این روزها موضوع شنگال و جنگی کە میان دو جریان مهم! در عرصە تحولات مناطق کردنشین روی دادە است، بە سرتیتر همە موضوعات تحلیلگران سیاسی تبدیل شدە است. بە تأکید هیچ کردی دوست ندارد در میان دو حزب کردی در عرصە تحولات کردستان جنگی روی دهد و همگی نیز باید تمام تلاش خویش را در راستای روی ندادن چنین اتفاقی بگذاریم، اما چیزی کە مشخص است این است کە مسئلە شنگال چیزی فراتر از سایر درگیریهای داخلی در طول تاریخ احزاب کرد است؛ بطوریکە میتوان آن را حتی "ایستگاه پایانی" خواند. ایستگاهی کە یک بزنگاه تاریخی است و نتیجەاش خیلی چیزها را روشن خواهد کرد. با نگاهی کلی بە معاهداتی همچون قصرشیرین، سایکس-پیکو و لوزان این مسئلە قابل درک میباشد کە موارد مذکور نیز همچون وضعیت موجود، همگی یک بزنگاه تاریخی بودند کە متأسفانە در همە آنها، کردها همچون یک کارت میان قدرتهای منطقەای و بینالمللی بودند؛ بطور خلاصە کردها یا نقش خرگوش را بازی میکردند و طعمە میشدند و یا همیشە طعمەبگیر قدرتهای بینالمللی بودند. میتوان گفت چنین رویدادهایی ناشی از یک هویت ناهمگن بود کە کردها بە درازای تاریخ دچار آن بودند. همچنین میتوان عدم درک صحیح نیروهای سیاسی کرد از واقعیتهای موجود را نیز به این مورد افزود؛ واقعیتهایی کە همگی نشان از ساخت و پاختهای سردمداران قدرت و سرمایە بود در راستای بازتولید بردگی انسان. بردگیای کە ریشە در تاریخی هزاران سالە دارد. اما مسئلە مهم در مقطع کنونی، نحوه چینش نیروها و بازیگران در تحولات کنونی میباشد کە حول دو محور قدرت- سرمایە و محور ارادە خلق در جریان میباشد. محور قدرت-سرمایە همچون تاریخ پیشینش بر تکرار فاجعە تاریخی دیگری همچون سایکس- پیکو اصرار دارد و همە تلاش خویش را بر هدایت نظم کنونی بە سوی نظمی است کە در نهایت بە بازتولید سیستم بازار آزاد حول محور قدرت و سرمایە بیانجامد و بە نوعی تقسیم دوبارە بردگی خلقهای خاورمیانە است کە تاریخاً صاحب غنیترین شیوە زندگی چە بە لحاظ سیاسی و اجتماعی و چە بە لحاظ اقتصادی بودەاند. محور دیگر محور ارادە خلقهای خاورمیانە است کە نماینده آن نیروهای دمکراتیک شمال سوریە و تمام جاهایی است کە خودمدیریتی دموکراتیک را برگزیدەاند تا مالک ارادە خویش باشند. ک.ج.ک (کنفدرلیسم جوامع کردستان) نیز همچون پدر معنوی این محور هموارە از پشتیبانی چنین ارادەای کوتاه نیامدە و از هر لحاظ همراه با این محور بودە است. نکتە مهم در اینجا چگونگی بازی محورهای مذکور در ارض واقع و اینکە چە کارتهایی را برای نشاندن هدف خویش بر کرسی استفادە میکنند میباشد.
محور قدرت-سرمایە:
محور قدرت-سرمایە از نظر نگارنده تمام قدرتهای منطقەای و بینالمللیای هستند کە حول محور دولت -ملت و بازار ازاد و سرمایە شکل گرفتەاند و هموارە در راستای حفظ کلیت نظم موجود همراه با تلاش برای کسب بیشترین امتیاز در نظم جدید بودەاند. در ملغمە خاورمیانە هموارە کارتهای متفاوتی مورد استفادە این محور قرار گرفتەاند کە بزرگترین آنها گروە دولت اسلامی موسوم بە داعش است کە از ابتدای بحران خاورمیانە تاکنون بە شیوەهای مختلفی از طرف دولت-ملتهای حاظر در این محور مورد استفادە قرار گرفتە شدە است. از ارسالهای عمدی سلاح از طرف امریکا برای این گروە گرفتە تا جهتدهی سیاسی - نظامی آن توسط ترکیە، همگی حاکی از قصد این محور مبنی بر ایجاد نظمی جدید میباشد، چراکە سیستم موجود هموارە در هنگام برخورد با بحران نیاز بە یک بازی جدید داشت تا سیستم موجود را با رنگ و لعابی تازە و تحت لوای عهدنامەای تازە بە خورد جهان بدهد. هر کدام از بازیگران این محور درصدد کسب سهم خویش از کیک کنونی خاورمیانە میباشند و هرکدام نیز دارای کارتهای بخصوصی هستند. بەعنوان مثال ایران با کارتهایی همچون حشدالشعبی، حزباللە، اسد و دولت مرکزی عراق بازی را هدایت میکند. ترکیە نیز با کارتهایی همچون داعش و نیروهای ارتش آزاد و سایر نیروهای بنیادگرا بازی میکند. روسیە و امریکا نیز هر کدام دارای کارتهای بخصوص خویش می باشند. بطور کلی مرکزیت محور مذکور هماکنون در روسیە و امریکا و چگونگی بە بازی گرفتن قدرتهای منطقەای متمرکز است تا بتوانند در نهایت نظم دلخواه خویش را حاکم گردانند.
