده‌اند دنبال کرد.

 

فرجام سخن:

به‌هرحال اردوغان و دولتش باید بدانند که اوضاع حکومت عثمانی نوپایش چندان خوب نیست و دور از انتظار نیست که این حکومت نوپا بر سر اردوغان خراب شود. فریب دادن و انحراف افکار عمومی مردم ترکیه با مفاهیم ناسیونالیستی و کهنه‌پرستی برای مدت بلندی پاسخگو نیست و در بلندمدت این مفاهیم که از زباله‌دان تاریخ برداشته است رنگ و بویش را از دست می‌دهد و حتی برای ناسیونالیست‌های افراطی هم فاقد معنا می‌شود. کاملاً مشهود است مشکلات داخلی و جنگ با پ.ک.ک و اقتصاد نابسامان ترکیه همه‌و‌همه بر مردم فشار می‌آورد؛ فشارهایی که اردوغان دیگر نمی‌تواند با شعارهای عوام‌فریبانه و اصرار به جنگ در داخل و خارج مرزهایش، هزینه‌های سرسام‌آور آن‌ها را تحمل نماید. در پایان می‌توان گفت: اردوغان و حکومت نئوعثمانیش با عدم کارایی در سیاست داخلی و خارجی روبه‌رو هستند. دور از انتظار نیست که اردوغان باسیاست‌هایش ترکیه را به سوریه‌ دیگری تبدیل سازد.