محور ارادە خلقها:
محور مذکور همانطور کە از عنوانش پیداست مبتنی بر ارادە آزادیخواهانە و تحولخواهانە خلقها است کە هموارە در طول تاریخ، تحت شدیدترین آسمیلاسیونهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی قرار گرفتەاند. محور مذکور بجز ارادە مبتنی بر آزادی، کارت دیگری ندارد و هموارە با طرح موضوع ارادە خلقها تلاش داشتەاند تا بە شیوەای مسالمتآمیز خاورمیانە را بەسوی نظم دمکراتیکی هدایت کنند کە در آن تمام خلقها فارغ از هر رنگ و نژادی تحت یک سیستم دمکراتیک همەگیر زندگی کنند و در آن همە جنبەهای هویتشان اعم از زبان و سایر ویژگیهای فرهنگیشان حفظ شود. در همین راستا نیروهای دمکراتیک شمال سوریە با تشکیل فدراسیون دموکراتیک شمال سوریە در چند سال اخیر، بە شیوەای عملی اهداف دمکراتیک و اخلاقی خلقهای سوریە را پیگیری کردند.
شنگال
شنگال بەعنوان یک بزنگاه تاریخی بەدلیل موقعیت استراتژیکش برای هر دو محور مذکور دارای اهمیت ویژەای میباشد بطوریکە سرنوشتاش بسیاری از معادلات این جنگ فرسایشی را دچار تحول خواهد کرد. در این میان مهمترین بازیگران درگیر در مسئلە شنگال بە دو محور ترکیە-بارزانی و ایدئولوژی آپویی تقسیم شدەاند و هر کدام باتوجە بە جایگیریشان در دو محور "قدرت-سرمایە" و "ارادە خلقها" در پی فرمدهی بە آیندە این نقطە استراتژیک در مرز میان سوریە و عراق هستند. هماکنون بەدلیل اینکە پ.ک.ک بعد از ورود داعش بە شنگال و فرار نیروهای بارزانی در شنگال دست بالا را دارد توانستە است پس از آزادسازی شنگال و در مدتی کم آرایش ایدئولوژیک و نظامی شنگال را در راستای ارادە خلقها تنظیم کند در همین راستا میتوان بە یگانهای محافظ شنگال اشارە کرد کە با تکیە بر ارادە خلق ایزدی مبنی بر شکلگیری نیروی دفاع ذاتی تشکیل شدە است و دارای توانایی زیادی نیز هم از لحاظ لجستیک و هم از لحاظ ایدولوژیک میباشند. آنسوی قضیە اما دولت ترکیە شنگال را همچون آخرین کارت خویش برای مبارزە با ارادە آزادیخواه خلق کرد و جلوگیری از پیوستن کانتونهای سەگانە کردها در شمال سوریە میداند. بەهمین دلیل از هیچ تلاشی برای مبارزە با این ارادە تا بحال فروگذار نکردە است. در همین راستا دولت ترکیە، حزب دموکرات کردستان عراق را همچون کارتی همیشە حاضر مورد استفادە قرار دادە است. از مسئلە بستن مرز سمیلکا گرفتە تا حفر خندق میان خلق کرد در دو سوی مرز و جدیداً نیز بە دنبال بە بنبست خوردن تمام تلاشهایش در راستای نابودی ارادە خلق کرد، در پی روشن کردن یک جنگ همەگیر میان پارت دموکرات کردستان عراق و نیروهای دفاع ذاتی شنگال و نیز پ.ک.ک می باشد تا بتواند بە شنگال دست یابد و از آنجا نیز مراحل بعدی نقشە خویش مبنی بر نابودی دستاوردهای خلق کرد در شمال سوریە را پیگیری کند. نکتە مهم اینجا این است کە حزب دموکرات کردستان عراق با رویای واتیکانی خویش همچون آخرین کارت محور قدرت- سرمایە بر ضد محور مبتنی بر ارادە خلقها بازی دادە میشود تا در نهایت همچون نیرویی اقماری و محدود در سە استان کوچک بە بازتولید پارادوکس عشیرە- سرمایە خویش بپردازد.